کلوتِ لوت
آرم استرانگ وقتي پا به كره ماه گذاشت نمي دانم چه احساسي داشت! زمانيكه بر كلوت لوت پا ميگذاري و دور دست افق را مي نگري و عمق سكوت را با تمام وجود حس ميكني، بيان آن لحظه در توان قلم نگنجد. "گذري بر جاي پاي محمل سواران كوير"(مجله دوستداران شکار و طبیعت شماره 66) بيان احساس نگاهي است كه از اين منظر توصيف گرديده..0
زندگی یک بازی دردآور است زندگی یک بازی بی آخر است زندگی کردیم اما باختیم کاخ خود را روی دریا ساختیم لمس باید کرد این اندوه را بر کمر باید کشید این کوه را زندگی را با همین غمها خوش است با همین بیش و همین کمها خوش است باختیم و هیچ شاکی نیستیم بر زمین خوردیم و خاکی نیستیم روزی به پیر میکده گفتم که عمر چیست؟ پلکی به روی هم زد و گفتا جهان گذشت. همیشه در گذر زمان دو چیز از بهترین ماندگارهاست. "عکس ها و یادداشت ها". وقتی عمری را می گذرانی و رد پای زمان را بر چهره ات مشاهده میکنی علاقمندی تا به گذشته برگردی و با دیدن عکسها و یادداشتها لحظاتی را از زمان حال بیرون باشی. بر آن باشیم که بنویسیم و عکس بگیریم. باشد که اندکی از حسرت روزهای گذشته بکاهیم. ... جنگل باغ شادی-یزد اسکمبیل- مظهر قدرت زاغ بور- میراث ملی بنام خدا به : سرکار خانم دکتر فاطمه جوادی معاونت محترم رئیس جمهور و ریاست سازمان از : اکبر همدانیان ( کارشناس ارشد علوم محیط زیست و مدیر سابق پروژه ملی یوزپلنگ آسیایی ) نقدی بر روند پروژه ملی یوزپلنگ آسیایی از سال 84 تا 87 با سلام و دعای خیر و آرزوی قبولی طاعات و عبادات احتراماَ : با توجه به موقعیت شغلی سرکار و تراکم کار و جلوگیری از تصدیع وقت ، لاجرم گزارش تهیه شده به صورت فشرده تهیه تا مجال مطالعه فراهم گردد. در هر صورت اگر این فرصت برای مطالعه میسر نگردید انتظار دارد اوامر موءکد به مسئول محترم پیگیریهای ویژه صادر تا حسب المورد اقدام لازم به عمل آید. در دنیای امروز علاوه بر متولیان ، کارکنان و مسئولین اجرایی سازمان حفاظت محیط زیست و سایر ارگانهای ذیربط عاشقان و علاقمندان بیشماری به حیات وحش عشق می ورزند و از هرگونه بحرانی که بنوعی این مواهب طبیعی را با خطر مواجه سازد نگران شده و حاضرند تا بدون هرگونه چشم داشت در راه نجات این موجودات زیبا که عرصه طبیعت را با حضور خود آذین کرده اند و هرکدام از آنها آیاتی از خالق هستی می باشند تا سرحد امکان و بعضاَ تا پای جان مایه گذاشته و تلاش نمایند. در شهریور ماه سال 1380 با همت کارشناسان دلسوز و علاقمند ، سند پروژه ملی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی تدوین و به سازمان عمران ملل متحد ارسال شد. در سند پروژه مدت زمان لازم برای تعیین و ارائه راهکارهای مدیریتی به منظور نجات گونه از خطر انقراض لحاظ شده بود. شروع و راه اندازی یک پروژه آن هم در سطح بین الملل بدون شک مواجه با فراز و نشیب هایی است که نمی توان منکر آن شد. مدیریت پروژه با تمامی مشکلات و جنگ و جدالهای آنزمان که من هم اکنون آنها را درک مینمایم به آقای مهندس جورابچیان سپرده شد و در کمتر از 2 سال اقدامات چشم گیری در زمینه انجام بررسی های گسترده و جمع آوری اطلاعات اولیه ، انتخاب 5 زیستگاه بعنوان زیستگاههای منتخب ، بکارگیری حدود 30 نفر پرسنل اجرایی جهت ارتقاء کیفیت حفاظت و تهیه پروتکل های سرشماری طعمه های یوز در زیستگاههای منتخب، آموزش محیط بانان ، خریداری تقریبا " تمامی ابزار و ادوات و وسائط نقلیه و سایر موارد که در حوصله این مکتوب نمی گنجد و گزارشات کار در آرشیو پروژه موجود می باشد ، توسط مشارالیه انجام شد . در مهرماه سال 1382 مسئولیت پروژه با حفظ پست سازمانی ( معاون فنی اداره کل یزد ) بعهده اینجانب اکبر همدانیان گذاشته شد و از زحمات آقای جورابچیان در یک جلسه با حضور معاونین ومدیران کل ستادی واستانهای ذیربط با اهدائ جوائزی بنحو شایسته تودیع و قدردانی شد . اقدامات و زحماتی که توسط اینجانب ازنیمه دوم سال 1382 تا اوایل سال 1385 صورت گرفت در آرشیو پروژه موجود و میتوان از کارگزاران فعلی پروژه پرسید،واذعان خواهند فرمود که بیان آن از سوی اینجانب پسندیده نیست ، ولی باسربلندی و شرافتمندی اظهار می دارم که در تمام عمر خدمتی ام ( 35 سال ) در استانهای مختلف عاشقانه به طبیعت رفتم ، از طبیعت الهام گرفتم و هر روز به هستی بخش عالم کون و مکان آفرین گفته و در راه حفاظت از مواهب خدادادی آنچه در توانم بود در طبق اخلاص نثار راه زیباییهای آفریده شده دادار جهاندار کردم. خوشبختانه آرشیو پروژه بیانگر ادعاست و شاهدان حاضری که مهر تاکید بر این ادعا می زنند هنوز در عرصه کاری سازمان حضور دارند که استدعا دارد حتماَ تحقیقات لازم توسط افراد مورد اعتماد انجام شود . و اما آنچه رشته شده بود با انتصاب هوشنگ ضیایی ناجوانمردانه پنبه شد و همه زحماتی که در این مدت کشیده شده بود و قدمهایی که در راه نجات گونه برداشته شده بود نه تنها پایمال و از بین برده شد بلکه خاطرات بسیار زشت و ناپسندی را از خود به یادگار گذاشت که گفتن بعضی از آن حرکات و رفتار تحت لوای اینکه دوستدار طبیعت اند شرم آور است. به اصرار آقای هادی سلیمان پور ( معاون وقت محیط طبیعی ) در فروردین ماه 1384 هوشنگ ضیایی بعنوان مدیر پروژه انتخاب و بقول روزنامه نگار همشهری حلقه گمشده نجات یوز پیدا شد! اولین خصوصیت کاری وی مطرح کردن خود در تمامی زمینه های کاری به عنوان پیش کسوت محیط زیست وپایمال کردن و نادیده گرفتن زحمات تمامی افرادی که در هر زمینه فعالیت کرده یا می کنند. شما اگر فیلم مستند یوزپلنگ را که همدستش احمد ضابطی جهرمی تهیه کرده و همزمان با فیلم گورخر دوبار از شبکه چهار سیما پخش شده است را نظاره کرده باشید به گفته های بنده ایمان می آورید. در حد یک یا دو جمله که آنهم اجتناب ناپذیر بوده از آقای جورابچیان و مابقی فیلم از گفتار خود و نوچه اشان هومن جوکار و در این میان بخاطر خالی نبودن عریضه چند کلامی هم از دو محیط بان منطقه مجموعه مستند را تشکیل می دهد. خود را عاشق دلسوخته ای بیان می کند که یوزپلنگ دستشان را لیسیده و اینچنین از ناجی اشان تشکر کرده است. وی که در سالهای 80 تا 84 یکی از مخالفین سرسخت پروژه یوزپلنگ بود و هنوز سخنانشان در جمع طرفداران محیط زیست موجود است که می گفتند پروژه یوز به ترکستان می رود و از عملکرد سازمان سخت گله مند و شاکی بودند بعد از سال 84 و آوردن ایشان توسط هادی سلیمانپور 180 درجه چرخیده و صحنه تغییر یافت و او که شومن عجیب الخلقه ای است دست به تبلیغات وسیعی بنفع خود زد و عجب که حتی سازمان را که متولی اصلی محیط زیست کشور است را به زیر سوال برده و در بعضی موارد به استهزاء و مسخره گرفته است. خوشبختانه اسناد هزینه و آرشیو پروژه بیانگر واقعیت ها هستند. البته اگر بعضی از سوابق موجود باشد و با رفتنش معدوم نشده باشند. آنچه بعنوان مقدمه در بالا به آن اشاره شد آمادگی ذهن مسئولین محترم ستادی سازمان است تا آگاه باشند که با حضور چنین افرادی در عرصه کار سازمان نه تنها دست آوردی نداشته بلکه دارای اثرات سوء ناخوشایندی است که موجب دلسردی کار همکارانی را سبب می شود که بی محابا زحمات آنان را نادیده و برای مطرح کردن خود تمامی حقوق اجتماعی و کاری آنان را پایمال نموده است. گرچه چهره شناخته شده ایست و اکثریت قریب به اتفاق همکاران درون سازمانی و بیرون از سازمان با خلق و خوی ناپسند مشارالیه آشنا هستند لیکن بی توجهی به اینگونه مسائل منجر به تخریب روحی و روانی پرسنل گشته و انگیزه کاری را از آنان خواهد گرفت. اینک لازم می داند به موارد معدودی از عملکرد مشارالیه در پروژه ملی یوزپلنگ آسیایی در زمان تصدی اش ( مدیر پروژه ) به شرح ذیل اشاره نماید. <!--[if !supportLists]-->1. <!