کلوتِ لوت

آرم استرانگ وقتي پا به كره ماه گذاشت نمي دانم چه احساسي داشت! زمانيكه بر كلوت لوت پا ميگذاري و دور دست افق را مي نگري و عمق سكوت را با تمام وجود حس ميكني، بيان آن لحظه در توان قلم نگنجد. "گذري بر جاي پاي محمل سواران كوير"(مجله دوستداران شکار و طبیعت شماره 66) بيان احساس نگاهي است كه از اين منظر توصيف گرديده..0

نوشته شده در ۱۳٩٦/٤/٢٠ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ توسط اکبر همدانیان نظرات () |

نوشته شده در ۱۳٩٦/٤/٢٠ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ توسط اکبر همدانیان نظرات () |

 

       سه قلاده یوز نر آخرین بازمانده یوزپلنگها در زیستگاههای استان یزد

دریک کلام اگر خواسته باشیم راجع به وضعیت یوز در استان یزد صحبت کنیم تنها در یک جمله باید بنویسیم یا بگوئیم که به بقایش امیدی نیست .

واما بهتر است برای اینکه دوستان و علاقمندان از روند فعالیتهای استان یزد مطلع باشند تاریخچه کوتاهی  از روند حفاظت و اقدامات صورت گرفته هرچند مختصراشاره ای داشته باشم . درسال 1363-1365 منطقه ای بوسعت 900000 – 1000000 هکتار از شمال شرقی ترین نقطه یزد همجوار با منطقه نو درهنگ رفسنجان تا رباط پشت بادام بعنوان منطقه شکار ممنوع انتخاب شد.این محدوده شامل منطقه کوه بافق – آریز – دره انجیر و نیباز – کوههای ناتک ،تاشک ،اسکمبیلو و کوههای پرویز و قسمتهائی از رباط پشت بادام را دربر میگرفت. بعد از آن اولین گزارش منطقه حفاظت شده کوه بافق توسط مرحوم مهندس آشتیانی و اینجانب تهیه شد تا برای ارتقاء سطح حفاظت به سازمان ارسال شود. سپس ازمیان این محدوده سه منطقه انتخاب شد . 1-منطقه حفاظت شده کوه بافق 2- پناهگاه حیات وحش دره انجیر و نی باز3- منطقه شکارممنوع آریز و مابقی بعلت تعارضات جدی (فعالیتهای معدنی انرژی اتمی)آزاد اعلام شد.بعد از به تصویب رساندن این سه منطقه ، منطقه سیاه کوه اردکان را در سال 77ازمحل ده درصد سازمان جنگلها و مراتع به حفاظت شده تبدیل و سپس محدوده ای از آن به پارک ملی ارتقاء سطح داده شد. درحقیقت یک کریدور زیستی از منطقه بافق – آریز – دره انجیر و نی باز و پارک ملی سیاه کوه ایجاد شد .

علیرغم گزارش نادرست و غیر کارشناسانه ای که توسط دو تن از کارشناسان اعزامی از سوی سازمان مبنی براینکه مناطق پیشنهادی استان یزد (دره انجیر – کوه بافق و آریز)هیچگونه قابلیت اکولوژیکی و بیولوژیکی نداشته و تنها در مدت پنج روز مأموریت تنها دوحلقه افعی شاخدار و چند عدد موش دوپا موجود دیگری مشاهده نگردید.(گزارش درآرشیو اداره کل موجود است )اداره کل محیط زیست استان یزد در مقام دفاع برآمد و گزارش را مغرضانه تلقی و تلاش نمود تا مناطق پیشنهادی برای تصویب به شورایعالی راه یابدو در نهایت مناطق پیشنهادی مصوب و در روزنامه رسمی کشور درج ومنتشر شد.

همانگونه که مستحضرند پروژه یوزپلنگ آسیائی از شهریور 1380بمدت چهارسال فعالیت خودرا آغاز نمود.وپس از ارزیابیهای کارشناسانه با حضور تعدادی از کارشناسان مؤسسه W.c.S تعداد پنج زیستگاه منتخب جهت اجرائی نمودن اهداف پروژه انتخاب شد که از آن جمله: پارک ملی کویر – پارک ملی و منطقه حفاظت شده توران – منطقه حفاظت شده کوه بافق _ پناهگاه حیات وحش دره انجیر و نی باز – پناهگاه حیات وحش نایبندان . تلاش استانهای یزد – سمنان و تهران منطبق بر اهداف سند پروژه به جد آغاز که با تنظیم پروتوکلهائی که برای سرشماری طعمه ها و کاشتن دوربین های تله ای در زیستگاههای منتخب منجر به نتایج مطلوبی گردید ونهایتاً جمعیت یوز پلنگ ایران را براساس اطلاعات جمع آوری شده در دهه 80 بین 100- 65 قلاده تخمین زده شد و راهکارهای نجات گونه نیز با جمع بندی نقطه نظرات کارشناسی به زیستگاههای منتخب ابلاغ گردید ازمیان این جمعیت تخمین زده شده ، طبق بررسیهای بعمل آمده از تصاویر یوزها تعداد 49 قلاده در استان یزد به غیر از نایبندان طبس که مدتی به یزد ملحق گردیده بود قطعی است . اطلاعات در آرشیو اداره کل استان موجوداست.این 49 قلاده دارای گستره وسیعی بودند که در کریدور زیستی بافق – آریز – دره انجیر و سیاه کوه در رفت و آمد بودند.زیبا ترین عکسی که روزنامه های خارج آنرا درصفحه اول چاپ نمودند تصویریک خانواده مشتمل بر پنج قلاده یوز (سه توله و پدر و مادر)در منطقه دره انجیر و نی باز بودکه این موارد امید زیادی را درنجات و بقاء یوز در دل دوستداران حیات وحش ایجاد نمود . اینک پس از گذشت ده /10 سال در مدت سه سال گذشته تنها 3 قلاده یوز در عکسها مشاهده که هر سه قلاده نر هستند و در کریدور زیستی درحال تردد.بنظر میرسد سن یوزپلنگها نیز بالاست ،متأسفانه این سه قلاده تنها موجودی یوزپلنگهای استان یزد است. درتوران و پارک ملی نیز آمار دلگرم کننده ای وجود ندارد. بنا براین وجود سه یوز نر جای هیچگونه امیدواری برای نجات و بقاء یوز را نوید نمیدهد.

پیشنهاد استان مبنی بر فنس کشی محدوده ای معادل 30-20هزار هکتار در پناهگاه حیات وحش دره انجیر و نی باز است تا درصورت عملیاتی شدن این پیشنهاد بتوان نسبت به تکثیر نیمه طبیعی آن در محدوده حصار اقدام مثبتی در راه نجات گونه برداشت.جلسه کاری این پیشنهاد فردا در سازمان تشکیل خواهد شد.با امعان نظر به اینکه از سال 1382 تا سال1386 بنده بعنوان مدیر یا قائم مقام پروژه ملی یوز پلنگ آسیائی فعالیت داشته ام در سالهای اخیر هیچگونه مصاحبه ای با نشریات کشوری و استانی نداشته ام و نخواهم داشت .بدون تردید اگر این وضعیت ادامه یابد و سازمان اقدام جدی در این زمینه ننماید انقراض یوز ایران بطور حتم قطعی است و ایران یکی دیگر از گونه های ارزشمند خانواده گربه سانان را از دست خواهد داد. اظهار نظرکارشناسی و گفتن حقایق از نظر مدیران ستادی کارپسندیده ای نیست .امیدواریم مسؤلین از دلسوزان استانها حمایت کنند تاوضعیت حیات وحش ایران ازاین بحران نجات یابد . باهم دعا میکنیم.

نوشته شده در ۱۳٩٦/٤/٢٠ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ توسط اکبر همدانیان نظرات () |

 

 

 

                                                   بسمه تعالی

جناب آقای مهندس فرید:  مدیر کل محترم نظارت و بازرسی سازمان محیط زیست

باسلام : ضمن تجدیدارادت و آرزوی سلامت و توفیق روز افزون شما دوست ارجمند ، مدت زیادی است که میخواستم دو مطلب را خدمت شما صرفاً بواسطه علاقه و دلسوزی برای سازمان بنویسم . لیکن بنا بدلایل مختلف این امر به تعویق افتاد . همزمان با بر سر کار آمدن خانم ابتکار بحث مخالفت با قرقهای اختصاصی بنا به توصیه ابوالفضل تهرانی از جانب بنده رسانه ای شد و متأسفانه بعضی از این روزنامه نگاران بر مطلب نوشته شده مطالبی با سلیقه خودشان اضافه کردند که بعلت شانتاژ موضوع اصلی نه تنها نادیده گرفته شد بلکه فکر میکنم موجب رنجش خانم ابتکار و سایرین گردید .اینک نامه ای به آقای کیخاه در آخرین روزهای خدمتش در سازمان نوشتم که رونوشت آن برای شما فاکس شد و به ضمیمه همین نامه نیز ارسال میگردد.

