کلوتِ لوت

آرم استرانگ وقتي پا به كره ماه گذاشت نمي دانم چه احساسي داشت! زمانيكه بر كلوت لوت پا ميگذاري و دور دست افق را مي نگري و عمق سكوت را با تمام وجود حس ميكني، بيان آن لحظه در توان قلم نگنجد. "گذري بر جاي پاي محمل سواران كوير"(مجله دوستداران شکار و طبیعت شماره 66) بيان احساس نگاهي است كه از اين منظر توصيف گرديده..0

 

برف خانه طزرجان

انبـار آب یــــزد 

مجله شکار و طبیعت

شماره 60 - مهر و آبان 1380

 

برفخانه طزرجان 

 

 " از گوشه و کنار زمزمه بهره برداری معدنی از مجمو عه زیبای شیر کوه و برفخانه طزرجان بگوش میرسد . همه طبیعت دوستان نگران این حادثه غم انگیزند که اگر نیش کلنگ پول پرستان دنیا پیشه صحنه طراحی شده خالق یکتا را زخمی نماید چه دلها که با این زخم خونین شود وفریادشان به جائی نرسد .نگذاریم که تنها چشم انداز طبیعت زیبای یزد یعنی شیر خفته جنوب کهن ترین شهر خشت و گلین کره مسکون جراحت برداردومأمن هزاران انسان آفتاب خورده کویررا که تنها مأمنشان دامنه زیبای این کوه با عظمت است ویران گردد. همت طبیعت دوستان وکوه نوردان پشتوانه محکم جلوگیری از این حرکت ویرانگرانه خواهد بود . به بخش 13دستور کار21کنفرانس ریودوژانیرو(درسال 1992) و تصمیمات سال2002 که بعنوان سال بین المللی کوهها نام گذاری شده است احترام بگذاریم وخود را در مجامع بین المللی با حرکات خطا در مقابل علامت سؤال قرارندهیم. "

 

************ 

... یزدی ها از دیر باز به فقر آب اعتراف وعلیرغم قنات وسازگاری موزونشان همواره در صدد بوده اند تا این کمبود را با هنرمندی خردمندانه شان مرتفع سازند ودراین راه چه موفق وچشمگیر عمل کرده اند ...
 
 

نه عمارت گذشتگان و نه ساخت دست انسان , که مخلوق ایزد منا ن است و از شمار بیشمار طنین دلنواز و اطمینان بخش آفرینش دادار جهان دار که با هیبت تمام در دامنه جنوبی یزد قد برافراشته و سایه سار دلنواز آن جان پناه بیابان نشینان یزد.

 

توان بی گمان یزدان این بوجود آورنده کون و مکان و هستی بخش تمامی جانداران جهان در برهوت بیابان وبا تمامی خصوصیات قابل بیان برف خانه یزد را امر خلقت داد و بقاء و حیات یزدیان را وابسته بدان .

آفتاب سوزان , شن روان , طوفان گران , سرمای نهان , سرتاسر بیابان با مردمانی مهربان وروشن روان استان یزد را در نظر مجسم می سازد و چه غریب می نماید واژه برف قبل از کلمه خانه .

اولین نا یزد را تاریخ  « کَثِه » نوشته و این وازه با فتح کا ف و تشدید ث و کسره ها یهنی پست و پایین . پایین ترین مکان در مقایسه با سایر نقاط همجوار , اینجا یزد است , پایتخت کویرایران , عرصه وسیع بیابان های مرکز ایران ,تا چشم قدرت دیدن دارد برابرمان پیداست و موج گرما انتهای دیدنمان را همچون منظره زمینه عکس ها چمن سرابی مات جلوه گر می سازد  .

زمین شنی است و رنگ شن ها غالب ترین رنگ منظرهاست  که با خاطرات دیدن ساکنان این مرز و بوم عجین گشته و آنان صبور ترین و برد بار ترین و آرام ترین انسان های فلات مرکزی ایران ,این کشور پر فراز و نشیب و مملو از خاطرات و مخاطرات بجا مانده از تاریخ کهن تمدن ها گذشته است . شدت تابش خورشید درخشان در این نقطه از کویر خیره کننده چشم ها و آزار دهنده جان هاست .

سایه بان ها دارای منزلت خاصند و جانداران , در پی تدارک تامین جان  چنان که گیا هان از از هیبت خود کاسته ودر طول فرایند بس طولانی تکامل به درختچه هایی با برگان باریک و سبز کم رنگ متمایل به خاکستری برای مقابله با این تف و گرما امادگی لازم را یافته اند .