--[endif]-->در آنزمان که پناهگاه حیات وحش دره انجیر و نی باز منطقه حفاظت شده کوه بافق و شکار ممنوع آریز از طریق اداره کل یزد به سازمان پیشنهاد شد ، هوشنگ ضیایی به اتفاق یکی از همکاران جهت کارشناسی به یزد آمده و پس از یک هفته بازدید از منطقه گزارش کارشناسی توسط وی تهیه و اظهارنظر کرد که : مناطق پیشنهادی ارزش هیچگونه حفاظت ندارد و در مدت بازدید تنها چند عدد موش و مار چیز دیگری مشاهده نشد ( گزارش در آرشیو موجود است ). خوشبختانه با رایزنیهای انجام شده گزارش وی را نادیده و مناطق در شورایعالی محیط زیست به تصویب رسید که هر دو منطقه دره انجیر و کوه بافق جزو زیستگاههای منتخب لحاظ و عکس یک خانواده 5 قلاده ای یوز بوسیله دوربین های تله ای گرفته شد که در سایت های خبری به عنوان یک پدیده جالب چاپ شد. این مورد نشانگر نگاه عمیق و آینده نگر ایشان در مورد کار کارشناسی است! <!--[if !supportLists]-->2. <!--[endif]-->عقد قرارداد با جمشید فاضل که پس از 20 سال کناره گیری از سازمان و عدم ارتباط رشته تحصیلی و پرداخت مبلغی معادل 120000000 ریال صرفاَ برای تداوم رفاقت بدون هرگونه عملکرد کاری که این قرارداد خیانتی است به پروژه و عدم استفاده از نیروهای موجودی که هم علاقمند به حیات وحش بوده و هم در جریان کار بوده و می باشند. <!--[if !supportLists]-->3. <!--[endif]-->عقد قرارداد با شعله شاهرخی ( رشته تحصیلی مردم شناسی ) ایشان در حال جمع آوری پایان نامه اش تحت عنوان دختران فراری بود که مدیر پروژه برای حفظ رفاقت و بجای آوردن حق همسایگی مبلغ 22000000 ریال به وی پرداخت شد و در مقابل یک پاراگراف گزارش ارائه که برای درک کیفیت آن لازم است به آرشیو پروژه مراجعه شود. <!--[if !supportLists]-->4. <!--[endif]-->پرداخت هزینه قابل توجه جهت هواپیمای فوق سبک و انجام حرکات نمایشی در توران و پارک ملی کویر بدون هیچگونه دست آورد . <!--[if !supportLists]-->5. <!--[endif]-->عقد قرارداد با انجمن بوم پژوهان به مبلغ 224750000 ریال جهت امکان سنجی یوز در چاه افتخاری خراسان رضوی و آموزش جوامع محلی در توران که خود حاوی علامت سوال بزرگی است. <!--[if !supportLists]-->6. <!--[endif]-->پرداخت مبلغ 30000000ریال به انجمن طرح سرزمین پایدار ( N.G.O فرمایشی) جهت امکان سنجی یوز در بهرام گور ( هیچ ربطی به زیستگاههای منتخب نداشته و در سند پروژه نیز جایگاهی ندارد ). <!--[if !supportLists]-->7. <!--[endif]-->پرداخت مبلغ 30000000 ریال به کانون پژوهش و حفاظت از طبیعت پایدار ( N.G.O فرمایشی ) جهت امکان سنجی یوز در بیدوئیه کرمان ( هیچ ربطی به زیستگاههای منتخب نداشته و در سند پروژه جایگاهی ندارد ). <!--[if !supportLists]-->8. <!--[endif]-->هزینه پذیرایی از آقای مرعشی و همراهان در توران که فاکتورها بدون تاریخ اند و هزینه آن مشخص نمی باشد. هدف کلی دست یابی به پارک توران جهت دعوت از میهمانان خارجی و راه اندازی اکوتوریسم.(یعنی شرکت خصوصی آقای ضیائی وایشان بنام اکو تور). <!--[if !supportLists]-->9. <!--[endif]-->پرداخت مبلغ 70000000 ریال به همایون صادقی جهت فراهم آوری تدارکات تغذیه جهت حدود 40 نفر خانمها و آقایان ( برگزیده مدیر پروژه ) به نسبت جنسی پنجاه پنجاه جهت سرشماری طعمه های یوز که نتایج آن کاملاَ روشن است. از کم و کیف این سفرهای به یاد ماندنی بهتر است از حراست اداره کل یزد، سمنان، آقای احمد عجمی توران و مامورین اجرایی مناطق دره انجیر، بافق، توران و پارک ملی کویر استعلام شود. عمدتاَ آثار سوء بجا مانده در شرایطی که مامورین پروژه 9 ماه بدون دریافت حقوق بودند و مشاهده این صحنه ها، بسیار ناراحت کننده بود. <!--[if !supportLists]-->10. <!--[endif]-->تبلیغات وسیع شرکت اکوتور متعلق به مدیر پروژه و همدستانشان در طی مدت تصدی اشان و تلاش در جهت انتخاب منطقه توران جهت آوردن تورهای خارج از کشور با تبلیغات گسترده عمدتاَ توسط خانم شاهرخی و سایر همدستان از طریق مکاتبات الکترونیک و تسلط بر زبان با استفاده از تسهیلات پروژه بخصوص ارتباط اینترنتی و سایر وسایل پروژه. <!--[if !supportLists]-->11. <!--[endif]-->ارسال عکسها و سایر اطلاعات پروژه بمنظور خود مطرح کردن و تلاش در جهت پایمال نمودن زحماتی که در ظرف قریب پنج سال ( قبل از تصدی هوشنگ ضیایی ) توسط خانم پهلوانزاده و آقای جورابچیان، همدانیان، عطاردی، رهگشایی و پرسنل زحمت کش پنج زیستگاه منتخب کشیده شده بود و نزدیک به 7000 عکس در آرشیو موجود بوده به سایتهای خارجی آنچه در بالا رفت تنها گوشه ای از عملکرد بدون هدف و صرفاَ هواداری از افرادی بود که زمانی یا دانشجوی وی بوده و یا در شرکت اکوتور فعالیت داشتند می باشد. به منظور دست یابی به بقیه موارد و استفاده از وسایل می بایست بررسی های لازم صورت گیرد. آیا در مدت تصدی ایشان چه نوع فعالیتی صورت گرفته که یوزپلنگ ( میراث ملی ) را از خطر انقراض نجات دهد. آیا مدیران با سابقه و مجرب و دلسوزی که برای حیات وحش اظهار نگرانی و پریشان احوالی می کنند همین افرادند؟ ایشان بنا به اظهارات مجری محترم تلویزیون مدعی هستند از جیبشان برای نجات حیات وحش خرج می کنند، استدعا دارد بررسی فرمائید وببینید آقای جورابچیان وآقای بهمن نجفی و امثالهم که پروژه یوز را بوجودآوردندو با دست خالی همه کار برای پروژه کردند از پروژه چقدر پول گرفتند و آقای ضیائی و یارانشان نظیر آقای جوکار چقدر!!!؟.در حالیکه چشم بعضی از نهادهای خارجی از جمله UNDP,GEF,CCF,IUCN,WCS و غیره به نحوه عملکرد و برخورد ما در مورد حیات وحش ایران است می بایست چنین عمل کنیم؟ آیا برای مطرح ساختن خودمان می بایست دست به هرگونه اقدامی بزنیم و به عاقبت آن نیاندیشیم؟ آنان که خالصانه کار کردند و عاشقانه به طبیعت نگاه کردند و از خود یادگارهایی بجای گذاشتند، مگر نه اینکه نام نیکشان باقی است حتی اگر در مقابل عملکردشان پولی را هم دریافت کرده باشند. نام هرینگتون، اسکات، اسپونر و ...... اگرچه خارجی هستند ولی هنوز آثار بجای مانده از آنها بعنوان منابع معتبر حیات وحش قابل استناد و استفاده می باشد. در پایان استدعا دارد با توجه به حساسیت موضوع اگرچه از لحاظ هزینه در مقابل سایر هزینه های صورت گرفته کشور مبلغ قابل توجهی نیست لیکن عملکردها بطریقی است که ما را در مقابل تماشاگران با علامت تعجب و سوال مواجه می سازد. جای خوشوقتی است که همکاری ایشان با سازمان قطع گردیده و پروژه اینک بدست یکی از علاقمندان واقعی حیات وحش سپرده شده که سابقه فعالیتش کاملاَ روشن است. امیدوارم سازمان نیز در مقابل عملکردها سکوت ننماید و برای تقویت انگیزه کاری و احتراز از ولنگاری نسبت به موضوع رسیدگی و اقدام لازم به عمل آورد. وجود افرادی همچون جوکار ها و نمایش فیلم های فرمایشی بدون هماهنگی با سازمان بجز تخریب اهداف آرمانی سازمان چیز دیگری را به همراه نخواهد داشت. مستند یوز که توسط احمد ضابطی جهرمی ساخته و از شبکه 4 سیما پخش شد و منتقد فیلم که اراجیف مسخره ای را در مورد فیلم اظهار می نمود، عملکرد سازمان را با علامت سوال مواجه می سازد. بهتر نیست که مسایل را بازنگری و برای حفظ حرمت سازمان و رسالت درخور شأن آن ضمن دوری از اینگونه افراد مزور و متلون و فرصت طلب از نیروهایی استفاده کنیم که به طبیعت عشق می ورزند و تا پای جان برای آن مایه می گذارند. باشد که چنین باد. اکبر همدانیان کارشناس ارشد علوم محیط زیست و مدیر سابق پروژه ملی یوزپلنگ آسیایی ۱۳۸۷/۷/۹ رونوشت: <!--[if !supportLists]-->1. <!--[endif]-->جناب آقای دکتر دلاور نجفی معاونت محترم محیط طبیعی و تنوع زیستی جهت استحضار و اقدام بایسته <!--[if !supportLists]-->2. <!--[endif]-->مدیرکل محترم نظارت و بازرسی سازمان جهت استحضار و هرگونه اقدام <!--[if !supportLists]-->3. <!--[endif]-->مدیرکل محترم حوزه حراست سازمان جهت استحضار و هرگونه اقدام <!--[if !supportLists]-->4. <!--[endif]-->مدیر محترم پروژه یوزپلنگ آسیایی جناب آقای مهندس جورابچیان جهت استحضار و هرگونه اقدام <!--[if !supportLists]-->5. <!--[endif]-->جناب آقای مهندس ابراهیمی مدیرکل محترم حفاظت محیط زیست استان سمنان جهت استحضارواعلام نظر. <!--[if !supportLists]-->6. <!