ما در گذشته یک شکارگاه سلطنتی داشتیم که آنهم بدلیل مشغله های کاری حضرات بندرت در آن شکاری صید میشد . لیکن مسئله قرقهای اختصاصی که هنوز فکر میکنم به تصویب نرسیده جولانگاهی برای تعدادی از شکارچیان حرفه ای شده که این مسئله نارضایتی تعدادی از مأمورین علاقمند و دلسوز را بدنبال داشته که ادامه این وضع بدون تردید در آینده نزدیک بحران زا و سازمان را با مشکل مواجه میسازد . در صورتیکه اگر بحث قرقهای اختصاصی را با سازمان نظام مهندسی استانها در قالب یک چارچوب مدون و دستورالعمل جامع بمرحله اجرا میگذاشتند هم دانش آموختگان محیط زیست از سرخوردگی وبلاتکلیفی نجات مییافتند و هم حاکمیت و نظارت عالیه سازمان خدشه دار نمیگردید . تعامل سازمان محیط زیست با سازمان نظام مهندسی میتواند در ابعاد وسیع کاری ضمن حفظ جایگاه سازمان منطبق بر اصل 44بسیاری از وظائف سازمان را همانند جهاد کشاورزی و منابع طبیعی به سازمان نظام مهندسی واگزار کرد .خوشبختانه شما نماینده انتصابی سازمان در نظام مهندسی هستید . من با آقای مهندس کبیری در یزد دراین باره صحبت کردم و لیست اهم کارهائی که میتوان با سازمان تعامل داشت را به ایشان دادم .

آقای جوادصالحی که عضو شورای سازمان نظام مهندسی مرکز هستند از دوستان آقای حجتی وزیر جهاد کشاورزی میباشد و از این فرصت نیز میتوان در تقویت ارتباطات استفاده کرد. اگر شما زحمت بکشید ومیزان همکاری سازمان محیط زیست با سازمان نظام مهندسی را در چارچوب یک تفاهم نامه تنظیم نمائید تا در سراسر کشور بمرحله اجرا گذاشته شود قدم بلندی در این راستا خواهد بود.استانهائی مثل گیلان ، بیرجند و گلستان و غیره تفاهم نامه هائی را امضا نموده اند لیکن در عمل خیلی به آن بها داده نمیشود .

در وهله اول اگر سازمان همت میکرد و سازمان نظام مهندسی محیط زیست را تأسیس مینمود که مستقلاً عمل نماید چقدر عالی بود ، لیکن اکنون که این امکان میسر نیست اصلح آنست که تعامل بیشتری را در سطوح کارهای محیط طبیعی و انسانی در قالب یک دستورالعمل مدون به استانها ابلاغ شود.

از جمله فعالیتها میتوان به موارد زیر اشاره نمود :

نظارت بر آزمازیشگاههای معتمد (که درحال حاضر خود معضلی است ) – ایجاد انجمن صنفی آزمایشگاههای معتمد –بررسیهای اولیه و پتانسیل یابی جهت امکان سنجی ایجاد نواحی صنعتی و تولیدی – نظارت بر مدیریت شهرکهای صنعتی – نظارت بر فعالیتهای معادن – نظارت بر عملکرد شکارگاهها و طرحهای تکثیر و پرورش حیات وحش – تهیه و تدوین طرحهای مدیریتی ،ارزیابیهای زیستمحیطی

 

 

 

،ارزیابیهای اجمالی – تعیین چارچوب نظام مند جهت شکارچیان داخلی و خارجی – ایجاد بستر لازم جهت برنامه ریزی اکوتوریسم – نظارت بر بنگاهها و شرکتهائی که کارهای مطالعاتی ،ارزیابی وسرویس دهی به شکارچیان را برعهده دارند – تعیین افراد آموزش دیده برای واحدهائی که نیاز به هسته اچ.اس.ئی (H.s.E)دارند – آموزش در تمام زمینه های محیط انسانی و طبیعی – نظارت بر اجرای طرحهای فضای سبز واحد های تولیدی و صنعتی بر اساس 25درصد فضای تملیکی و بسیاری دیگر از فعالیتهائی که در حوزه اختیارات سازمان محیط زیست میباشد.

امید است با توجه به علاقه و جدیت جنابعالی بتوان به این نارسائیها پایان داده و سازمان را از انتقادات رسانه ها به مرحله تشویق و تمجید فرآیند کاری سوق داد. با تشکر از عنایتی که مبذول میدارند.

 

                                                                                      ارادتمند – همدانیان


26/3/1394

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/۸ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ توسط اکبر همدانیان نظرات () |

جناب آقای کیخاه

معاون محترم محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان

موضوع : قرق های اختصاصی

تصویب قرقهای اختصاصی بی توجهی آشکار به توصیه های مقام معظم رهبری در اسفند ماه سال 93

سخنان تاریخی و دلسوزانه رهبر معظم انقلاب در تاریخ 17/ 12/1393 در جمع متولیان منابع زیستی نقطه امیدی در دل دلسوختگان و علاقمندان محیط زیست ایجاد کرد . امید است همانگونه که تأکید کردند مسؤلین به پشتوانه حمایت همه جانبه ایشان در مقابل تهدید های جدی بایستند و از مجاری قانونی مجرمین را تحت پیگرد قانونی قرار داده و متجاوزین را از طریق رسانه ها به اطلاع عموم برسانند.

از مهمترین نکات مورد بحث ایشان واگذاری انفال یعنی عرصه های طبیعی ملی به اشخاص است .ایجاد حیات خلوت برای نورچشمان شکارچی ممنوع است . قرق یعنی پاک کردن صورت مسئله و عدم پرداختن به وظائف سازمانی و اجرای قوانین . قرق یعنی حق الناس کردن و مردم را از حق طبیعی اشان محروم ساختن . قرق یعنی ایجاد فضای مناسب برای کسانیکه از فرصتها بنفع خود بهره برداری میکنند . قرق یعنی توجیه غیر واقعی و رؤیا پردازی برای احیاء و حفاظت مناطق . قرق یعنی رخنه بعضی از افراد در حوزه مدیریتها و طرفداری از سرمایه داری و قرق یعنی به بیراهه رفتن و ترویج اختلاف طبقاتی.

جناب کیخاه راه احیاء مناطق و ارتقاء سطح حفاظت این نیست . مناطقی که میخواهند توسط اینگونه افراد احیا شود بهتراست که همانگونه باقی بماند ولی حق عامه انسانها پایمال نشود .باید از مشاوران بپرسید که سی سال قبل با کمترین نیروی انسانی و تجهیزات اعم از خودرو – ساختمان وغیره چه مناطقی را حفاظت و به دنیا معرفی کردند و اینک با بهبود وسائط نقلیه موتوری ،اعتبارات نسبتاً مناسب نسبت به گذشته ، ساختمانهای تجهیز شده و ابزار رفاهی و نیروی انسانی غیر قابل مقایسه با گذشته چرا کیفیت حفاظت این چنین است ؟چرا انگیزه کاری در پرسنل افت شدیدی داشته ؟چرا برنامه ریزی مدونی موجود نیست ؟ چرا تصمیم ها آنی و احساسی و ناکار آمداست؟ چرا مسئله مهم آموزش برای محیط بانان و مدیران نادیده گرفته شده ؟چرابر عملکرد مدیران نظارتی صورت نمیگیرد ؟چرا نظارت سازمان بر مناطق کمرنگ و در بعضی مناطق کاملاً بیرنگ است؟چرا همه بازدید ها تشریفاتی و در حد رفع تکلیف است؟ مجموع این چراها را اگر علت و عللش را بیابید نقاط ضعف اتان مشخص و کیفیت حفاظت مطلوب خواهد شد .البته ناگفته نماند که با همه بی تفاوتی سازمان، در بعضی از مناطق هستند دلسوزانی که سخت تلاش میکنند آنهم فقط در پرتو اعتقاد و علاقه اشان وحلالیت لقمه اشان درحالیکه هیچگونه امیدی به پشتیبانی و حمایت  سازمان نداشته و ندارند.وجاهت سازمان را خدشه دار نکنید و بواسطه اندک کمک مالی و یا بکارگیری یک ،یا دونفر نیروی انسانی محرمشان حیثیت سازمان را لکه دار نسازید .