اینجا آب واجد ارزشمندترین ارزشها براساس معیارها ست . تشنگی عادت دیرینه و کلمه ای آشنا با زیستمندان کویری است . یزدیها از دیر باز به فقر آب اعتراف و علیرغم قناعت و سازگاری موزونشان همواره در صدد بوده اند تا این کمبود را با هنرمندی خردمندانه شان مرتفع سازند و در این راه چه موفق و چشمگیر عمل کرده اند .

از نظر تمدن و مدنیت در جایگاه دوم از نظر معماری خشت گلی در کره مسکون قرار دارد و این خلاقیت هنر بیننده را به شگفتی و تحسین وا می دارد . آنان شدت  گرما را توام با کمبود شدید آب در آراستن

خشت ها و بر پا داشتن ستونها و سقف ها چنان در آمیخته و عمارت کرده اند که بیننده محو تماشا و واژه موزون برای آدمی معنا می گردد. یخچال ها , آب انبار , سرداب ها , حوض خانه ها ,بادگیر ها , پنج دری ها , سه دری ها , قنات ها , چاه ها و همه وهمه بیانگر استادی و مهارت دست معماران و زحمتکشان این طلایه داران بدون ماشین زمان و آموختن درس مقاومت به آیندگان در عرصه بر هوت کویر است . برماست که پاس داریم حرمت و پایداری آنان را نگذاریم تا سبک مغزانی با اتکاء به ماشین ویران کننده تمامی ان اصالت , فرهنگ , ودنیت وخلاقیت را که آنچه حال بدان پرداخته ایم نه درخور شان و منزلت مرسوم قدیم است و نه در خور ارایه  به دنیا به عنوان نگرشی نو در قالب زمان . 

 
 

هنر معماری سنتی و نقش آن در مدیریت آب  

 
 

 گفتیم که یزد با خشگی آشناست و هنر ماندن در کنار این , ماده اولیه حیات نیازمند اریه  راه حل های منطقه و در خور استفاده همگان  کاریز یا قنات زنده ترین نمونه پیکار کم آبی و اوج ابتکار تحسین آمیز انسان های منطقه فلات مرکزی ایران است . حفر چاه ها و ایجاد کانال ها و ارتباط منطقی آنها درگرمای طاقت فرسای کویر در نهایت رساندن آب شفاف به مظهر قنات تنها کار بزرگ مردان خطه های کویر است که اینک پس از گذشت قرن ها بینندگان را سخت متاثر و به تحسین وا می دارد و جوی های آب قنات همچون شاهرگ های حیات , منطقه بس طولانی را موزون ترین آهنگ طی نمودن و مژده دمیدن جان را در گیاهان و آواز خوش زنده ماندن را در زیستمندان جاودانه می خواند و چه خوش گوار است شنیدن ترنم اهنگ حرکت اب در روان جوی ها .
آب قنات ها هم به مصرف ابیاری درختان و گیاهان و هم جیره رفع عطش ساکنان است . ساکنان به اهمیت آب آگاه و کاملا ً بر حذر از صراف . میراب ها با ابزاری کاملا ً ابتدایی و بر مبنای اعتماد کار تقسیم را عهده دار و از پس کارها چنان فاعقانه بر می آمدند که گویی مدیریتشان ذاتی است .

 
 
 آب انبارها و یخچال ها
                                          
الف- آب نبار و نقش آن در اماکن مسکونی  :

 ازعمارت های قدیم که در نسل جدید مورد بازدید قرار می گیرد و دل هر بیننده را با دیدنش بی قرار می سازد ساختمان های شکیل آب انبار ها ست . نقشه ای ساده و مصالحی مصطلح ساختمانی کارآمد را برای مصرف کنندگان آب محلات قدیم تدارک می دید . این بنا شامل یک مخزن هدایت و با بادگیر خنک و توسط یک شیر و با طی پله های متعدد و با مشروبه ها ,  کوزه ها و صبوها به منازل مغازه ها حمل و بدست مصرف کننده می رسید.