--[endif]-->جناب آقای مهندس صالحی مدیرکل محترم حفاظت محیط زیست استان یزد جهت استحضار و اعلام نظر. بنام خدا سرکار خانم فاطمه جوادی معاون محترم رئیس جمهور و ریاست سازمان با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات در این ماه مبارک ؛ خانم جوادی برایم سوال است که آیا تعصب سازمانی 35 ساله خدمت کرده ها بیشتر است یا آنان که 4 سال است به سازمان آمده اند! منتظر جواب نمی مانم ولی قدر مسلم می دانم که وقتی انسان (منظورم به تمام معنی کلمه) در جایی مسئولیت می پذیرد متعصبانه با رعایت حرائم ضمن عملکرد به وظیفه اش همچون پدری مسئول و یا مادری مهربان تلاش می نماید که اسباب راحتی و کار پرسنل اش را فراهم ساخته و زحمات آنان را ارج نهد. حال اگر فردی 30 سال از تشکیلاتی ارتزاق شود و در آخر هم به همه چیز پشت پا زند و تشکیلات سازمانی خودش را بی هیچ احساس مسئولیتی برای خود بزرگ بینی بفروشد حکایت نمکدان شکستن تداعی گشته و خیانت معنا می گیرد. به پیوست اعتراضیه اینجانب به شبکه 4 سیما که بیانگر واقعیت تلخ پشت پا زدن همکاران به تشکیلات سازمانی و نا دیده گرفتن زحمات همکاران است به حضورتان تقدیم، باشد که آن کنید که روا و سزاوار آنند. با تشکر اکبر همدانیان کارشناس ارشد علوم محیط زیست و بازنشسته سازمان رو نوشت: بنام خدا مدیریت محترم شبکه چهارم سیما جناب آقای دکتر پورحسین ؛ با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ایام ماه مبارک رمضان، بدیهی است عملکرد و نقش سیمای جمهوری اسلامی ایران می بایست به گونه ای باشد که بینندگان باور داشته باشند که آنچه را مشاهده می نمایند آینه تمام نمای حقایق و رخدادهایی است که در کشور و دنیا می گذرد. مشاهده صحنه ها و گفتارهای غیر واقع از اینگونه رسانه ها نه تنها مشمئز کننده است بلکه موجب خواهد شد که اعتماد مردم نسبت به رسانه دچار تردید و به مرور زمان سلب گردد. شبکه 4 سیما عمدتا به مطالب علمی و پژوهشی می پردازد و با توجه به رسالت آن که معرفی مفاخر اجتماعی، فرهنگی، سنن و باورهای مردم و در کنار آن پرداختن به رویدادهای علمی است نسبت به سایر شبکه ها از حساسیت بالاتری برخوردار بوده و بینندگان خاص خودش را دارد. در روز سه شنبه مورخ 19/6/87 در ساعت 9 بعدازظهر دو مستند باصطلاح حیات وحش (گورخر و یوزپلنگ) کاری از احمد ضابطی جهرمی از کانال چهار پخش شد و فردی به نام مهدی کرم پور تحت عنوان فیلم نامه نویس به اصطلاح همکاران سیما فیلمها را نقد می فرمودند! امروزه ننگین ترین اعمال در دنیا سرقتهای علمی است که در این نقادی و نمایش فیلم در حد کمال به آن پرداخته و با کمال وقاحت جناب نقاد توضیح و مستند را توجیه می نمودند. آقای مدیر شما خود فردی اداری و دارای مسئولیت هستید، اگر پروژه ای بخواهد اجرا شود حتما مسئولیت آن را به فرد واجد شرایط می سپارند و در حد دو سطر نامه اداری مسئولیت را واگذار می نمایند تا در صورت بروز هرگونه اشکال از نظر اجرای پروژه فرد مسئول جوابگو باشد. شرح ماجرا: پروژه اسارت، انتقال و رها سازی گورخر توسط اینجانب اکبر همدانیان معاون فنی وقت اداره کل حفاظت محیط زیست استان یزد نوشته شد و اعتبار آن از منابع مالی استان با حمایت استاندار وقت آقای مهندس غلامعلی سفید تامین گردید. مسئولیت اجرای پروژه کتبا به عهده اینجانب گذاشته شد و در مهرماه سال 1376 تعداد 6 راس گورخر از پارک ملی توران (شاهرود) توسط اینجانب و 4 نفر از همکاران اداره کل یزد و 5 نفر از همکاران شاهرود اسیر و به یزد منتقل شد. سایت تکثیر و پرورش گورخر در یزد به مساحت 134 هکتار از اوایل خرداد 1376 شروع و در پایان شهریور همان سال به انجام رسید. 2 راس از گورخرها در مسیر راه تلف شدند و همزمان مدیرکل محیط زیست یزد آقای حسام حسینی به علت سکته قلبی راهی بیمارستان شد. در این وضعیت هوشنگ ضیایی با التجاء به آقای انوشیروان نجفی معاون وقت سازمان حکم ماموریتی را برای توران دریافت می نماید (البته آن هم با پادرمیانی آقای آیت اللهی مدیرکل وقت دفتر حیات وحش و آبزیان). بنده نیز به علت بیماری آقای حسینی و پرداختن به امور اداری اکیپ یزد را به منطقه اعزام تا 2 راس گور تلف شده را اسیر و انتقال دهند. ضیایی از این فرصت سوءاستفاده نموده و ضابطی جهرمی را به اتفاق دو تن از دانشجویان (هومن جوکار و دنا ضیایی) با خود به همراه برداشته و از اکیپ یزد خواهش می کند که اجازه دهند فیلمبرداری صورت گیرد. این فیلم بدون اطلاع سازمان حفاظت محیط زیست و اداره کل حفاظت محیط زیست یزد توسط عوامل ضیایی گرفته می شود، زمانی من از گرفتن فیلم مطلع شدم که فیلم جهت شرکت در جشنواره فیلم سبز در سال 1377 یا 1378 به جشنواره فیلمهای سبز ارائه شده بود. با مکاتبات انجام شده مبنی بر اینکه این فیلم بدون اخذ مجوز از سازمان و بدون هماهنگی با پروژه تهیه شده لذا با تهیه آن مخالفت (مکاتبات در سوابق سازمان مندرج است) و از شرکت در جشنواره حذف گردید. آقای احمد ضابطی جهرمی که می گویند مدرس دانشگاه هنر هستند بهتر از هرکسی می دانند که چه کرده اند و چگونه زحمات عده ای را بواسطه دوستی و رفاقت با هوشنگ ضیایی از دریچه دوربین و تهیه متن نادیده گرفته اند که خود خیانت شگرفی است در مقابل حرفه اش که از آن ارتزاق می نماید.نطق نقادانه آقای مهدی کرم پور در جهت ستاره ساختن افرادی که شاید ایشان ماهیتشان را نشناسند لیکن از دید مردم و همکاران پوشیده نبوده و نخواهد بود در قالب واژه اغراق نمی گنجد. در بخشی از سخنان نقادانه فرمودند آقای ضیایی با هزینه شخصی خود و در شرایطی که سازمان به حیات وحش و منطقه اهمیت نمی دهد زحمت اجرای پروژه و تهیه فیلم را کشیده اند. سوال اینجاست که هزینه پروژه را اداره کل یزد می پردازد، تمامی هماهنگی را سازمان انجام داده است، سازمان است که برای احیاء نسل گور موافقت نمود تا مرکز تکثیر و پرورش گورخر در استان یزد ایجاد شود تا بتوان گونه ای که سابقه زیستگاهی در استان دارد را مجددا به زیستگاهش معرفی نماید، آنوقت آقایان از هزینه شخصی صحبت می کنند!!! و درصددند تا زحمات سازمان حفاظت محیط زیست را که یک ارگان رسمی است برای مطرح شدن خودشان نادیده گرفته و اینگونه نجیبانه پایمال نمایند. حاشا به این غیرت که 40 سال از تشکیلات حقوق بگیری و زندگی کنی و سپس چنین خائنانه و خائفانه نمکدان بشکنی! جای بسی تاسف است. آقای نقاد از دکتر ضیایی می گفتند، نمی دانم از کجا ایشان دکترا بدست آورده اند. (البته بعضی ها پولی آنرا گرفتند و عنوان را چسباندند که ایشان جزو همین دسته هم نیستند). درست است که عرصه خالی است ولی سازمان هم هنوز اینقدر بدبخت و ذلیل و توسری خور نشده که آقایان ضیایی و جوکار، کارشناسان حیات وحشش باشند. شنیده بودیم ارتباط کاری است و کارها می کند ولی تا این حد باورمان نمی شد! جناب مدیر بطور یقین می دانم که شما در کارهایتان حساسیت دارید چرا که سیما با مردم مستقیما در ارتباط است. استدعا دارد بررسی کنید و از افرادی که ذیلا نام می برم توسط عوامل مورد اعتمادتان تحقیق کنید تا صحت و سقم مطالب فوق مشخص گردد و سپس اقدام. نگذارید شبکه 4 سیما دست آویز فرصت طلبانی شود که حاضرند برای مطرح ساختن خودشان پای بر سر دیگران گذارند و از همه مهمتر، مهمترین رسانه کشور را آلت دست و به بازی بگیرند. برای وضوح مطالب مستنداتی به پیوست است خواهشمند است مطالعه فرمایید. افرادی که می توانید از آنها تحقیق کنید : 1. خانم دکتر معصومه ابتکار ریاست وقت سازمان 2. انوشیروان نجفی معاونت وقت سازمان 3. ابوالفضل تهرانی مدیرکل دفتر نظارت و بازرسی 4. محمد آیت اللهی مدیرکل دفتر حیات وحش و آبزیان 5. سید محمد باقر صدوق مدیرکل استان تهران و سرپرست معاونت طبیعی در سال76. 