عامه مردم میدانند که سوء مدیریت عامل همه تخریبها و آشفتگی های درون و بیرون سازمانی است. ناگفته نماند که در بعضی استانها هنوز هستند افراد دلسوزی که با همه بی توجهی ها و عدم پشتوانه لازم شبانه روز زحمت میکشند تامناطق را حفاظت کنند.

واما من نه با قرق ونه با شکارچی های قانون مدار و صحیح العمل مشکلی نداشته و ندارم ولی بی توجهی مسؤلین سازمان نسبت به پیشنهادات و نقطه نظرات دلسوزان و آینده نگران ناامید کننده و دلسرد کننده است.بعنوان مثال:آقای مهندس موسوی مدیرکل محترم استان یزد طی نامه شماره 121-4454 مورخ 24/2/92 به عنوان رئیس وقت سازمان و رونوشت به سایر معاونین بویژه جنابعالی پیشنهاداتی را در رابطه با نحوه همکاری با سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی مطرح نمودند ، لیکن دریغ از یک پاسخ ویا عکس العمل دلگرم کننده یا مخالفت ! درکشور ما بیشترین تعداد بیکاران متعلق به دانش آموختگان گروه کشاورزی  است که در این میان بالاترین تعداد بیکاران مربوط به دانش آموختگان رشته محیط زیست است که تعداد آنان در استان یزد بالغ بر 400نفر است که این افراد عضو سازمان نظام مهندسی هستند. لذا سازمان میتوانست با توجه به مواردیکه در حوزه عملکرد نظام مهندسی از آن نام برده شده است (متن نامه مدیرکل استان یزد)از وجود این تعداد نیروی جوان ، فعال، پر انرژی ، تشنه و جویای کار بعنوان بازوی کمکی توانمند در زمینه فعالیتهای زیستمحیطی از جمله نظارت بر فرآیند و عملکرد قرقهای اختصاصی ، مدیریت قرقهای اختصاصی ، نظارت بر عملکرد و فعالیت معادن ، نظارت بر مدیریت شهرکهای صنعتی و سایر پهنه های صنعت ، نظارت بر عملکرد آزمایشگاههای معتمد که درحال حاضر خود معضلی بیش نیست ، راه اندازی هسته های H.S.E  واحدهای تولیدی و صنعتی و بسیاری دیگر از فعالیتهائی که در حوزه اختیارات سازمان حفاظت محیط زیست میباشد گام بلندی در ارتقاء و دستیابی به اهداف آرمانی ضمن حفظ جایگاه حاکمیتی و نظارت عالیه سازمان برداشت. درحال حاضر با توجه به بی تفاوتی سازمان نسبت به دانش آموختگان رشته محیط زیست که اینک بلاتکلیف ، سرخورده و بیکار و از انتخاب رشته تحصیلی نادم و پشیمانند و اجباراً در حوزه های غیر مرتبط با رشته تحصیلی مشغول میباشند به این ناهنجاری و عدم تعادل در زمینه اشتغال پایان داده و قرقهای خصوصی را چنین به چوب حراج نمیگذاشت.

آقای کیخاه : آیا میخواهیم از گذشته ای که دیگر در دست نیست شمایلی بسازیم و آنرابه یادگار بگذاریم ؟آیا میخواهیم چیزی به دیگران بیاموزیم ؟ به گذشته چنگ بزنیم تا آینده را بدان بیارائیم؟ بازگشت به گذشته ، نوعی از باز شناخت خود است . حسابرسی ازخود: که بوده ایم ؟ چه کرده ایم ؟ و چه هستیم ؟ بقول فردوسی "مگر بهره ای گیرم از پند خویش " و آنچه دردست مانده همین خاطره هاست و تجربه ها ، آنرا در طبق اخلاص بگذاریم ، ظاهر و باطن تا دیگران از آن بهره گیرند و خواهند آموخت که ما از چه ماجراهائی لبریز بوده ایم ، ما نسلی هستیم که گذشته های دور در وجود ما به دوران جدید پیوند خورده است ، سری به گذشته داشته ایم و سری به آینده،هیچ نسلی نه پیش ازما و نه بعد ازما این امتیاز بی بدیل را نیافته است.

این 50سال میانه قرن بیستم ، ستیغ زمانهاست، چه ها که در آن نبوده؟ در این آینده لرزان دنیا به کجا میرویم؟ پس آنچه ما میگوئیم ،هم از دیروز در آن است و هم از امروز ، دیروز در کالبد امروز در آمده است.

ما باید از آن چیزهائی سخن بمیان آوریم که همه میدانند و کسی را یارای گفتار آن نیست . از تهمت و افترا و ناسزا بپرهیزیم و بدانیم که برای موفقیت و تعالی میتوانیم همچون گذشتگان از صاحبان تجربه ، آنانکه مسیر دشوار تحول سازمان را مخلصانه هموار کرده اند و این توفیق جز به مدد روابط معقول و منطق مستدل دست یافتنی نبوده.

مطمئن باشید که اگر افتادنی درکار شد بر خواستن بمنظور دست یابی به مطالبات را فراموش نخواهیم کرد.

آنچه رفت بجز علاقه و دلسوزی و پرهیز از انحراف مسیر ، هدف دیگری در کار نیست . شنیدید و عمل کردید زهی طرب و گرنه آیندگان خود قضاوت خواهندکرد.

 

اکبر همدانیان

کارشناس محیط زیست

-جناب آقای مهندس فرید(مدیر کل محترم نظارت و بازرسی  جهت استحضار و اقدام)

-جناب آقای تیموری(مدیر کل محترم دفتر شکار وصید جهت استحضار و اقدام)                                                     26/3/1394

-جناب آقای عالیخانی(مدیر کل محترم دفتر حراست جهت استحضار و اقدام)               

-جناب آقای دکتر میگونی(مدیر کل محترم دفتر زیستگاهها و امور مناطق جهت استحضار و اقدام)

- مدیر کل محترم دفتر حوزه ریاست سازمان سرکار خانم لاهوتی جهت استحضار و اقدام

- مدیر کل محترم دفتر حقوقی سازمان جهت استحضار و اقدام

- مدیر کل محترم اداره کل حفاظت محیط زیست استان .................... جهت استحضار و اقدام

جناب آقای کیخاه

معاون محترم محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان

موضوع : قرق های اختصاصی

تصویب قرقهای اختصاصی بی توجهی آشکار به توصیه های مقام معظم رهبری در اسفند ماه سال 93

سخنان تاریخی و دلسوزانه رهبر معظم انقلاب در تاریخ 17/ 12/1393 در جمع متولیان منابع زیستی نقطه امیدی در دل دلسوختگان و علاقمندان محیط زیست ایجاد کرد . امید است همانگونه که تأکید کردند مسؤلین به پشتوانه حمایت همه جانبه ایشان در مقابل تهدید های جدی بایستند و از مجاری قانونی مجرمین را تحت پیگرد قانونی قرار داده و متجاوزین را از طریق رسانه ها به اطلاع عموم برسانند.

از مهمترین نکات مورد بحث ایشان واگذاری انفال یعنی عرصه های طبیعی ملی به اشخاص است .ایجاد حیات خلوت برای نورچشمان شکارچی ممنوع است . قرق یعنی پاک کردن صورت مسئله و عدم پرداختن به وظائف سازمانی و اجرای قوانین . قرق یعنی حق الناس کردن و مردم را از حق طبیعی اشان محروم ساختن . قرق یعنی ایجاد فضای مناسب برای کسانیکه از فرصتها بنفع خود بهره برداری میکنند . قرق یعنی توجیه غیر واقعی و رؤیا پردازی برای احیاء و حفاظت مناطق . قرق یعنی رخنه بعضی از افراد در حوزه مدیریتها و طرفداری از سرمایه داری و قرق یعنی به بیراهه رفتن و ترویج اختلاف طبقاتی.