آب انبار ها در نقاط حساس محله ها عمارت می شدند , که چه از حیث تراکم و چه از نظر سهولت دسترسی برای ساکنان تقریباً به یک اندازه و فا صله مسافرت داشته باشد و اینک که شبکه لوله کشی شهری شیر های آب را به داخل مکان های مصرف کشانده این گذر ها هم خالی از شور و حالند و نه کیایی و نه بیایی و نه احوالی از همسایه ها . ساختمان اب انبار ها اگر چه برپایند ولی ساکت و خاموش . دیگر از آن بوی رطوبت و عطر خاک آبدبده و خنکای سایه دلپذیر ساباط خبری نیست و بی فرهنگان گم کرده نشان این به یادگار مانده های دوران را به زباله دان مبدل ساخته و دیدن اینگونه مناظر چه تلخ است و گران که روندگان امروزی به ارزشمند ترین آثار بجا مانده از گذشتگان خود این چنین بی با کانه وگستاخانه توهین کنند . باشد که چنین مباد .

 

ب- یخچالها :

 یکی دیگر از سازه های ساده خشت و گلی بر حسب ضرورت آن زمان ساختمان یخچال ها ست . این بنا کلا شامل سه بخش است .

1-حوض یخ بند : محوطه ای مستطیل بزرگ با عمق کم , در قسمت شمال ساختمان که از جهت های شرق , غرب و جنوب با دیوار بلند احاطه شده تا سایه دیوار ها بر برودت هوا در زمستان بیافزاید و یخ بندان با ضخامت مناسب انجام شود .

2-مخزن یخ : یا محل انبار یخ های در زمستان که قیفی شکل است ودر زمین کنده شده و دارای هرز آبی است که یخ های اب شده را به خارج از مخزن برساند. جدار این مخزن قیفی شکل کاهگلی است و عمق ان بسته به حجم مورد نیاز است . (عمق یخچال های میبد 6 متر است ).

3- گنبد بزرگ : روی مخزن قیفی یخچال را یک گنبد بزرگ مخروطی می پوشاند و در حقیقت اصلی ترین بخش ساختمان همین گنبد است که با دیوار های ضخیم و حجم بزرگ حفاظ مناسبی برای نگهداری یخ های انباشته در مخزن است .

یخچال ها در دو فاصله کوتاه از سال فعال بوده اند . یک چله زمستان و چله تابستان در زمستان برای انبار کردن یخ و در تابستان فرح بخش و گوارای وجود لب تشنگان . عمارت یخچال ها بیشتر از اب انبارها آسیب دیده و می رود تا با بقیه رفتگان هنر و اندیشه مان از خاطرات و میدان دید آیندگان محو شوند . 

 

 

چاهها و حوضخانه ها

 

کمتراز نیم قرن از ایجاد شبکه اب یزد میگذرد و هنوز در خاطره ها نشستن بر سکو ها  و در پشت فرمان چرخ و چاه ها و کشیدن دلوهای لاستیکی مملو از آب سرد چاه و یاد خشتگی تلاش دست یابی به آب در اعماق تاریک و سخت زمین کویر از ذهن های پنجاه سالگان محو نگردیده و دقت ما در بزرگ ها در تمیز نگهداشتن و بجا استفاده کردن آب ها و در حقیقت ارج نهادن به زحمت مردان ع این پیش کسوتان قانع آن روزگاران . درود بی پایان به هنرمندان , نقاشان , عکاسان ,نویسندگان و شاعران این یاد آوران گذر دوران و مایه بنیان آدمیان .

 

 

                              برف خا نه

 

 ارتفاعات شیر کوه در جنوب شهر یزد واقع گردیده . گر چه از نظر تقسیم بندی کوه های منفرد ایران از آن یاد شده لیکن در حقیقت قسمت هایی از سلسله جبال زاگرس می باشد . ارتفاعات بلند نقطه 4075 متر و از زمره کوه های زیبای بحساب می آید . بعد از شیر کوه دومین نقطه مرتفع استان یزد ارتفاعات برف خانه مشرف به روستای زیبا و دیدنی طزرجان است . یخچالهای قدیمی و مانده به یاد گار در پای دیوار حکایت از دوران یخ بندان دارد . شیر کوه مظهر صفا , پاکی استقامت و دست و دلبازی است . لب های ترک خورده و داغدار  دامنه های شمالی و جنوبی منطقه با اب های خوش گوار و شیرین این کوه پرابهت التیام می یا بد. چشمه ها , قنات ها و چاه های شهر یزد به برکت و کرم شیر کوه فوران و جریان دارند . لکه های برف دامنه دیواره کوه برفخانه تنها چشم انداز امید بخش مردمان شریف و نجیب یزد است و تنها شاخص بی بدلیل سالهای پر باران . سالهاپیش قبل از آنکه تکنولوژی تهیه یخ از آب چهره نمایان سازد قاطر چیان سحر گاهان تکه های بزرگ برف را با اره از توده جدا می نمودند وپس از عایق بندی در لابلای کاه به یزد حمل می کردند تا آب چاه را همراه با چاشنی خنکای برف به لب تشنگان حاشیه کویر عرضه نمایند .