6. سید حسام حسینی مدیرکل حفاظت محیط زیست یزد و میرکل فعلی استان فارس 7. علیرضا مهرجو مدیرکل وقت استان سمنان 8. دکتر اسماعیل کهرم متخصص محیط زیست 9. آقای گری استریکر مستندساز آمریکایی از شبکه CNN 10. تمام همکاران محیط زیست در یزد 11. تمام همکاران در پارک ملی توران 12. امیرخان آهنی و احمد عجمی مدارک پیوست: 1. حکم مسئولیت اجرای پروژه گورخر 2. paper چاپ شده در نشریه آلمان Name of article: First steps to establish a new population of onagers in yazd province/A. Hamedanian Magazine: DER Zoologische Garten Date: 2000/19/September Name of article: Onagers in Iran, wild and captive/A. Hamedanian Magazine: DER Zoologische Garten Elsevier Date: 2004/1/November 3. مقالات چاپ شده راجع به اجرای طرح گورخر در منابع فارسی (فصلنامه فرهنگی پژوهشی شماره 2و3 سال 1378- گورخر آسیایی شماره 909 برزگر- گورخر: مجله دوستداران شکار و طبیعت) خنده دارترین این مقوله و مطلب آنکه ضیایی یکی از مخالفین اجرای این پروژه بوده و حالا به زبان نقاد (کرم پور) می خواهد آنرا به عنوان یک مستند علمی به مردم القاء نماید. آقای احمد ضابطی هم به معاون وقت سازمان تعهد داده بودند که این فیلم به علت نحوه اسارت و اجرای حرکات نمایشی به منظور خودنمایی افراد بهتر است که از رسانه ها پخش نگردد. متاسفانه 2 گورخر اسیر شده به علت عملیات نمایشی یکی از آنها که 7 ماهه حامله بود بر اثر بی مبالاتی و تعقیب بیش از حد تلف شد. این است ارمغان و دست آورد مستندساز حیات وحش. درود به آنان که خالصانه زحمت کشیدند و مظلومانه در گوشه ای ایستاده اند و شاهد چنین صحنه های دروغین اند. با عرض پوزش از تصدیعی که به عمل آمد، امید است نسبت به موارد مطروحه بررسی و اقدام بایسته معمول دارند. بدیهی است مستند یوز نیز حکایت جداگانه ای است که با توجه به تصدی اینجانب به مدت 2سال و نیم به عنوان مدیر پروژه ملی یوزپلنگ آسیایی و اطلاعات گسترده در این زمینه و مسایل گذشته و بهره برداریهای ناصواب صورت گرفته توسط چنین افراد به این بسنده کنیم و بگوییم بیچاره یوزپلنگ ایرانی که اینان دلسوزان آنند. اکبر همدانیان کارشناس ارشد علوم محیط زیست رونوشت: جناب آقای مهندس ضرغامی ریاست محترم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران جهت استحضار و هرگونه اقدام از ابتدای ظهور انسان غذا به عنوان یکی از دغدغه ای فکری بشر بوده است. خمیر مایه نخستین فرهنگ و تمدن که تأمین خوراک است اگر وجود نداشته باشد تمام هوشها باید به مصرف تهیه غذا برسد یا در راه حیله های تجاری به کار افتد و هرگز ازین حد تجاوز نمیکند و ظرافت و نازک کاری، و بطور خلاصه هنرهای عالی، که معرف تمدن است از آن میان به ظهور نمی رسد. نخستین قدم در راه تمدن کشاورزی است. بعد ار تأمین غذا و امکان ذخیره کردن آن نیاز متمدن شدن را احساس خواهد کرد. تمامی وسائل و لوازم انسان ساخت چه از لحاظ عمرانی و چه از لحیث تکنولوژی همگی بعد از امنیت غذایی صورت گرفته. بحران جمعیت و وجود قریب به یک میلیارد گرسنه در قرن حاضر نیز نگران کننده و هولناک است. حقیقت امر این است که شکار و ماهیگیری دو مرحله از مراحل تطور و تکامل اقتصادی نیستند، بلکه این دو شکل از فعالیتهای بشری سرنوشتشان چنان بوده که در عالی ترین صورتهای اجتماع متمدن نیز باقی بمانند. این دو عامل، سابق بر این، مرکز اساسی حیات را اشتغال میکردند، و هم اکنون نیز بمنزله دو شالوده پنهانی آن هستند. در پشت سر ادبیات و فلسفه و آداب دینی و هنرهایی که داریم سلاحهای زیر دستمان را نباید فراموش کنیم. نکته آخر اینکه مسئله خوراک انسان و تهیه آن بنیان تمدن را تشکیل می دهد. کلیسای جامع و معبد، موزه هنر و تالار موسیقی، کتابخانه و دانشگاه همه رو کار بنای تمدن هستند و باید چشم داشت و در پشت این ظاهر کشتارگاه را دید. برگرفته از تاریخ تمدن-ویل دورانت در سال 1384 مقالــه اي راجـع به پروژه حفـــاظت از یوزپلنگ آسیایی در مجله شکار نوشتم که همه فعالیتهای خودم را همراه با روند پیشرفت پروژه در آن شرح دادم. یکی از ابزار کار ما دوربینهای تله ای است. که با آن دوربینها حدود ۷۰۰۰ عکس با کمک محیط بانان زیستگاههای پنجگانه گرفته شد. نمونه ای از عکسهای گرفته شده را در زیر می بینید. دوربین ثابت است که در کنار یک درخت بنه در منطقه دره انجیر نصب شده است. یوز - کل وحشی و خودم به اتفاق همکاران صحنه هایی است كه توسط این دوربینها شكار شده است. برای آشنایی با پروژه به مجله شکار مراجعه کنید. منبع: مجله تخصصی شکار ـ پروژه یوزپلنگ آسیایی شماره سوم ـ زمستان ۸۴ زمانی که مدیریت پروژه ملی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی را به عهده داشتم تلاش زیادی نمودم تا کار تله متری در ایران انجام شود. گرچه مخالفتهایی به دلیل اینکه در چهارچوب برنامه تدوین شده پروژه لحاظ نشده بود صورت گرفت، دو تن از معاونین وقت سازمان موافقت کردند تا این مهم صورت گیرد. موسسه W.C.S نیز متعهد شد تا بخشی از هزینه ها را به پروژه شارژ نماید که این مسأله نیز به دلیل روابط ایران و آمریکا صورت نگرفت. "آقای هادی" دوست محترم سلام. از اینکه از وبلاگ من دیدن کردید و زحمت خواندن را به خود هموار نمودید سپاسگزارم. بر سردر آرامگاه حضرت شیخ ابوالحسن خرقانی جمله ای از بیانات خودش را نوشته اند که می فرماید: هر که در این سرای درآید، "نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چون هرکه به نزد باری تعالی به جانی ارزد البته که به نزد بوالحسن به نانی ارزد." خدا نیاورد آنروزی را که بنده کمترین بخواهم به ریزترین مخلوقات خدا بی مهری کنم. من همه چیز را از درگاه چشم خود نمی نگرم. ولی از شما سوال میکنم که اگر ما کشور ثروتمندی باشیم، بیکاری نداشته باشیم، غرق در ناز و نعمت باشیم، آیا برای گذراندن یک روز به عنوان تفرج حاضریم در کنار کوره آجرپزی یا پشت دیوار کارخانه ذوب فلز، یا کنار زباله های انباشته شده چای و صبحانه بخوریم؟ به طبیعت می رویم تا از مناظر و مرایا دیدن کنیم و روحمان صیقل بخورد. دست همه معدن کاوان، راهسازان و کارآفرینان رشته های مختلف را می فشارم، ولی داشتن طبیعت زیبا و پناه بردن به زیبائیها را از واجبات می دانم. همانطور که یک بزرگراه در کشور فرانسه یا آمریکا به واسطه وجود یک لانه لک لک تغییر مسیر می دهد و ما به آن جاندار و انتخاب طبیعی اش احترام میگزاریم. می بایست کارهای عمرانی ما طوری حساب شده و با ملاحظه باشد که طبیعت مان را از دست ندهیم. مرداب انزلی، به واسطه وجود گیاه آزولا صدمه دید (سرطان مرداب). دریاچه ارومیه به واسطه کشیدن جاده دچار اختلال شد. جاده تهران شمال، زدن سد هیرمند، هامون صابری و پوزک را حیز انتفاع ساقط کرد. مرداب گاوخونی به شدت آسیب دیده، تالابهای آجی گل و آلماگل و آلاگل وضعیت مناسبی ندارند و هزاران نمونه دیگر نشانگر کارهایی است که ما بدون ملاحظات زیست محیطی انجام داده و نتایج نا مطلوب آنرا تجربه کرده ایم. اینک کشورهای پیشرفته دنیا طرحهای عمرانی بزرگ را بدون ارزیابی های زیست محیطی انجام نمی دهند. البته اگر ارزیابیها فرمایشی و سوری نباشد. درهر حال فکر کنم سوء تعبیر شما بر طرف گردیده باشد. من در خدمتم تا حضوراً نیز توضیح دهم. همه یزد یعنی شیرکوه، تلاش کنیم تا به آسانی از دست ندهیم. " آقایان رضا و سیاوش " دوست محترم سلام. من مدت یکسال است که نتوانسته ام که سری به وبلاگم بزنم و ازین تاخیر متاسفم. و اما در مورد هوبره من ضمن بازدید از مرکز تحقیقات طائف عربستان سعودی. یک مرکز کوچک در شهرستان خاتم توسط محیط زیست استان یزد ایجاد شده. شما می توانید از دستگاههای آن که تخم را تبدیل به جوجه می نماید دیدن کنید. هوبره از پرندگاه حمایت شده است که از طریق کنوانسیون CITES هر گونه معاملات تجاری آن ممنوع اعلام گردیده و ایران نیز جزو آن کنوانسیون است. برای دستیابی به اطلاعات بیشتر می توانید به مقالات اینجانب که در نشریه داخلی چاپ شده مراجعه کنید. ۱- مجله برزگر شماره ۸۹۶ سال ۱۳۸۲ صفحات ۱۵-۶ منهای آنچه راکه اعضاء نشریه نوشته اند، حاصل تجربیات صحرایی بنده است. ضمناً عکسهای استفاده شده (تخم، جوجه، هوبره بالغ) توسطخودم گرفته شده که سردبیر محترم کم لطفی کرده اند. ۲- همایش بین المللی توسعه پایدار در زیست بومهای بیابانی نیز یک مقاله ارائه شده است. ۳- کتاب تکثیر در اسارت هوبره که از طرف مرکز تحقیقات طائف به اینجانب هدیه شده است، توسط یکی از دانشجویان رشته محیط زیست به عنوان پایان نامه کارشناسی ترجمه و عنقریب منتشر خواهد شد که استاد رهنمای او من بودم. برای پرورش هوبره می بایست مجوزهای لازم را از سازمان محیط زیست اخذ نمود که تا کنون در ایران موردی برای مثال وجود ندارد. "خانم شایگان" ضمن تشکر از ابراز لطف شماو با آرزوی توفیق - اطلاعات راجع به زاغ بور: - پایان نامه کارشناسی بنده، بر روی این میراث ملی صورت گرفته است. - در مجموعه مقالات همایش دیرین شناسی و تنوع زیستی مقاله زاغ بور ارائه شد که در صفحات ۱۷۲-۱۵۵ چاپ شده است و میتوانید استفاده کنید (کرمان ۱۳۷۹ دانشگاه با هنر) - مقاله انگلیسی در مجله (Sandgrouse(19 - ۱۹۹۷ صفحات ۹۲-۸۸ توسط اینجانب به چاپ رسیده است. - مقاله ای از آقای دکتر بلوچ در مجله منابع طبیعی کرج به چاپ رسیده است. برف خانه طزرجان انبـار آب یــــزد مجله شکار و طبیعت شماره 60 - مهر و آبان 1380