جناب کیخاه راه احیاء مناطق و ارتقاء سطح حفاظت این نیست . مناطقی که میخواهند توسط اینگونه افراد احیا شود بهتراست که همانگونه باقی بماند ولی حق عامه انسانها پایمال نشود .باید از مشاوران بپرسید که سی سال قبل با کمترین نیروی انسانی و تجهیزات اعم از خودرو – ساختمان وغیره چه مناطقی را حفاظت و به دنیا معرفی کردند و اینک با بهبود وسائط نقلیه موتوری ،اعتبارات نسبتاً مناسب نسبت به گذشته ، ساختمانهای تجهیز شده و ابزار رفاهی و نیروی انسانی غیر قابل مقایسه با گذشته چرا کیفیت حفاظت این چنین است ؟چرا انگیزه کاری در پرسنل افت شدیدی داشته ؟چرا برنامه ریزی مدونی موجود نیست ؟ چرا تصمیم ها آنی و احساسی و ناکار آمداست؟ چرا مسئله مهم آموزش برای محیط بانان و مدیران نادیده گرفته شده ؟چرابر عملکرد مدیران نظارتی صورت نمیگیرد ؟چرا نظارت سازمان بر مناطق کمرنگ و در بعضی مناطق کاملاً بیرنگ است؟چرا همه بازدید ها تشریفاتی و در حد رفع تکلیف است؟ مجموع این چراها را اگر علت و عللش را بیابید نقاط ضعف اتان مشخص و کیفیت حفاظت مطلوب خواهد شد .البته ناگفته نماند که با همه بی تفاوتی سازمان، در بعضی از مناطق هستند دلسوزانی که سخت تلاش میکنند آنهم فقط در پرتو اعتقاد و علاقه اشان وحلالیت لقمه اشان درحالیکه هیچگونه امیدی به پشتیبانی و حمایت  سازمان نداشته و ندارند.وجاهت سازمان را خدشه دار نکنید و بواسطه اندک کمک مالی و یا بکارگیری یک ،یا دونفر نیروی انسانی محرمشان حیثیت سازمان را لکه دار نسازید .

عامه مردم میدانند که سوء مدیریت عامل همه تخریبها و آشفتگی های درون و بیرون سازمانی است. ناگفته نماند که در بعضی استانها هنوز هستند افراد دلسوزی که با همه بی توجهی ها و عدم پشتوانه لازم شبانه روز زحمت میکشند تامناطق را حفاظت کنند.

واما من نه با قرق ونه با شکارچی های قانون مدار و صحیح العمل مشکلی نداشته و ندارم ولی بی توجهی مسؤلین سازمان نسبت به پیشنهادات و نقطه نظرات دلسوزان و آینده نگران ناامید کننده و دلسرد کننده است.بعنوان مثال:آقای مهندس موسوی مدیرکل محترم استان یزد طی نامه شماره 121-4454 مورخ 24/2/92 به عنوان رئیس وقت سازمان و رونوشت به سایر معاونین بویژه جنابعالی پیشنهاداتی را در رابطه با نحوه همکاری با سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی مطرح نمودند ، لیکن دریغ از یک پاسخ ویا عکس العمل دلگرم کننده یا مخالفت ! درکشور ما بیشترین تعداد بیکاران متعلق به دانش آموختگان گروه کشاورزی  است که در این میان بالاترین تعداد بیکاران مربوط به دانش آموختگان رشته محیط زیست است که تعداد آنان در استان یزد بالغ بر 400نفر است که این افراد عضو سازمان نظام مهندسی هستند. لذا سازمان میتوانست با توجه به مواردیکه در حوزه عملکرد نظام مهندسی از آن نام برده شده است (متن نامه مدیرکل استان یزد)از وجود این تعداد نیروی جوان ، فعال، پر انرژی ، تشنه و جویای کار بعنوان بازوی کمکی توانمند در زمینه فعالیتهای زیستمحیطی از جمله نظارت بر فرآیند و عملکرد قرقهای اختصاصی ، مدیریت قرقهای اختصاصی ، نظارت بر عملکرد و فعالیت معادن ، نظارت بر مدیریت شهرکهای صنعتی و سایر پهنه های صنعت ، نظارت بر عملکرد آزمایشگاههای معتمد که درحال حاضر خود معضلی بیش نیست ، راه اندازی هسته های H.S.E  واحدهای تولیدی و صنعتی و بسیاری دیگر از فعالیتهائی که در حوزه اختیارات سازمان حفاظت محیط زیست میباشد گام بلندی در ارتقاء و دستیابی به اهداف آرمانی ضمن حفظ جایگاه حاکمیتی و نظارت عالیه سازمان برداشت. درحال حاضر با توجه به بی تفاوتی سازمان نسبت به دانش آموختگان رشته محیط زیست که اینک بلاتکلیف ، سرخورده و بیکار و از انتخاب رشته تحصیلی نادم و پشیمانند و اجباراً در حوزه های غیر مرتبط با رشته تحصیلی مشغول میباشند به این ناهنجاری و عدم تعادل در زمینه اشتغال پایان داده و قرقهای خصوصی را چنین به چوب حراج نمیگذاشت.

آقای کیخاه : آیا میخواهیم از گذشته ای که دیگر در دست نیست شمایلی بسازیم و آنرابه یادگار بگذاریم ؟آیا میخواهیم چیزی به دیگران بیاموزیم ؟ به گذشته چنگ بزنیم تا آینده را بدان بیارائیم؟ بازگشت به گذشته ، نوعی از باز شناخت خود است . حسابرسی ازخود: که بوده ایم ؟ چه کرده ایم ؟ و چه هستیم ؟ بقول فردوسی "مگر بهره ای گیرم از پند خویش " و آنچه دردست مانده همین خاطره هاست و تجربه ها ، آنرا در طبق اخلاص بگذاریم ، ظاهر و باطن تا دیگران از آن بهره گیرند و خواهند آموخت که ما از چه ماجراهائی لبریز بوده ایم ، ما نسلی هستیم که گذشته های دور در وجود ما به دوران جدید پیوند خورده است ، سری به گذشته داشته ایم و سری به آینده،هیچ نسلی نه پیش ازما و نه بعد ازما این امتیاز بی بدیل را نیافته است.

این 50سال میانه قرن بیستم ، ستیغ زمانهاست، چه ها که در آن نبوده؟ در این آینده لرزان دنیا به کجا میرویم؟ پس آنچه ما میگوئیم ،هم از دیروز در آن است و هم از امروز ، دیروز در کالبد امروز در آمده است.

ما باید از آن چیزهائی سخن بمیان آوریم که همه میدانند و کسی را یارای گفتار آن نیست . از تهمت و افترا و ناسزا بپرهیزیم و بدانیم که برای موفقیت و تعالی میتوانیم همچون گذشتگان از صاحبان تجربه ، آنانکه مسیر دشوار تحول سازمان را مخلصانه هموار کرده اند و این توفیق جز به مدد روابط معقول و منطق مستدل دست یافتنی نبوده.

مطمئن باشید که اگر افتادنی درکار شد بر خواستن بمنظور دست یابی به مطالبات را فراموش نخواهیم کرد.

آنچه رفت بجز علاقه و دلسوزی و پرهیز از انحراف مسیر ، هدف دیگری در کار نیست . شنیدید و عمل کردید زهی طرب و گرنه آیندگان خود قضاوت خواهندکرد.

 

اکبر همدانیان

کارشناس محیط زیست

-جناب آقای مهندس فرید(مدیر کل محترم نظارت و بازرسی  جهت استحضار و اقدام)

-جناب آقای تیموری(مدیر کل محترم دفتر شکار وصید جهت استحضار و اقدام)                                                     26/3/1394

-جناب آقای عالیخانی(مدیر کل محترم دفتر حراست جهت استحضار و اقدام)               

-جناب آقای دکتر میگونی(مدیر کل محترم دفتر زیستگاهها و امور مناطق جهت استحضار و اقدام)

- مدیر کل محترم دفتر حوزه ریاست سازمان سرکار خانم لاهوتی جهت استحضار و اقدام

- مدیر کل محترم دفتر حقوقی سازمان جهت استحضار و اقدام

- مدیر کل محترم اداره کل حفاظت محیط زیست استان .................... جهت استحضار و اقدام

جناب آقای کیخاه

معاون محترم محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان

موضوع : قرق های اختصاصی

تصویب قرقهای اختصاصی بی توجهی آشکار به توصیه های مقام معظم رهبری در اسفند ماه سال 93

سخنان تاریخی و دلسوزانه رهبر معظم انقلاب در تاریخ 17/ 12/1393 در جمع متولیان منابع زیستی نقطه امیدی در دل دلسوختگان و علاقمندان محیط زیست ایجاد کرد . امید است همانگونه که تأکید کردند مسؤلین به پشتوانه حمایت همه جانبه ایشان در مقابل تهدید های جدی بایستند و از مجاری قانونی مجرمین را تحت پیگرد قانونی قرار داده و متجاوزین را از طریق رسانه ها به اطلاع عموم برسانند.

از مهمترین نکات مورد بحث ایشان واگذاری انفال یعنی عرصه های طبیعی ملی به اشخاص است .ایجاد حیات خلوت برای نورچشمان شکارچی ممنوع است . قرق یعنی پاک کردن صورت مسئله و عدم پرداختن به وظائف سازمانی و اجرای قوانین . قرق یعنی حق الناس کردن و مردم را از حق طبیعی اشان محروم ساختن . قرق یعنی ایجاد فضای مناسب برای کسانیکه از فرصتها بنفع خود بهره برداری میکنند . قرق یعنی توجیه غیر واقعی و رؤیا پردازی برای احیاء و حفاظت مناطق . قرق یعنی رخنه بعضی از افراد در حوزه مدیریتها و طرفداری از سرمایه داری و قرق یعنی به بیراهه رفتن و ترویج اختلاف طبقاتی.