دامنه شمالی شیر کوه برای ساکنین عالم دیگری است . وقتی در چله تابستان گرمای هوا به واقع توان وطاقت شهروندان یزدی را طاق می سازد در ییلاقات (فقط با طی مسافت 50 کیلومتر ) هوا به اندازه ای مطبوع ودلپذیر است که باور کردن این تغییر دما در این فاصله اندک برای تازه واردان غیر قابل باور . عطر گل های سرخ محمدی وشکوفه هیا بادام وآلبالو وگلابی وبلندای قد درختان تبریزی و انبوهی درختان گردو توام با پوشش انبوه گیاهان مرتعی وبوی خوششان همراه با کوچه باغ ها و جالیز ها ،پرچین ها و دهلیزها ، جریان چشمه ها و رودها خاطر انسان را از بودن در کویر محو سازد . لطافت هوا و ترنم خوش آهنگ پرندگان ونسیم ملایمی که با عبور از شاخه ها خوش ترین آهنگ ها را در دستگاه های مختلف می نوازد ،گوش را نوازش می دهد ، همه و همه از برکت وجود شیر خفته یزد است .

وجه تسمیه کلمه شیر بر بزرگ ترین کوه یزد هم به همین واسطه است که مشابه شیری است که سر بر دست ها نهاده وخوابیده است وشیرکوه نشان از همین تشبیه شاعرانه گذشتگان است .چند سالی است که مردم یزد لکه های برف برفخانه را نمی بینند واین نشانه غم انگیز غمناک ترین نشانه هاست وپیام آور خشک ترین سالهای خشک است .

وقتی که بهار آمد وآب دیدار را با آن حرکت پر ابهت در آخرین خم جاده ، همچون سالهای دیگر ندیدند غم تحمل خشکی وتشنگی وجودشان را آزار داد واین چندمین سالی است که مردم یزد خشکی و محرومیت از آب را به معنی واقعی کلمه حس ولمس میکنند . شاید فهمیده با شند که مدیریت در مصرف منابع آبشان راه انحراف پیمود و برداشت های بی ملاحظه وادامه رفتن به عمق زمین جهت دست یابی به آب بیشتر این زنجیره به هم پیوسته را دچارنوسان ساخته و اینک نباریدن چند ساله اخیر هم مزید بر علت گشته و به عمق فاجعه افزوده . دستکاری طبیعت و برداشت های بی ملاحظه و بی مهابا سرانجام  تلخی است که ناهنجاری های آن چهره نمایان می سازد و درختان در بهاران  پاییز را تجربه و جلوه گر می سازند . چه صحنه ای غم انگیزتر از ریزش برگان سبزدرختان پر برکت در بهار و دیدن شاخه های خشک عاری از پوشش سبز زیبا در زیبا ترین فصل سال وخشکیدن درختان تنموند گردو وبادم پس از سالها زحمت و مرارتی که پیر دهقان فقط می داند و بس که چگونه آن را نشانده و برای به بار نشستن آن جه شب ها که چراغ به دست زمانی که همه در بستر خواب ناز رویای شیرین زندگی را بخواب می دیدند آبیاریش نموده واینک چه نا باورانه شاهد خشکیدن آن است که می گفت مرگ جوان زود است و نا بهنگام وتحمل آن مشکل و خشکیدن درخت بی موسم همانقدر جانکاه ! باشد که شلنگ آب از مرکب آهنی کنار کشیم و استخر خانه مالدران را برای شنا نخواهیم و ترکیدن لوله ها را به سرعت مهار کنیم وصنایع آبخواه و آلوده ساز را از پساب تغذیه کنیم و نگذاریم دهقان سالخورده مان با چشمان کم فروغش در غم خشکیدن درختان گریان و دستهای پینه بسته اش از ثمره آن نومید و تهی گردد و شیر کوه با همان ابهت و جلال و وقار و کبار در دامن یزد با کرامت برای ما فراهم سازد مایه حیات راکه " آب " .

 

                                                                                             

 

 

                                                                                  مجله شکار و طبیعت

                                                                        شماره 60 - مهر و آبان 1380

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٤/۱/٢٦ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ توسط اکبر همدانیان نظرات () |


Design By : Night Skin