" از گوشه و کنار زمزمه بهره برداری معدنی از مجمو عه زیبای شیر کوه و برفخانه طزرجان بگوش میرسد . همه طبیعت دوستان نگران این حادثه غم انگیزند که اگر نیش کلنگ پول پرستان دنیا پیشه صحنه طراحی شده خالق یکتا را زخمی نماید چه دلها که با این زخم خونین شود وفریادشان به جائی نرسد .نگذاریم که تنها چشم انداز طبیعت زیبای یزد یعنی شیر خفته جنوب کهن ترین شهر خشت و گلین کره مسکون جراحت برداردومأمن هزاران انسان آفتاب خورده کویررا که تنها مأمنشان دامنه زیبای این کوه با عظمت است ویران گردد. همت طبیعت دوستان وکوه نوردان پشتوانه محکم جلوگیری از این حرکت ویرانگرانه خواهد بود . به بخش 13دستور کار21کنفرانس ریودوژانیرو(درسال 1992) و تصمیمات سال2002 که بعنوان سال بین المللی کوهها نام گذاری شده است احترام بگذاریم وخود را در مجامع بین المللی با حرکات خطا در مقابل علامت سؤال قرارندهیم. "
************ نه عمارت گذشتگان و نه ساخت دست انسان , که مخلوق ایزد منا ن است و از شمار بیشمار طنین دلنواز و اطمینان بخش آفرینش دادار جهان دار که با هیبت تمام در دامنه جنوبی یزد قد برافراشته و سایه سار دلنواز آن جان پناه بیابان نشینان یزد. توان بی گمان یزدان این بوجود آورنده کون و مکان و هستی بخش تمامی جانداران جهان در برهوت بیابان وبا تمامی خصوصیات قابل بیان برف خانه یزد را امر خلقت داد و بقاء و حیات یزدیان را وابسته بدان . آفتاب سوزان , شن روان , طوفان گران , سرمای نهان , سرتاسر بیابان با مردمانی مهربان وروشن روان استان یزد را در نظر مجسم می سازد و چه غریب می نماید واژه برف قبل از کلمه خانه . اولین نا یزد را تاریخ « کَثِه » نوشته و این وازه با فتح کا ف و تشدید ث و کسره ها یهنی پست و پایین . پایین ترین مکان در مقایسه با سایر نقاط همجوار , اینجا یزد است , پایتخت کویرایران , عرصه وسیع بیابان های مرکز ایران ,تا چشم قدرت دیدن دارد برابرمان پیداست و موج گرما انتهای دیدنمان را همچون منظره زمینه عکس ها چمن سرابی مات جلوه گر می سازد . زمین شنی است و رنگ شن ها غالب ترین رنگ منظرهاست که با خاطرات دیدن ساکنان این مرز و بوم عجین گشته و آنان صبور ترین و برد بار ترین و آرام ترین انسان های فلات مرکزی ایران ,این کشور پر فراز و نشیب و مملو از خاطرات و مخاطرات بجا مانده از تاریخ کهن تمدن ها گذشته است . شدت تابش خورشید درخشان در این نقطه از کویر خیره کننده چشم ها و آزار دهنده جان هاست . سایه بان ها دارای منزلت خاصند و جانداران , در پی تدارک تامین جان چنان که گیا هان از از هیبت خود کاسته ودر طول فرایند بس طولانی تکامل به درختچه هایی با برگان باریک و سبز کم رنگ متمایل به خاکستری برای مقابله با این تف و گرما امادگی لازم را یافته اند . اینجا آب واجد ارزشمندترین ارزشها براساس معیارها ست . تشنگی عادت دیرینه و کلمه ای آشنا با زیستمندان کویری است . یزدیها از دیر باز به فقر آب اعتراف و علیرغم قناعت و سازگاری موزونشان همواره در صدد بوده اند تا این کمبود را با هنرمندی خردمندانه شان مرتفع سازند و در این راه چه موفق و چشمگیر عمل کرده اند . از نظر تمدن و مدنیت در جایگاه دوم از نظر معماری خشت گلی در کره مسکون قرار دارد و این خلاقیت هنر بیننده را به شگفتی و تحسین وا می دارد . آنان شدت گرما را توام با کمبود شدید آب در آراستن خشت ها و بر پا داشتن ستونها و سقف ها چنان در آمیخته و عمارت کرده اند که بیننده محو تماشا و واژه موزون برای آدمی معنا می گردد. یخچال ها , آب انبار , سرداب ها , حوض خانه ها ,بادگیر ها , پنج دری ها , سه دری ها , قنات ها , چاه ها و همه وهمه بیانگر استادی و مهارت دست معماران و زحمتکشان این طلایه داران بدون ماشین زمان و آموختن درس مقاومت به آیندگان در عرصه بر هوت کویر است . برماست که پاس داریم حرمت و پایداری آنان را نگذاریم تا سبک مغزانی با اتکاء به ماشین ویران کننده تمامی ان اصالت , فرهنگ , ودنیت وخلاقیت را که آنچه حال بدان پرداخته ایم نه درخور شان و منزلت مرسوم قدیم است و نه در خور ارایه به دنیا به عنوان نگرشی نو در قالب زمان . هنر معماری سنتی و نقش آن در مدیریت آب ازعمارت های قدیم که در نسل جدید مورد بازدید قرار می گیرد و دل هر بیننده را با دیدنش بی قرار می سازد ساختمان های شکیل آب انبار ها ست . نقشه ای ساده و مصالحی مصطلح ساختمانی کارآمد را برای مصرف کنندگان آب محلات قدیم تدارک می دید . این بنا شامل یک مخزن هدایت و با بادگیر خنک و توسط یک شیر و با طی پله های متعدد و با مشروبه ها , کوزه ها و صبوها به منازل مغازه ها حمل و بدست مصرف کننده می رسید. آب انبار ها در نقاط حساس محله ها عمارت می شدند , که چه از حیث تراکم و چه از نظر سهولت دسترسی برای ساکنان تقریباً به یک اندازه و فا صله مسافرت داشته باشد و اینک که شبکه لوله کشی شهری شیر های آب را به داخل مکان های مصرف کشانده این گذر ها هم خالی از شور و حالند و نه کیایی و نه بیایی و نه احوالی از همسایه ها . ساختمان اب انبار ها اگر چه برپایند ولی ساکت و خاموش . دیگر از آن بوی رطوبت و عطر خاک آبدبده و خنکای سایه دلپذیر ساباط خبری نیست و بی فرهنگان گم کرده نشان این به یادگار مانده های دوران را به زباله دان مبدل ساخته و دیدن اینگونه مناظر چه تلخ است و گران که روندگان امروزی به ارزشمند ترین آثار بجا مانده از گذشتگان خود این چنین بی با کانه وگستاخانه توهین کنند . باشد که چنین مباد . یکی دیگر از سازه های ساده خشت و گلی بر حسب ضرورت آن زمان ساختمان یخچال ها ست . این بنا کلا شامل سه بخش است . 1-حوض یخ بند : محوطه ای مستطیل بزرگ با عمق کم , در قسمت شمال ساختمان که از جهت های شرق , غرب و جنوب با دیوار بلند احاطه شده تا سایه دیوار ها بر برودت هوا در زمستان بیافزاید و یخ بندان با ضخامت مناسب انجام شود . 2-مخزن یخ : یا محل انبار یخ های در زمستان که قیفی شکل است ودر زمین کنده شده و دارای هرز آبی است که یخ های اب شده را به خارج از مخزن برساند. جدار این مخزن قیفی شکل کاهگلی است و عمق ان بسته به حجم مورد نیاز است . (عمق یخچال های میبد 6 متر است ). 