جناب کیخاه راه احیاء مناطق و ارتقاء سطح حفاظت این نیست . مناطقی که میخواهند توسط اینگونه افراد احیا شود بهتراست که همانگونه باقی بماند ولی حق عامه انسانها پایمال نشود .باید از مشاوران بپرسید که سی سال قبل با کمترین نیروی انسانی و تجهیزات اعم از خودرو – ساختمان وغیره چه مناطقی را حفاظت و به دنیا معرفی کردند و اینک با بهبود وسائط نقلیه موتوری ،اعتبارات نسبتاً مناسب نسبت به گذشته ، ساختمانهای تجهیز شده و ابزار رفاهی و نیروی انسانی غیر قابل مقایسه با گذشته چرا کیفیت حفاظت این چنین است ؟چرا انگیزه کاری در پرسنل افت شدیدی داشته ؟چرا برنامه ریزی مدونی موجود نیست ؟ چرا تصمیم ها آنی و احساسی و ناکار آمداست؟ چرا مسئله مهم آموزش برای محیط بانان و مدیران نادیده گرفته شده ؟چرابر عملکرد مدیران نظارتی صورت نمیگیرد ؟چرا نظارت سازمان بر مناطق کمرنگ و در بعضی مناطق کاملاً بیرنگ است؟چرا همه بازدید ها تشریفاتی و در حد رفع تکلیف است؟ مجموع این چراها را اگر علت و عللش را بیابید نقاط ضعف اتان مشخص و کیفیت حفاظت مطلوب خواهد شد .البته ناگفته نماند که با همه بی تفاوتی سازمان، در بعضی از مناطق هستند دلسوزانی که سخت تلاش میکنند آنهم فقط در پرتو اعتقاد و علاقه اشان وحلالیت لقمه اشان درحالیکه هیچگونه امیدی به پشتیبانی و حمایت  سازمان نداشته و ندارند.وجاهت سازمان را خدشه دار نکنید و بواسطه اندک کمک مالی و یا بکارگیری یک ،یا دونفر نیروی انسانی محرمشان حیثیت سازمان را لکه دار نسازید .

عامه مردم میدانند که سوء مدیریت عامل همه تخریبها و آشفتگی های درون و بیرون سازمانی است. ناگفته نماند که در بعضی استانها هنوز هستند افراد دلسوزی که با همه بی توجهی ها و عدم پشتوانه لازم شبانه روز زحمت میکشند تامناطق را حفاظت کنند.

واما من نه با قرق ونه با شکارچی های قانون مدار و صحیح العمل مشکلی نداشته و ندارم ولی بی توجهی مسؤلین سازمان نسبت به پیشنهادات و نقطه نظرات دلسوزان و آینده نگران ناامید کننده و دلسرد کننده است.بعنوان مثال:آقای مهندس موسوی مدیرکل محترم استان یزد طی نامه شماره 121-4454 مورخ 24/2/92 به عنوان رئیس وقت سازمان و رونوشت به سایر معاونین بویژه جنابعالی پیشنهاداتی را در رابطه با نحوه همکاری با سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی مطرح نمودند ، لیکن دریغ از یک پاسخ ویا عکس العمل دلگرم کننده یا مخالفت ! درکشور ما بیشترین تعداد بیکاران متعلق به دانش آموختگان گروه کشاورزی  است که در این میان بالاترین تعداد بیکاران مربوط به دانش آموختگان رشته محیط زیست است که تعداد آنان در استان یزد بالغ بر 400نفر است که این افراد عضو سازمان نظام مهندسی هستند. لذا سازمان میتوانست با توجه به مواردیکه در حوزه عملکرد نظام مهندسی از آن نام برده شده است (متن نامه مدیرکل استان یزد)از وجود این تعداد نیروی جوان ، فعال، پر انرژی ، تشنه و جویای کار بعنوان بازوی کمکی توانمند در زمینه فعالیتهای زیستمحیطی از جمله نظارت بر فرآیند و عملکرد قرقهای اختصاصی ، مدیریت قرقهای اختصاصی ، نظارت بر عملکرد و فعالیت معادن ، نظارت بر مدیریت شهرکهای صنعتی و سایر پهنه های صنعت ، نظارت بر عملکرد آزمایشگاههای معتمد که درحال حاضر خود معضلی بیش نیست ، راه اندازی هسته های H.S.E  واحدهای تولیدی و صنعتی و بسیاری دیگر از فعالیتهائی که در حوزه اختیارات سازمان حفاظت محیط زیست میباشد گام بلندی در ارتقاء و دستیابی به اهداف آرمانی ضمن حفظ جایگاه حاکمیتی و نظارت عالیه سازمان برداشت. درحال حاضر با توجه به بی تفاوتی سازمان نسبت به دانش آموختگان رشته محیط زیست که اینک بلاتکلیف ، سرخورده و بیکار و از انتخاب رشته تحصیلی نادم و پشیمانند و اجباراً در حوزه های غیر مرتبط با رشته تحصیلی مشغول میباشند به این ناهنجاری و عدم تعادل در زمینه اشتغال پایان داده و قرقهای خصوصی را چنین به چوب حراج نمیگذاشت.

آقای کیخاه : آیا میخواهیم از گذشته ای که دیگر در دست نیست شمایلی بسازیم و آنرابه یادگار بگذاریم ؟آیا میخواهیم چیزی به دیگران بیاموزیم ؟ به گذشته چنگ بزنیم تا آینده را بدان بیارائیم؟ بازگشت به گذشته ، نوعی از باز شناخت خود است . حسابرسی ازخود: که بوده ایم ؟ چه کرده ایم ؟ و چه هستیم ؟ بقول فردوسی "مگر بهره ای گیرم از پند خویش " و آنچه دردست مانده همین خاطره هاست و تجربه ها ، آنرا در طبق اخلاص بگذاریم ، ظاهر و باطن تا دیگران از آن بهره گیرند و خواهند آموخت که ما از چه ماجراهائی لبریز بوده ایم ، ما نسلی هستیم که گذشته های دور در وجود ما به دوران جدید پیوند خورده است ، سری به گذشته داشته ایم و سری به آینده،هیچ نسلی نه پیش ازما و نه بعد ازما این امتیاز بی بدیل را نیافته است.

این 50سال میانه قرن بیستم ، ستیغ زمانهاست، چه ها که در آن نبوده؟ در این آینده لرزان دنیا به کجا میرویم؟ پس آنچه ما میگوئیم ،هم از دیروز در آن است و هم از امروز ، دیروز در کالبد امروز در آمده است.

ما باید از آن چیزهائی سخن بمیان آوریم که همه میدانند و کسی را یارای گفتار آن نیست . از تهمت و افترا و ناسزا بپرهیزیم و بدانیم که برای موفقیت و تعالی میتوانیم همچون گذشتگان از صاحبان تجربه ، آنانکه مسیر دشوار تحول سازمان را مخلصانه هموار کرده اند و این توفیق جز به مدد روابط معقول و منطق مستدل دست یافتنی نبوده.

مطمئن باشید که اگر افتادنی درکار شد بر خواستن بمنظور دست یابی به مطالبات را فراموش نخواهیم کرد.

آنچه رفت بجز علاقه و دلسوزی و پرهیز از انحراف مسیر ، هدف دیگری در کار نیست . شنیدید و عمل کردید زهی طرب و گرنه آیندگان خود قضاوت خواهندکرد.

 

اکبر همدانیان

کارشناس محیط زیست

-جناب آقای مهندس فرید(مدیر کل محترم نظارت و بازرسی  جهت استحضار و اقدام)

-جناب آقای تیموری(مدیر کل محترم دفتر شکار وصید جهت استحضار و اقدام)                                                     26/3/1394

-جناب آقای عالیخانی(مدیر کل محترم دفتر حراست جهت استحضار و اقدام)               

-جناب آقای دکتر میگونی(مدیر کل محترم دفتر زیستگاهها و امور مناطق جهت استحضار و اقدام)

- مدیر کل محترم دفتر حوزه ریاست سازمان سرکار خانم لاهوتی جهت استحضار و اقدام

- مدیر کل محترم دفتر حقوقی سازمان جهت استحضار و اقدام

- مدیر کل محترم اداره کل حفاظت محیط زیست استان .................... جهت استحضار و اقدام

جناب آقای کیخاه

معاون محترم محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان

موضوع : قرق های اختصاصی

تصویب قرقهای اختصاصی بی توجهی آشکار به توصیه های مقام معظم رهبری در اسفند ماه سال 93

سخنان تاریخی و دلسوزانه رهبر معظم انقلاب در تاریخ 17/ 12/1393 در جمع متولیان منابع زیستی نقطه امیدی در دل دلسوختگان و علاقمندان محیط زیست ایجاد کرد . امید است همانگونه که تأکید کردند مسؤلین به پشتوانه حمایت همه جانبه ایشان در مقابل تهدید های جدی بایستند و از مجاری قانونی مجرمین را تحت پیگرد قانونی قرار داده و متجاوزین را از طریق رسانه ها به اطلاع عموم برسانند.