3- گنبد بزرگ : روی مخزن قیفی یخچال را یک گنبد بزرگ مخروطی می پوشاند و در حقیقت اصلی ترین بخش ساختمان همین گنبد است که با دیوار های ضخیم و حجم بزرگ حفاظ مناسبی برای نگهداری یخ های انباشته در مخزن است . یخچال ها در دو فاصله کوتاه از سال فعال بوده اند . یک چله زمستان و چله تابستان در زمستان برای انبار کردن یخ و در تابستان فرح بخش و گوارای وجود لب تشنگان . عمارت یخچال ها بیشتر از اب انبارها آسیب دیده و می رود تا با بقیه رفتگان هنر و اندیشه مان از خاطرات و میدان دید آیندگان محو شوند . چاهها و حوضخانه ها کمتراز نیم قرن از ایجاد شبکه اب یزد میگذرد و هنوز در خاطره ها نشستن بر سکو ها و در پشت فرمان چرخ و چاه ها و کشیدن دلوهای لاستیکی مملو از آب سرد چاه و یاد خشتگی تلاش دست یابی به آب در اعماق تاریک و سخت زمین کویر از ذهن های پنجاه سالگان محو نگردیده و دقت ما در بزرگ ها در تمیز نگهداشتن و بجا استفاده کردن آب ها و در حقیقت ارج نهادن به زحمت مردان ع این پیش کسوتان قانع آن روزگاران . درود بی پایان به هنرمندان , نقاشان , عکاسان ,نویسندگان و شاعران این یاد آوران گذر دوران و مایه بنیان آدمیان . دامنه شمالی شیر کوه برای ساکنین عالم دیگری است . وقتی در چله تابستان گرمای هوا به واقع توان وطاقت شهروندان یزدی را طاق می سازد در ییلاقات (فقط با طی مسافت 50 کیلومتر ) هوا به اندازه ای مطبوع ودلپذیر است که باور کردن این تغییر دما در این فاصله اندک برای تازه واردان غیر قابل باور . عطر گل های سرخ محمدی وشکوفه هیا بادام وآلبالو وگلابی وبلندای قد درختان تبریزی و انبوهی درختان گردو توام با پوشش انبوه گیاهان مرتعی وبوی خوششان همراه با کوچه باغ ها و جالیز ها ،پرچین ها و دهلیزها ، جریان چشمه ها و رودها خاطر انسان را از بودن در کویر محو سازد . لطافت هوا و ترنم خوش آهنگ پرندگان ونسیم ملایمی که با عبور از شاخه ها خوش ترین آهنگ ها را در دستگاه های مختلف می نوازد ،گوش را نوازش می دهد ، همه و همه از برکت وجود شیر خفته یزد است . وجه تسمیه کلمه شیر بر بزرگ ترین کوه یزد هم به همین واسطه است که مشابه شیری است که سر بر دست ها نهاده وخوابیده است وشیرکوه نشان از همین تشبیه شاعرانه گذشتگان است .چند سالی است که مردم یزد لکه های برف برفخانه را نمی بینند واین نشانه غم انگیز غمناک ترین نشانه هاست وپیام آور خشک ترین سالهای خشک است . وقتی که بهار آمد وآب دیدار را با آن حرکت پر ابهت در آخرین خم جاده ، همچون سالهای دیگر ندیدند غم تحمل خشکی وتشنگی وجودشان را آزار داد واین چندمین سالی است که مردم یزد خشکی و محرومیت از آب را به معنی واقعی کلمه حس ولمس میکنند . شاید فهمیده با شند که مدیریت در مصرف منابع آبشان راه انحراف پیمود و برداشت های بی ملاحظه وادامه رفتن به عمق زمین جهت دست یابی به آب بیشتر این زنجیره به هم پیوسته را دچارنوسان ساخته و اینک نباریدن چند ساله اخیر هم مزید بر علت گشته و به عمق فاجعه افزوده . دستکاری طبیعت و برداشت های بی ملاحظه و بی مهابا سرانجام تلخی است که ناهنجاری های آن چهره نمایان می سازد و درختان در بهاران پاییز را تجربه و جلوه گر می سازند . چه صحنه ای غم انگیزتر از ریزش برگان سبزدرختان پر برکت در بهار و دیدن شاخه های خشک عاری از پوشش سبز زیبا در زیبا ترین فصل سال وخشکیدن درختان تنموند گردو وبادم پس از سالها زحمت و مرارتی که پیر دهقان فقط می داند و بس که چگونه آن را نشانده و برای به بار نشستن آن جه شب ها که چراغ به دست زمانی که همه در بستر خواب ناز رویای شیرین زندگی را بخواب می دیدند آبیاریش نموده واینک چه نا باورانه شاهد خشکیدن آن است که می گفت مرگ جوان زود است و نا بهنگام وتحمل آن مشکل و خشکیدن درخت بی موسم همانقدر جانکاه ! باشد که شلنگ آب از مرکب آهنی کنار کشیم و استخر خانه مالدران را برای شنا نخواهیم و ترکیدن لوله ها را به سرعت مهار کنیم وصنایع آبخواه و آلوده ساز را از پساب تغذیه کنیم و نگذاریم دهقان سالخورده مان با چشمان کم فروغش در غم خشکیدن درختان گریان و دستهای پینه بسته اش از ثمره آن نومید و تهی گردد و شیر کوه با همان ابهت و جلال و وقار و کبار در دامن یزد با کرامت برای ما فراهم سازد مایه حیات راکه " آب " . مجله شکار و طبیعت شماره 60 - مهر و آبان 1380
بررسی مقدماتی اکولوژی و بيولوژی زاغ بور تهران سازمان حفاظت محيط زيست
چکیده به منظور دستيابی به اطلاعات اکولوژيکی و بيولوژی زاغ بور دو زيستگاه در استان يزد به فاصله حداقل ۱۰۰ کيلومتر انتخاب و ضمن بررسی پوشش گياهی و نامگذاری جامعه گياهی از هر زيستگاه پنج نمونه شکار گرديد . در اين تحقيق پوشش گياهی زيستگاه ها به روش کوادرات و انجام محاسبات آماری برای نامگذاری جامعه گياهی بر اساس درجه اهميت گونه Value Importance ارزيابی و جدول آناليز پوشش گياهی تهيه گرديد . در هر زيستگاه تعداد نمونه های شکار شده بيومتری و محتويات شکم خارج و سنگدان در فرمالين جهت مطالعات آزمايشگاهی به منظور بررسی رژيم غذايی فيکس شد که نهايتاْ جدول آناليز رژيم غذايی تهيه گرديد . ضمناْ نمونه ها به صورت آزمايشگاهی تاکسيدرمی گرديد . تلاش در زمينه لانه گذاری و جوجه آوری منجر به پيدا نمودن چند لانه متروکه شد . ليکن در منطقه حفاطت شده توران موفق شديم تا لانه پرنده را پيدا و اطلاعاتی راجع به فصل جوجه آوری ، تعداد جوجه ها ، طول مدت تکامل جوجه ها تا زمان پرواز و ساير موارد اطلاعاتی بدست آورده و از آنها عکس تهيه نماييم . مقدمه رندگان از عوامل مهمی هستند که به فوریت و به خوبی تغییرات محیط زیست خود را نشان میدهند و جا دارد تا به عنوان یکی از عناصر اصلی موجود در طبیعت حداکثر کوشش را در شناخت علمی آنها بعمل آورد . بطور قطع دست یابی به راز و رمز یک پرنده و تعیین جایگاه آن در طبیعت نیاز به تحقیق و جمع اوری اطلاعات وسیعی دارد ، تا بتوان تجزیه و تحلیلی واقع بینانه از موضوع داشت . مختصری درباره زاغهای زمینی زاغهای زمینی که گاهی اوقات زاغهای بیابانی و یا زاغهای دونده نامیده می شوند ، گروه بسیار مشخص و ویژه ای از خانواده کلاغها( Corvidac) هستند که در آسیای مرکزی و در کشورهای بیابانی ، واقع در عرض بالاتر از ایران تا مغولستان زیست می کنند . این پرندگان دارای پاهای بلند و قوی همچنین منقارهای بلند و سنگین و تا حدی خمیده هستند که به وسیله آن معمولاً به حفر و سوراخ کردن می پردازند . همانطور که از نامشان پیداست ، زمان زیادی را روی زمین می گذرانند . زاغهای زمینی بطور کلی صورتی کمرنگ اند ( به جز یک گونه که خاکستری نقره ای است ) و این زمینه کلی با سیاه و سفید براق تزئین شده است . گونه P.humilis کدرتر است . زاغ بور ایران Podoces pleskei و زاغ خاکستری P. panderi هر دو از لحاظ اندازه ، از سایر گونه ها کوچکتر بوده و پوش پرهای بلند بالایی دم را ندارند . از لحاظ تزئینات پر با هم شبیه می باشند ، اما از لحاظ رنگ زاغ بور ایران دارای رنگ حنایی ، شنی و زاغ خاکستری دارای رنگ نقره ای خاکستری می باشد . محدوده زیستگاه آنها بهم نزدیک است ولی رویهم افتادگی ندارد . تفاوتهای منقار آنها مبین سازش و عادت یاقتن آنها به انواع گوناگون خاکها می باشد . روش مطالعه از آنجائیکه هدف شناسائی زیستگاه ، عادات غذایی و یافتن روابط معنی دار بین پرنده و گیاهان موجود در زیستگاه بود ، دو زیستگاه انتخاب گردید . به منظور شناسایی زیستگاه بر اساس اهمیت پوشش ، زیستگاههای انتخابی به روش کوادرات ارزیابی و جدول آنالیز پوشش گیاهی تهیه گردید . بر اساس محاسبات آماری با توجه به ارقام به دست امده ، جامعه گیاهی زیستگاه اول Artemisia berbaalba و گیاه همراه نوعی شور Salsola icanecns تعیین و جامعه گیاهی زیستگاه دومEphedra sp و نوعی شور Salsola aurantica تشخیص داده شد . تعداد 10 عدد زاغ بور شکار شد . (از هر زیستگاه پنج عدد ) و پس از بیومتری و ثبت مشخصات ظاهری ، سنگدان در فرمالین ، جهت بررسی رژیم غذایی در آزمایشگاه نگهداری شد و پس از مطالعات لازم جدول آنالیز رژیم غذایی تهیه گردید . مشخصات ظاهری پرنده رنگ عمومی بدن شنی و کرم با اثری از رنگ جرئی صورتی است . موهای بینی نخودی رنگ با رگه های سیاه نوار سیاه از قاعده نوک تا چشمان ، قسمت پائین و بالای صورت و اطراف چشم سفید یا حنائی کمرنگ .لکه سیاه زیر گلو ، رنگ پرهای اصلی بال مانند رنگ پشت ، پوش پرهای میانی بال به رنگ تیره کمرنگ با لبه های سفید پهن ، پرهای بزرگتر به رنگ سیاه و آبی براق که در انتها سفید رنگ است و به شکل یک نوار در حالت بسته بال دیده می شود . شاهپرها در انتها سیاه لبه سفید ، شاهپرهای ثانویه بسیار محسوس بوده و هرچه طرف داخل می رویم کمتر میشود . داخلی ترین شاهپرهای اصلی پرواز ، نیمی سیاه و بقیه سفید است . دم سیاه در واقع آبی پر رنگ متالیک میباشد .
مجله شکار و طبیعت شماره 66 ، مهر و آبان 1379 گذری بر جای پای محمل سواران لوت لوت جایی است که با واژه های شکوفه ، شبنم ، ژاله ، عشق و عاشقی ، گشت و گذار و خورد و خواب ، بیگانه است . پهنه باز و گسترده ای که زینت بخش آن سنگ ریزه ، ماسه ، طوفان شن ، سوز و سرما و تف و گرماست ... نه آب شیرینی هست که گلو را تازه کند و نه سایه ای که به رهگذران پناهی عرضه دارد . اینجا جدال میان مرگ و زندگی جدی است و تنها آنان که مصمم به عبورند ، قادر خواهند بود از این طول و عرض بسته به سلامت بگذرند . هنوز یک قرن کامل ار رونق محمل سواران کویر لوت نگذشته و تجربه و مرارت های مسافرینی که برای سیر و سیاحت ، زیارت و تجارت از این پهنه پر ماجرا عبور کرده اند در خاک مدفون نگردیده است ، لیکن لهیب افسار گسیخته ماشین و جایگزینی ابزار ، چنان برق آسا عمل نموده که انسان تصور می نماید صدها قرن از این ماجرا میگذرد . چه تلخ است قبول فراموشی تمامی ان تجربه ها و انسانهای والائی که در سخت ترین شرایط و کمترین امکانات با به جان خریدن تمامی خطرات وجب به وجب این خاک را به منظور ارتباط و برقراری روابط انسانی ، اجتماعی و فرهنگی در مینوردیدند . آنچه اکنون به یادگار مانده ، در لابه لای کتابهای کهن در قفسه هاست و هیچ علاقه ای به مرور آن باقی نمانده است و این بی تفاوتی چیزی نیست جز بی اعتنائی به فرهنگ ، آداب وسنن و در نهایت باختن هویت ها... من دشت کویر، چاله ساغند، کویر سیاهکوه ، ریگ زرین ، اله آباد ، خارتوران و اکثر این نقاط را بنا به اقتضای شغلی دیده ام و در جای جای آن ساعت ها به این جمله نویسنده که "کویر ، بخش پر رمز و راز طبیعت است " اندیشیده ام . پیش از اینکه روزی بتوانم حاشیه لوت را ببینم ، این امر برایم یک خواسته درونی و شوق انگیز بود و فرا رسیدن زمان آن برایم فراموش نشدنی . زمزمه حرکت کاروان شناسائی حاشیه لوت مدت ها بود که به گوش می رسید ؛ اما به علت پاره ای از مسائل امنیتی تحقق نیافته و به مرحله اجرا در نیامده بود ؛ ولی اینبار مسئله جدی بود و دعوت نامه ای از دفتر امور سیاسی استانداری رسید و از پی آن رأس موعد مقرر جلسه ای در استانداری تشکیل شد و مسائل مختلفی در آن مطرح شد . به نظر میرسید همه کارشناسان از این حرکت راضی نبوده و در روز موعود تعدادی از آنها به هر عنوان حضور نخواهند یافت . به هر حال یک روز قبل از حرکت برای اطمینان خاطر از اجرای برنامه ، تلفنی تماس گرفتم و پس از اطمینان کامل از اجرای سفر رأس ساعت شش صبح مورخ سوم اسفند هفتاد و چهار عنان آهن پاره ای را که بر تمامی احساسات انسانی تاخته و آدمی را در بند خود کشیده است ، در دست گرفته و به سوی شهداد راهی شدم ؛ مکانی که بر اثر قهر طبیعت و پیشروی شنهای روان شاید بارها جابه جا شده است . یک لحظه این تصور که اگر می بایست این مسیر را بر روی کوهان شتر، این کشتی بی نظیر کویر طی می کردم ، فکرم را به اندازه یک قرن به عقب کشاند . چهره های سوخته ساربانان را تصور کردم که افسار قافله ها را در دست دارند و لبهای آویزان شترها که صبورانه با صرف پائین ترین معاش ، با حمل گران ترین بارها ، سخت ترین راهها را در می نوردند و با انسانها چنان انیس اند که گوئی این روابط به دوستی های کهن مبدل شده است و هیچ کدام راضی به نگرانی و ناراحتی یکدیکر نیستند . انسان به این نتیجه می رسد که این روابط اصیل موهبتی است الهی که هیچ گاه بین انسان و ماشین برقرار نشده و نخواهد شد . صدای آهنگ دلنواز ملایم زنگهایی که حکایت از حرکت آرام و مستمر قافله دارد و آواز دلنشین ساربانی که از سوز دل ترانه زیبای "ای کاروان آهسته ران" را زمزمه می نماید و بالاخره منزل هایی کاروانیان آنجا اطراق می نمایند و سور و ساط و بساط چای و غذا را همراه با پراکنده کردن دود مطبوع بوته های خشک کویر به راه می اندازند ، برای چند لحظه مرا از یاران همراهم جدا ساخت و بالاخره صدای راهنمای کاروان که فرمان حرکت را محترمانه با و با صدای بلندی ادا می کرد ، مرا به خود آورد . بر مرکب آهنین سوار و در ستونی مرتب پشت سر یکدیگر حرکت کردیم . پس از عبور از روستای شفیع آباد و ده سیف و دیدن قلعه زیبای خشت و گلینی که چهار برج آن با هنر معماری سنتی تزیین شده و حدود یک قرن از بنای آن می گذشت ، مسیر را به سمت پیر صبا ، ملجا حاجتمندان این دیار که اهالی برای تجدید روحیه و قوت قلب و استواری اراده بدان روی می آورند ادامه دادیم . متأسفانه پیر مردی از اهالی آن خطه گفت ، پیر صبا را نبش قبر نموده اند و ارامگاه تخریب شده است . "سرقت نامها و نشانها و اثار انسانهای قدیم ، به دست پلیدان و ناکسانی که هیچ اصلی را باور ندارند ، قصه تلخ دوران اخیر است که در حقیقت فروختن اصالت و فرهنگ قومی است "و متأسفانه این اتفاق بر سر مقبره پیر صبا نیز افتاده بود . حدود سی کیلومتر از شهداد دور شده بودیم و این آخرین اثر به جا مانده در این خطه بود و پس از آن کویر چهره خود را به تمام معنی ظاهر ساخت . هرچه پیشروی به سمت شمال بیشتر و مسافت از شهداد زیادتر میشد ، بوته های گز حاشیه رودخانه نیز محو میشدند و به جز شن و ماسه و سنگریزه همراه با طوفان شدید و سیاهی ناشی از حرکت شنها چیز دیگری به چشم نمیخورد . به همرام ما تیپ مرصاد نیروی انتظامی ناحیه کرمان حرکت میکرد و از هوا نیز یک فروند هلیکوپتر تأمین امنیت این منطقه را بر عهده داشت . از اینکه در قلب کشور خود با همراهی نیروی انظامی صرفاً برای تأمین امنیت جان انسانها حرکت میکردم متأثر شدم و از اینکه یک انسان با تمامی احساسات و عواطف ، قادر است چهره ای از خود بسازد که توده انسانها از او وحشت نموده و حاضر به مقابله با او نباشند ، موجب حیرت گردید . اینان همان خودباختگانی هستند که با انسانیت ، شرف ، صداقت ، اعتماد ، تلاش ، ابتکار و تمامی خصایل نیکوی انسانی اعلام مخالفت نموده و سرنوشت میلیونها جوان را که هر کدام می توانند سرنوشت آیندگان را رقم بزنند ، به مشخره گرفته اند و آنان را از دایره هستی منتزع و از حیز انتفاع ساقط می سازند. ترس موجودات چنین خطر آفرین آدم نما نیاز به چنین تجهیزات نظامی منسجمی داشت تا بتوان از این خطه با اطمینان عبور کرد . شاخصهای مهم جغرافیایی مسیر طی شده مسیر با راهنمائی راهنما ادامه یافت و او به هر نقطه که از نظر جغرافیائی شاخص بود تکیه می کرد و توضیحات لازم را می داد . کلات های شهداد آثار بدیع هنر فرسایش بادی است که دور بنای آن به بنای شهری می ماند و هر بیننده در نگاه اول تصورش این است که از کنار شهری عبور می کند ؛ نقطه ای است دیدنی که می تواند بییننده را ساعتها به خود مشغول دارد . باغ اسد شاخص بعدی است که در فاصله 85 کیلومتری شهداد قرار دارد ، اما در حقیقت نه باغ هست و نه از شیر در آن خبری هست ؛ آثاری است از فرسایش بادی که در گودالی قرار گرفته است . رودخانه شور تنها رودخانه دائمی است که در قلب کویر جریان دارد . این رودخانه حاصل جریان آبهای سطحی ارتفاعات دور دست منطقه خراسان است که در ابتدای حوزه آبخیز آن ، آبی شیرین دارد که محصول بارندگی های فصول مختلف سال است لیکن به علت عبور از زمین های گچی و نمکی حل شدن املاح در آن شوری آب به اندازه ای افزایش یافته که امکان روئیدن هر گونه گیاه را غیر ممکن ساخته است و هیچ نوع جانوری نیز قادر به شرب آن نیست . در تابستان هم به علت تبخیر شدید ، آب تبدیل به نمک شده و در پهنه لـــــوت انباشته می گردد . در صورت مهار اینگونه آبها در قسمتهای بالا دست ، این رودخانه خشک می شود و از انتقال نمکها ممانعت می گردد . منطقه پوزه گندم بریان و اول دق (شخ)* بی نام ، ارتفاعات کوه و مشرف به دشت این منطقه ، کلا از سنگهای آذرین بازالتی پوشیده شده است که به علت رنگ سیاه و جذب گرمای خورشید این نقطه گرمای شدیدی دارد به طوری که در گذشته گندمهای حاصل از اطراق کاروانیان در اثر شدت گرما بر روی این سنگها بریان می شد و وجمه تسمیه این مکان به آن زمان مربوط است . در اینجا ساعت پرواز هلیکوپتر تمام شد و با توجه به نا مساعد بودن هوا و طوفان شدید شب را در همین مکان به سر بردیم و ساعت شش صبح چهارم اسفند هفتاد و چهار مسیر را ادامه دادیم . پس از عبور از دشت مرغآب و چند چهار راه که محل عبور قاچاقچیان بود و هرکدام به نامی معروف بود به هفت گود رسیدیم که ففت گودال پی در پی داشت و در هر کدام از آنها مقداری آب سطحی روان بود ، که با توجه به جنس زمین ، انباشته از نمک و گچ بود و احتمالا تعداد اندکی از گونه های گیاهی از خانواده شور پسند داشت . در اینجا تقریبا خاک دگرگون شده و قابلیت رشد گیاهان میسر بود و اولین آثار حیات دیده میشد . با ادامه مسیر و رسیدن به دشت سرخ کوه ، تنوع گونه های گیاهی نیز افزایش پیدا کرده بود و عمده پوشش عبارت بود از تاغ ، قیچ ، اسکمبیل ، گز ، کاروانپش ، درمنه و انواعی از شور. به طبعیت از این پوشش تعدادی شتر در این مکان مشغول چرا بودند و حدود دویست و هشتاد کیلومتر مسیر طی شد . تا این نقطه منطقه به طور کلی