از مهمترین نکات مورد بحث ایشان واگذاری انفال یعنی عرصه های طبیعی ملی به اشخاص است .ایجاد حیات خلوت برای نورچشمان شکارچی ممنوع است . قرق یعنی پاک کردن صورت مسئله و عدم پرداختن به وظائف سازمانی و اجرای قوانین . قرق یعنی حق الناس کردن و مردم را از حق طبیعی اشان محروم ساختن . قرق یعنی ایجاد فضای مناسب برای کسانیکه از فرصتها بنفع خود بهره برداری میکنند . قرق یعنی توجیه غیر واقعی و رؤیا پردازی برای احیاء و حفاظت مناطق . قرق یعنی رخنه بعضی از افراد در حوزه مدیریتها و طرفداری از سرمایه داری و قرق یعنی به بیراهه رفتن و ترویج اختلاف طبقاتی.

جناب کیخاه راه احیاء مناطق و ارتقاء سطح حفاظت این نیست . مناطقی که میخواهند توسط اینگونه افراد احیا شود بهتراست که همانگونه باقی بماند ولی حق عامه انسانها پایمال نشود .باید از مشاوران بپرسید که سی سال قبل با کمترین نیروی انسانی و تجهیزات اعم از خودرو – ساختمان وغیره چه مناطقی را حفاظت و به دنیا معرفی کردند و اینک با بهبود وسائط نقلیه موتوری ،اعتبارات نسبتاً مناسب نسبت به گذشته ، ساختمانهای تجهیز شده و ابزار رفاهی و نیروی انسانی غیر قابل مقایسه با گذشته چرا کیفیت حفاظت این چنین است ؟چرا انگیزه کاری در پرسنل افت شدیدی داشته ؟چرا برنامه ریزی مدونی موجود نیست ؟ چرا تصمیم ها آنی و احساسی و ناکار آمداست؟ چرا مسئله مهم آموزش برای محیط بانان و مدیران نادیده گرفته شده ؟چرابر عملکرد مدیران نظارتی صورت نمیگیرد ؟چرا نظارت سازمان بر مناطق کمرنگ و در بعضی مناطق کاملاً بیرنگ است؟چرا همه بازدید ها تشریفاتی و در حد رفع تکلیف است؟ مجموع این چراها را اگر علت و عللش را بیابید نقاط ضعف اتان مشخص و کیفیت حفاظت مطلوب خواهد شد .البته ناگفته نماند که با همه بی تفاوتی سازمان، در بعضی از مناطق هستند دلسوزانی که سخت تلاش میکنند آنهم فقط در پرتو اعتقاد و علاقه اشان وحلالیت لقمه اشان درحالیکه هیچگونه امیدی به پشتیبانی و حمایت  سازمان نداشته و ندارند.وجاهت سازمان را خدشه دار نکنید و بواسطه اندک کمک مالی و یا بکارگیری یک ،یا دونفر نیروی انسانی محرمشان حیثیت سازمان را لکه دار نسازید .

عامه مردم میدانند که سوء مدیریت عامل همه تخریبها و آشفتگی های درون و بیرون سازمانی است. ناگفته نماند که در بعضی استانها هنوز هستند افراد دلسوزی که با همه بی توجهی ها و عدم پشتوانه لازم شبانه روز زحمت میکشند تامناطق را حفاظت کنند.

واما من نه با قرق ونه با شکارچی های قانون مدار و صحیح العمل مشکلی نداشته و ندارم ولی بی توجهی مسؤلین سازمان نسبت به پیشنهادات و نقطه نظرات دلسوزان و آینده نگران ناامید کننده و دلسرد کننده است.بعنوان مثال:آقای مهندس موسوی مدیرکل محترم استان یزد طی نامه شماره 121-4454 مورخ 24/2/92 به عنوان رئیس وقت سازمان و رونوشت به سایر معاونین بویژه جنابعالی پیشنهاداتی را در رابطه با نحوه همکاری با سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی مطرح نمودند ، لیکن دریغ از یک پاسخ ویا عکس العمل دلگرم کننده یا مخالفت ! درکشور ما بیشترین تعداد بیکاران متعلق به دانش آموختگان گروه کشاورزی  است که در این میان بالاترین تعداد بیکاران مربوط به دانش آموختگان رشته محیط زیست است که تعداد آنان در استان یزد بالغ بر 400نفر است که این افراد عضو سازمان نظام مهندسی هستند. لذا سازمان میتوانست با توجه به مواردیکه در حوزه عملکرد نظام مهندسی از آن نام برده شده است (متن نامه مدیرکل استان یزد)از وجود این تعداد نیروی جوان ، فعال، پر انرژی ، تشنه و جویای کار بعنوان بازوی کمکی توانمند در زمینه فعالیتهای زیستمحیطی از جمله نظارت بر فرآیند و عملکرد قرقهای اختصاصی ، مدیریت قرقهای اختصاصی ، نظارت بر عملکرد و فعالیت معادن ، نظارت بر مدیریت شهرکهای صنعتی و سایر پهنه های صنعت ، نظارت بر عملکرد آزمایشگاههای معتمد که درحال حاضر خود معضلی بیش نیست ، راه اندازی هسته های H.S.E  واحدهای تولیدی و صنعتی و بسیاری دیگر از فعالیتهائی که در حوزه اختیارات سازمان حفاظت محیط زیست میباشد گام بلندی در ارتقاء و دستیابی به اهداف آرمانی ضمن حفظ جایگاه حاکمیتی و نظارت عالیه سازمان برداشت. درحال حاضر با توجه به بی تفاوتی سازمان نسبت به دانش آموختگان رشته محیط زیست که اینک بلاتکلیف ، سرخورده و بیکار و از انتخاب رشته تحصیلی نادم و پشیمانند و اجباراً در حوزه های غیر مرتبط با رشته تحصیلی مشغول میباشند به این ناهنجاری و عدم تعادل در زمینه اشتغال پایان داده و قرقهای خصوصی را چنین به چوب حراج نمیگذاشت.

آقای کیخاه : آیا میخواهیم از گذشته ای که دیگر در دست نیست شمایلی بسازیم و آنرابه یادگار بگذاریم ؟آیا میخواهیم چیزی به دیگران بیاموزیم ؟ به گذشته چنگ بزنیم تا آینده را بدان بیارائیم؟ بازگشت به گذشته ، نوعی از باز شناخت خود است . حسابرسی ازخود: که بوده ایم ؟ چه کرده ایم ؟ و چه هستیم ؟ بقول فردوسی "مگر بهره ای گیرم از پند خویش " و آنچه دردست مانده همین خاطره هاست و تجربه ها ، آنرا در طبق اخلاص بگذاریم ، ظاهر و باطن تا دیگران از آن بهره گیرند و خواهند آموخت که ما از چه ماجراهائی لبریز بوده ایم ، ما نسلی هستیم که گذشته های دور در وجود ما به دوران جدید پیوند خورده است ، سری به گذشته داشته ایم و سری به آینده،هیچ نسلی نه پیش ازما و نه بعد ازما این امتیاز بی بدیل را نیافته است.

این 50سال میانه قرن بیستم ، ستیغ زمانهاست، چه ها که در آن نبوده؟ در این آینده لرزان دنیا به کجا میرویم؟ پس آنچه ما میگوئیم ،هم از دیروز در آن است و هم از امروز ، دیروز در کالبد امروز در آمده است.

ما باید از آن چیزهائی سخن بمیان آوریم که همه میدانند و کسی را یارای گفتار آن نیست . از تهمت و افترا و ناسزا بپرهیزیم و بدانیم که برای موفقیت و تعالی میتوانیم همچون گذشتگان از صاحبان تجربه ، آنانکه مسیر دشوار تحول سازمان را مخلصانه هموار کرده اند و این توفیق جز به مدد روابط معقول و منطق مستدل دست یافتنی نبوده.