عاری از هر موجود زنده بود و با توجه به جنس زمین ، تبدیل اینگونه اراضی به مکانهای قابل زیست غیر ممکن نبود اما هزینه طاقت فرسا و سنگین آن امکان عملیات را در شرایط کنونی از ذهن انسان محو میساخت . ادامه مسیر تا نخستین آثار وجود انسانی یعنی تل خشت و سپس خوسف ادامه یافت و بالاخره ساعت 11:30 شب به بیرجند رسیدیم . دیدن قسمت دیگری از خاک میهن عزیز اسلامی از احساس خستگی راه تا حد قابل توجهی کاسته بود . وضعیت منطقه از نظر محیط زیست و توریسم همانطور که در شرح مسیر عنوان شد به علت اینکه نوع خاکها را عمدتاً گچ و نمک ، سیلت ، مارن ، شن و ماسه و مقدار ناچیزی رس تشکیل میدهد و میزان بارندگی اندک و شدت تبخیر فوق العاده زیاد است و به علت خاصیت موئینگی ، روند شور شدن کماکان ادامه ادارد لذه امکان رویش گونه های گیاهی وجود نداشته و به تبع آن هیچگونه جانوری نیز در منطقه مشاهده نمی گردد . هرگونه برنامه ریزی در جهت احیاء منطقه و استفاده از زمین تا زمانی که تمشیت منابع طبیعی در کشور به طریق اصولی انجام نگردد (منظور جنگلها و مراتع موجود ) مقرون به صرفه و صلاح کشور نیست . طبق آمار و ارقام ارائه شده سطح جنگلهای صنعتی کشور به شدت کاهش یافته است و مراتع نیز ضمن تخریب شدید ، در حال حاضر در حد چهار برابر ظرفیت مراتع کشور برای دام استفاده می گردد . بدیهی است این رقم فزاینده و خطر آفرین و تخریب کننده است و باید در تغییر روش دامداری سنتی تجدید نظر گردد و شدت روند تخریب کنترل شود . از طرفی طبق اعلام سازمانهای زیربط ، سالانه 1/5 میلیون هکتار کویر در حال پیشروی است که این مسئله نیز با نظر به اهمیت منابع طبیعی و نقش آن در دوام و بقای حیات کشور میبایست مورد توجه دولتمردان قرار گیرد . در مورد استفاده های توریسم باید به این نکته توجه داشت که عامه مردم علاقه ای به دیدن چنین نقاط بایر و لم یزرعی ندارند و دیدن این منطقه خاص تعداد معدودی از افراد است .پیش بینی نیازهای اولیه بین راهی هم از واجبات است ولی به هیچوجه در شرایط حاضر و از دیدگاه صنعت توریسم این منطقه منبع در آمدی برای دولت نخواهد بود مگر با گذشت زمان و اجرای چند برنامه و به دست آوردن تجربه در زمینه تهیه آمار از میزان تقاضاهای ارائه شده . در پایان وظیفه خود می دانم از زحمات برادران نیروی انتظامی تشکر نمایم . همدانيان مجله شکار و طبیعت شماره 66 ، مهر و آبان 1379 فهرست فعاليتهای تحقيقاتی و مطالعاتی ۱- عنوان : بررسی کيفيت آب قناتهائی که از داخل شهرهای حوزه يزد ـ اردکان عبور مينمايد. محل ارائه: همايش بين المللی قنـــات ۲۱-۱۹ خرداد ۱۳۷۹ یــــزد . کيفيت مقاله : علمی ـ عملی ( کار مشترک ) . ۲- عنوان : بررسی زيستگاههای هوبره و پتانسيل های موجود در استان يزد . محل ارائه: همايش منطقه ای توسعه پايدار در زيست بومهای بيابانی . ۲۹-۲۷ ارديبهشت ۱۳۷۹ - یــــزد . کيفيت مقاله : علمی ـ عملی . ۳- عنوان : بررسی زاغ بور در ايران . محل ارائه: همايش ديرين شناسی و تنوع زيستی . ۷-۴ خرداد ۱۳۷۸ - کرمان . کيفيت مقاله : علمی ـ عملی . ۴- عنوان : نگاهی به عملکرد مرکز تحقيقات و تکثير و پرورش گورخر ايران . محل ارائه: همايش دست آوردهای برنامه توسعه دوم دانشگاه تربيت مدرس ۱۶- ۱۷ آبان - تهران . ۱۳۷۹ . کيفيت مقاله : علمی ـ عملی . ۵- عنوان : بررسی کيفيت فاضلاب کارخانه قند شاهـــرود و اثر آن بر خاک کشاورزی . محل ارائه: کنگره سراری بهداشت آب ۱۹ - ۱۷ سال ۱۳۷۵ دانشگاه رازی . کرمانشاه . کيفيت مقاله : علمی ـ عملی . ۶- عنوان : مقاله انگليسی در مورد عملکرد مرکز تکثير و پرورش گور خر ايران . محل ارائه: آلمان . Mrbansfischer - Verlay2001 . کيفيت مقاله : علمی ـ عملی . 7- عنوان : مقاله انگليسی در مورد مشاهدات زاغ بور در مرکز ايران . محل ارائه: مجله Sandgrouse - 1997 لندن . کيفيت مقاله : علمی ـ عملی . ۸- عنوان : ارائه مقالات فارسی در مجله دوستداران شکار و طبيعت . کيفيت مقاله : علمی ـ عملی ـ تحقيقاتی ـ توصيفی . ۹- عنوان : ۱۴ مورد پايان نامه کارشناسی و جلسه بحث در ارتباط با موضوعات محيط زيست طبيعی و انسانی . اکبر همدانيــــان دارای مدرک کارشناسی ارشد محيط زيست محل و سال ارائه مدارک : سال ۱۳۴۸ دیپلم طبيعی دبيرستان پهلوی يــــزد سال ۱۳۵۹ فوق دیپلم دانشگاه بوعلی همدان سال ۱۳۶۹ ليسانس محيط زيست دانشگاه گرگان سال ۱۳۷۳ فوق لیسانس علوم محيط زيست ازمرکز تحقيقات تکميلی دانشگاه تهران سابقه کـــار: سال ۱۳۵۲ رئيس اداره حفاظت محيط زيست شهرستان شادگان سال ۱۳۵۴ معاون اداره کل حفاظت محيط زيست استان خوزستان سال ۱۳۶۰ رئيس اداره حفاظت محيط زيست شهرستان یـــزد سال ۱۳۶۹ رئيس اداره حفاظت محيط زيست شهرستان شاهرود سال ۱۳۷۴ معاون فنی اداره کل حفاظت محيط زيست استان کرمان سال ۱۳۷۶ معاون فنی اداره کل حفاظت محيط زيست استان يـــزد سال ۱۳۸۳ مدير پـــروژه ملـی يــوز پلنگ آسيـايی فعاليتهای فوق برنامه کاری : ۱- عضو هيئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ميبد . ۲- عضو شورای پژوهشی دانشگاه یـــزد . ۳- عضو شورای پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ميبد . ۴- عضو شورای پژوهشی دانشگاه محيط زيست يـــزد . ۵- عضو هيئت علمی سازمان حفاظت محيط زيست . ۶- عضو هيئت مديره سازمان باز يافت و تبديل مواد . ۷- عضو انتصابی شورای نظام مهندسی کشاورزی . ۸- عضو شورای عالی فضای سبز استان يـــزد . ۹- عضو شورای نرم افزای ايرانگردی و جهانگردی . ۱۰- عضو کميسيون ماده سيزده (۱۳) . ۱۱- عضو موسس NGO طنين سبز . ۱۲- عضو موسس زنان پيشگام دوستدار طبيعت . 13- همكارى در ايجاد پايگاه تحقيقاتى مشترك هوبره ايران و طائف عربستان . طرحها و پروژه ها : ۱- ناظر سه پروژه مطالعاتی محيط زيست استان کرمان به مدت سه سال . ۲- ناظر سه پروژه مطالعاتی محيط زيست استان يزد به مدت شش سال . ۳- ناظر پروژه اجرايی کمربند سبز در استان يزد . ۴- مجری پروژه مرکز تحقيقات و تکثير گورخر ايران در کشور . ۵- مجری پروژه اجرايی و تحقيقاتی هوبره و تکثير نيمه طبيعی ايران و عربستان . ۶- انجام مطالعات در مورد تکثير گوزن زرد ايران در جنگل باغشادی (شهرستان هرات). ۷- ارائه طرح بهسازی زيستگاه دره انجير جهت افزايش طعمه يوزپلنگ آسيايی و نظارت بر آن . ۸- تهيه و تدوين گزارشات مبنی بر شناسايی و موفی يازده منطقه از استانهای يزد - کرمان و شاهرود و ارائه ان به دفاتر ذيربط جهت انتخاب مناطق تحت مديريت و يا ارتقاء کلاس حفاظتی شامل : - منطقه حفاظت شده کوه بافق ( تهيه گزارش مشترک اکبر همدانيان و محمد علی آشتيانی و ارائه محدوده جغرافيايی ). - پناهگاه حيات وحش دره انجير و نی باز ( گزارش مشترک اکبر همدانيان و موسوی). - منطقه حفاظت شده سياه کوه اردکان ( گزارش مشترک اکبر همدانيان و موسوی). - منطقه حفاظت شده بوروئيه هرات ( گزارش مشترک اکبر همدانيان و موسوی). - انتخاب و معرفی منطقه جنگل باغشادی بعنوان ده درصد مناطق جنگلی (پايان نامه کارشناسی فتح الله حيدری - استاد راهنما اکبر همدانيان و گزارش مشترک. - انتخاب و معرفی منطقه قره تپه بعنوان مهمترين زيستگاه هوبره . - منطقه شکار ممنوع شيرکوه. - منطقه شکار ممنوع مرور ميبد. - منطقه شکار ممنوع آريز بافق. -- منطقه شکار ممنوع تپال در شهرستان شاهرود تدوين گزارش از اکبر همدانيان و محدوده جغرافيايی . - تهيه و تدوين طرح و تگثير کونه های در معرض خطر انقراض در عباس اباد شاهرود. - منطقه شکار ممنوع شهر بابک در استان کرمان ( گزارش اکبر همدانيان ). - انتخاب محدوده پارک ملی خبر و روچون در کرمان با همکاری خانم شيرين ابوالقاسمی و احمد شيبانی. - پروژه مطالعاتی اکولوژی و بيولوژی زاغ بور در محدوده استان يزد ...






جرج. بی. شلر برای انجام اینکار فردی را به نام لوک هانتر به ایران آورد که از مناطق بازدید و بافق را برای انجام کارهای صحرایی انتخاب نمود. در اواخر سال 85 لوک به اتفاق همکارانش به ایران آمد و کار زنده گیری و نصب دستگاهها را در منطقه بافق آغاز نمود.
یک گزارش کوتاه همراه با عکس توسط موسسه W.C.S به اینجانب ارسال شده که نتایج کار را اعلام نموده است.
آنان موفق شدند تا دو قلاده یوزپلنگ و یک قلاده پلنگ را اسیر و دستگاه فرستنده را بر روی آنان نصب نمایند. چون مجوزی از ناحیه ارسال کننده گزارش نداشتم، از درج اصل گزارش در حال حاضر پوزش می خواهم.
در صورتی که موافقت نمایند اصل گزارش را در وبلاگ جهت استفاده علاقمندان خواهم گذاشت.
جا دارد از زحمات محیط بانان زحمتکش بافق که با کارشناسان خارجی همکاری نموده اند تشکر نماید.
بدیهی است این کار شروع خوبی برای سایر پستانداران ایران خواهد بود.
آب قنات ها هم به مصرف ابیاری درختان و گیاهان و هم جیره رفع عطش ساکنان است . ساکنان به اهمیت آب آگاه و کاملا ً بر حذر از صراف . میراب ها با ابزاری کاملا ً ابتدایی و بر مبنای اعتماد کار تقسیم را عهده دار و از پس کارها چنان فاعقانه بر می آمدند که گویی مدیریتشان ذاتی است .


| Design By : Night Skin |