مطمئن باشید که اگر افتادنی درکار شد بر خواستن بمنظور دست یابی به مطالبات را فراموش نخواهیم کرد.

آنچه رفت بجز علاقه و دلسوزی و پرهیز از انحراف مسیر ، هدف دیگری در کار نیست . شنیدید و عمل کردید زهی طرب و گرنه آیندگان خود قضاوت خواهندکرد.

 

اکبر همدانیان

کارشناس محیط زیست

-جناب آقای مهندس فرید(مدیر کل محترم نظارت و بازرسی  جهت استحضار و اقدام)

-جناب آقای تیموری(مدیر کل محترم دفتر شکار وصید جهت استحضار و اقدام)                                                     26/3/1394

-جناب آقای عالیخانی(مدیر کل محترم دفتر حراست جهت استحضار و اقدام)               

-جناب آقای دکتر میگونی(مدیر کل محترم دفتر زیستگاهها و امور مناطق جهت استحضار و اقدام)

- مدیر کل محترم دفتر حوزه ریاست سازمان سرکار خانم لاهوتی جهت استحضار و اقدام

- مدیر کل محترم دفتر حقوقی سازمان جهت استحضار و اقدام

- مدیر کل محترم اداره کل حفاظت محیط زیست استان .................... جهت استحضار و اقدام

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/۸ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ توسط اکبر همدانیان نظرات () |

 

تحلیلی برکشتار حیات وحش

در جوامع انسانی طبق قوانین تعریف شده و مصوب شهروندان دارای حقوقی هستند که همواره در جهت تعالی و جایگاه انسانها در حال تحول است . انواع آزادیهای جامعه نیز درچارچوب ضوابط تعریف شده و همواره آن دسته از قوانینی که برای انسانها محدودیت ایجاد مینماید و یا در مقام مقایسه با کشورهای مشابه دارای نقائصی هستند بطور مستمر از طریق فعالان اجتماعی و مدافعان حقوق شهروندی مورد انتقاد و جرح و تعدیل است .

نکته ظریف اینجاست که ناهمواریها و ناهنجاریهائی که موجب بروز مسائلی میگردد و میبایست به مرورزمان به آنها پرداخته شود و اصلاح گردد توسط هنرمندان- نقادان – طنز پردازان-کاریکاتوریستها – فیلمسازان – عکاسان و... به نقد کشیده شده و موارد اصلاحی بطورمستقیم یا غیر مستقیم و کنایه آمیز به گوش مسئولین رسانده خواهد شد.

مسائل محیط زیست نیز امروزه از مباحث روز دنیاست ، اگرچه وضع منابع زیستی در کره مسکون مواجه با مخاطرات عدیده ایست لیکن شدت تخریب دربعضی از مناطق دنیا بقدری است که حیرت انگیز و قابل ملاحظه است .گونه ها بسرعت روبه انقراض و یا در معرض خطر نابودی است .ایران نیز جزء کشورهائی است که میزان تخریب مناطق و زیستگاههایش و همینطور کاهش جمعیت گونه ها در مناطق تحت مدیریت سازمان بخصوص در یک دهه اخیر به شدت افزایش یافته و میزان حفاظت نامطلوب و استراتژی مدیریت سخت بیمار است . علت چیست ؟؟

شاید دلائل زیادی را بتوان برشمرد ،لیکن بحث ما در این نوشتار پرداختن به تمام علل این نارسائیها نیست. بلکه تحلیلی بر کشتار غیر انسانی و سبعانه گونه ها و به نمایش گذاشتن آنهاست ، از کشتن گوزن زرد در داخل پارک پردیسان تا روباههای کنار جاده ویا کشتن پلنگ ها و هلاک کردن کفتار اسیر شده در تله و مسائلی از این قبیل است.

کشتار حیات وحش شاید پیام افرادی باشد که نه طنز پردازند و نه نویسنده و هنرمند تا بتوانند مسائل و مشکلات محیط زیست منطقه اشان را به گوش مسؤلین برسانند .این کشتار غیر انسانی شاید بازتاب نحوه عملکردی باشد که سازمان در سالهای اخیر به آن پرداخته است باشد.

چوپانان و روستائیان حاشیه نشین مناطق و شکارگاهها میبینند که عده معدودی با ماشینهای لوکس و مدرن آنچنانی به منطقه میایند و شکارشان را میزنند ، کبابشان را میخورند و بعد از تفریحشان میروند ویا شاهد آن هستند که مناطق وسیعی بعنوان قرقهای اختصاصی در اختیار یک یا دونفر با وسعت هزاران هکتار قرارداده شده تا این نورچشمان و متمولین جامعه حیات خلوت طبیعی در اختیارشان باشد که هم دلشان نگیردوهم هروقت اراده کردند همراه دوستان و فامیل بروند و اطراق کنند و هرچه میلشان کشید انجام دهند و کسی مزاحمشان نباشد . و طرف داران قرق برای راحتی خیال نورچشمی های قرق دار در رسانه ها نیز در مدح و منقبتشان چنان نوحه سرائی میکنند که هیچ مادری برای فرزند گرسنه و بیمارش نخواهد کرد.وآنان را از طرفداران سرسخت محیط زیست به ملت شریف و زودباور کشورمان معرفی مینمایند.

حال این نوع واگذاریهای عرصه های طبیعی بعنوان قرق با کدام ضابطه و الگوبرداری از کدام کشور صورت گرفته؟خدا عالم است و ما مبهوت!!

چوپان و روستائی حاشیه نشین در طول سال تمام سختیها را تحمل میکند گرما-سرما –برف و کولاک –طوفان و محرومیت از خدمات شهری را و شاهدچنین بی عدالیتیها و تفاوت قائل شدن هاست. نه توان پرداخت پول پروانه ویژه و عادی را دارد ونه سوادثبت نام و تازه اگرهمه این موارد هم سد راهش نباشد اسم این روستائی هرگز ازبین بقیه اسامی ازصندوق بیرون نخواهد آمد.همه موارد مهندسی شده است.همه سالها به امید سالی بهترتحمل و تأمل کرده و اینک کاسه صبرش لبریزشده، اومیخواهد صدایش به گوش مسؤلین سازمان برسد بنابراین باید کاری کند که برای دوستداران محیط زیست سوژه ای باشد.شاید مسؤلین بخود آیندودر نحوه رفتارشان و عملکردشان تجدید نظری کنند.چوپان روستائی قادر به ساخت فیلمهای مستند یا طبیعت گردی ویا شعر طنز نیست لذا چاره ای جز این نمیبیند.

سازمان باید آنها را ببیند و بفهمد و بداند که بدون حمایت و پشتیبانی این قشر زحمت کش نخواهد توانست که حفاظت مناطق را بطور مطلوب انجام دهد .حاشیه نشینان همیشه فنرهای تحت فشاری هستند که در انتظار کاهش فشار ورهاشدن هستند، که این رهائی زیانبار و خطر آفرین خواهد بود .

مشکل ازدست دادن گونه ها و کاهش جمعیت حیات وحش و تخریب مناطق کمبود وسیله نقلیه و نیروی انسانی و اعتبارنیست بلکه مدیریت ها بی اعتبار شده اند و تصمیم گیران وارداتی بعلت عدم شناخت و عدم درک درست ازنحوه کار موجب میشوند تا شاهد بروز چنین مواردی باشیم.

باید بطور اساسی فکرکنیم – برنامه ریزی کنیم و همه موارد را با هم ببینیم روستا نشینان و دامدران اگرچه اهل نوشتن و نقادی و مستند سازی نیستند لیکن خوب میفهمند و میدانند و میشناسند مخصوصاً سره را از ناسره.

آنان با قرآن و دین آشنایند و میدانند که بیابانها؛جنگلها و مراتع و حیات وحش از انفال است و میزان استفاده از این مواهب خدادادی برای همه انسانها یکسان است و درحقیقت حق الناس است .

سازمان حفاظت محیط زیست آیه ای از سوره انفال را انتخاب کرده بود و بدینوسیله رسالت کاریش را توجیه میکرد که منابع زیستی از انفال اند و برای امت و ملت میزان استفاده اشان یکسان است و اینک بعد از گذشت 37سال حق الناس را اختصاصی کرده اند و هزاران هکتار از عرصه های طبیعی را به یک نفر واگزار میکنند و صاحب قرق خود را مالک آن میداند واجازه ورود به هیچکس را نمیدهند نه گردشگر ونه کوهنورد ونه عکاس ونه دامدارو.....

بهر حال سکوت در مقابل این مسائل نوعی بی تفاوتی به اجتماع و کشوراست و نادیده گرفتن حقوق مسلم عامه مردم که همان حق الناس است . آنچه حس وظیفه شناسی بعنوان دفاع از سیر تخریب و عواقب ناخوشایند این تصمیم گیریهای بدون ملاحظه بر عهده ما بود بعنوان یک دوستدار محیط زیست و کسی که 35سال از عمرش را درراه حفظ منابع زیستی پشت سر گذاشته گفتیم . بدشان بیاید یا خوششان – عمل کنند یا نادیده بگیرند مهم نیست . بهرحال دیر یا زود متوجه کارهایشان خواهند شد. شاید دیر باشد ولی مردم راهشان را انتخاب خواهند کرد و از حقوقشان نخواهند گذشت و منطبق با دین و قرآن اشان عمل خواهند کرد.

                                                              اکبر همدانیان – کارشناس محیط زیست

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/٢٦ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ توسط اکبر همدانیان نظرات () |

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱۱ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ توسط اکبر همدانیان نظرات () |

 

بگذریم

هیچکس حرفی نمیزند ولی این بدان معنی نیست که هیچ اتفاقی نیفتاده .

باید یادمان باشد که یار محمد شادلو ها – سرهنگ گلسرخیها – اسکندر فیروزها – خسرو سریریها و تمام شکارچیان سال 1335 بودند که کانون شکار را کلید زدند و گفتند که اوضاع بعضی از گونه ها بحرانی است .کاری به این نداریم که جوانان نمیدانند یا نخوانده اند که پیدایش محیط زیست از کجا آغاز شد. ولی باید بخودآئیم و بدانیم که همان شکارچیان بودند که کاهش جمعیت ها و حذف بعضی از گونه هارا به ملت هشدار دادند و لزوم توجه به حفاظت را با هزینه شخصی اشان به ملت و بخصوص شکارچیان بی ملاحظه گوشزد کردند و اولین قانون شکار را از مجلس گذراندند .بگذریم که بعضیها فکر میکنند همه مردم نمیدانند واز موقعیتها سوء استفاده کرده و دیگران را بنام پدر محیط زیست ایران معرفی میکنند .جداً عجب روئی دارند !!. محیط زیست ایران را شکارچیان بنیان نهادند و سازمان محیط زیست وام دار شکاچیان است .بگذریم از اینکه عده ای نا آگاه و تازه به دوران رسیده پای بند هیچ اصول و ضابطه ای نیستند . دری به تخته خورده و تفنگی خریده اند و هرچه دم دستشان میاید میکشند . اینها قاتلان مزخرفی هستند که پایبند به هیچ اصولی نیستند و باید حسابشان را از انسانهای فرهیخته و قانون مدار جداکرد و در برابر قانون به اشد مجازات کیفرشان داد. لیکن اصل را فراموش نکنیم .ما شاهد صحنه جریمه شکار فرزند عبدالرضا پهلوی بوده ایم ،شاید باورش برای خیلیها سخت باشد لیکن حقیقت دارد . متأسفانه الان بجای اجرای قانون و حفاظت از مناطق معامله میکنیم و فقط به نرخ توجه میکنیم . البته کمپین های حمایت و حفاظت از محیط زیست زیاد شده و موجب خوشحالی است لیکن با این روند امیدی به بهبودی نیست .روش کار آقای دکتر عبدالحسین وهابزاده قابل ستایش است .او از نسل حاضرقطع امید و چشم پوشی کرده و با نونهالان برای نسل آینده برنامه ریزی میکند باشد که بنیادین مسئله را هدایت کند وحفظ طبیعت و زیستمندان رادر قالب یک نقشه راه نهادینه نماید . باید بدانیم که ما هرچند بخوانیم و بدانیم قادر به مدیریت طبیعت نیستیم این طبیعت است که مارا مدیریت میکند. دلیل واضح و روشن آنهم اینست که بشر در طول تاریخ زندگیش بجز تخریب طبیعت و دستکاری غیر آگاهانه کار دیگری نکرده و نخواهد توانست که جز این باشد. هر کس جز این مدعی است برای بحث کارشناسی آماده ایم .

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱۱ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ توسط اکبر همدانیان نظرات () |

 

 

 

 

بقاء مختص ذات حضرت دوست

مرگ یکی از برنامه های آفرینش است و قدرت تغییر آن نیست و چون نیک بنگری عدل است و زاری بر عدل جایز نیست

حکیم توس میفرماید

اگر مرگ داد است بیداد چیست؟ 

زداد اینهمه بانگ و فریاد چیست؟

همان پاکزاده نیاکان ما

گزیده سر افراز و پاکان ما

برفتند و ما را سپردند جای

نماند کس اندر سپنجی سرای

سرکار خانم اقدس بقائی در صبح روز چهارشنبه پنجم آذر ماه سال یکهزارو سیصد نود سه خورشیدی رخ در نقاب خاک کشید و روحش از قفس تنگ بدن آزاد شد.

او در خانواده یک استثناء بود ودر عرصه فعالیتهای اجتماعی کم نظیر . بدون اغراق تکرار چنین فردی با این خصوصیات زمان بر است . علم – ادب – حسن سلوک – مسؤلیت پذیری – عشق به زادگاهش یزد -  تدریس و آموزش هنر های سنتی و ارتقاء سطح فرهنگ – نشر و اشاعه خدمات نسلهای گذشته – معاشرت و مصاحبت با اندیشمندان و مسولین تراز اول کشور- دارا بودن مسؤلیتهای متنوع  بویژه ارائه خدمات اجتماعی – جلب اعتماد عموم  از خصوصیات بارز اوبود . روانش شاد ویادش گرامی باد.

 

 

 

 

بقاء مختص ذات حضرت دوست

مرگ یکی از برنامه های آفرینش است و قدرت تغییر آن نیست و چون نیک بنگری عدل است و زاری بر عدل جایز نیست

حکیم توس میفرماید

اگر مرگ داد است بیداد چیست؟ 

زداد اینهمه بانگ و فریاد چیست؟

همان پاکزاده نیاکان ما

گزیده سر افراز و پاکان ما

برفتند و ما را سپردند جای

نماند کس اندر سپنجی سرای

سرکار خانم اقدس بقائی در صبح روز چهارشنبه پنجم آذر ماه سال یکهزارو سیصد نود سه خورشیدی رخ در نقاب خاک کشید و روحش از قفس تنگ بدن آزاد شد.

او در خانواده یک استثناء بود ودر عرصه فعالیتهای اجتماعی کم نظیر . بدون اغراق تکرار چنین فردی با این خصوصیات زمان بر است . علم – ادب – حسن سلوک – مسؤلیت پذیری – عشق به زادگاهش یزد -  تدریس و آموزش هنر های سنتی و ارتقاء سطح فرهنگ – نشر و اشاعه خدمات نسلهای گذشته – معاشرت و مصاحبت با اندیشمندان و مسولین تراز اول کشور- دارا بودن مسؤلیتهای متنوع  بویژه ارائه خدمات اجتماعی – جلب اعتماد عموم  از خصوصیات بارز اوبود . روانش شاد ویادش گرامی باد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بقاء مختص ذات حضرت دوست

مرگ یکی از برنامه های آفرینش است و قدرت تغییر آن نیست و چون نیک بنگری عدل است و زاری بر عدل جایز نیست

حکیم توس میفرماید

اگر مرگ داد است بیداد چیست؟ 

زداد اینهمه بانگ و فریاد چیست؟

همان پاکزاده نیاکان ما

گزیده سر افراز و پاکان ما

برفتند و ما را سپردند جای

نماند کس اندر سپنجی سرای

سرکار خانم اقدس بقائی در صبح روز چهارشنبه پنجم آذر ماه سال یکهزارو سیصد نود سه خورشیدی رخ در نقاب خاک کشید و روحش از قفس تنگ بدن آزاد شد.

او در خانواده یک استثناء بود ودر عرصه فعالیتهای اجتماعی کم نظیر . بدون اغراق تکرار چنین فردی با این خصوصیات زمان بر است . علم – ادب – حسن سلوک – مسؤلیت پذیری – عشق به زادگاهش یزد -  تدریس و آموزش هنر های سنتی و ارتقاء سطح فرهنگ – نشر و اشاعه خدمات نسلهای گذشته – معاشرت و مصاحبت با اندیشمندان و مسولین تراز اول کشور- دارا بودن مسؤلیتهای متنوع  بویژه ارائه خدمات اجتماعی – جلب اعتماد عموم  از خصوصیات بارز اوبود . روانش شاد ویادش گرامی باد.

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱۱ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ توسط اکبر همدانیان نظرات () |

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱۱ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ توسط اکبر همدانیان نظرات () |


Design By : Night Skin