کلوتِ لوت

آرم استرانگ وقتي پا به كره ماه گذاشت نمي دانم چه احساسي داشت! زمانيكه بر كلوت لوت پا ميگذاري و دور دست افق را مي نگري و عمق سكوت را با تمام وجود حس ميكني، بيان آن لحظه در توان قلم نگنجد. "گذري بر جاي پاي محمل سواران كوير"(مجله دوستداران شکار و طبیعت شماره 66) بيان احساس نگاهي است كه از اين منظر توصيف گرديده..0

35 سالی است که از اعلام منطقه شکار ممنوع کالمند بهادران می گذرد؛ و من در خلال این سال ها به جز ایامیکه در یزد نبودم و در استان های دیگر مشغول خدمت بودم همیشه به طور مستمر از منطقه بازدید کرده ام.

 

علاقه به کوه موجب شده بود تا بیشتر کوه های یزد را ببینم. وقتی از مهریز به سمت کرمان می رویم تقریبا از رباط شاه عباسی که سمت راست جاده  میزبان گردشگران است،  رشته کوهی وجود دارد که مشرف به دشت های سمت راست جاده به نام بوزش است  که متاسفانه وجه تسمیه آن را نمی دانم.

 

این رشته کوه دارای سنگ آب های کوچک و بزرگ متعددی است که آب مورد نیاز حیات وحش منطقه را تامین می نماید. عمده گونه ها را کل و بز تشکیل می دهند. از سنگ آب های معروفی که در دامنه های شمالی قرار دارند می توان از سنگ آب های پورتوکی – لای چوب بندی و دارستان نام برد.

 کوه ها بقول معروف لیس آبی که صعود را مشکل میکند. من فقط یک بار از دامنه جنوبی یعنی از تنگ حنا از محل تل اشکالگاه تا دارستان را آمده ام. هنگام عبور از دره های نسبتا عمیق، درختان بنه ، کسور ، انجیر وحشی ، بادام وحشی و کار و انکش منظره بسیار زیبایی را به خصوص در فصل بهار ایجاد می کند.

 

 سال 1377 گری استریکر، مستندساز CNN به یزد آمده و از منطقه بازدید کرد که نتیجه آن تهیه چهار مستند از یزد بود ؛ استریکر بعد از بازدید منطقه آن  را با صحرای کالاهاری مقایسه کرد و  از تیپ منطقه و سنگاب ها بسیار لذت برد.

در سال 1356 محیط بانان منطقه سنگاب های پورتوکی و دارستان را مختصر مرمتی کردند که حمل مصالح از جمله سیمان از مسیر بسیار مشکلی صورت گرفت ، یکی از آن همکاران  خدر محمد خدر؛ کرد ِ پناهنده ای بود  که متاسفانه بعد از برگشت به عراق در درگیری های قومی کشته شد. خداوند روحش را شاد کند.

هر سال در بهار علاقه زیادی به بازدید از سنگ آب ها داشتم. به ویژه سنگ آب لای چوب بندی که هم منظره زیبایی از بالا داشت و هم قطار سنگ آب های ریز و درشت که با آب زلال و خنک بسیار وسوسه انگیز بود.

 

خوردن یک وعده کشک داغ یا کلجوش در بلندای کوه با منظره و چشم انداز دلفریب و زیبای روبرو بخصوص اگر همراه با بارش باران های بهاری همراه میشد، بهترین هدیه ای بود در مقابل پیمودن و رفع خستگی راه.

در تمام دره ها وجود بقایای چاه های ذغال که حکایت از تخریب و سوزاندن درختان بنه و بادام می کند اگرچه ناراحت کننده است لیکن اینکه اکنون درختان بر پایند و دیدن نهال آنان امیدوار کننده، موجب خوشحالی است.

به این نکته باید اشاره کرد که زیبایی مناظر در وصف قلم نگنجد حتی اگر با عکس و فیلمهای واضح و روشن ثبت شوند. باید رفت ، دید و لذت برد.

البته نه از آب چشمه و نه از رطوبت کافی و نه از رودخانه دائم خبری است. هوا خشک است و داغ. اصلا قابل مقایسه با شمال و غرب کشور نیست ولی شکفتن گل های تنگرس وشکوفه های سفید بادام وحشی و رایحه ملایم آن برای آنان که به طبیعت علاقه مندند، منظره بسیار دلفریبی است. گویا ازاصل مطلب دور ماندیم و بیشتر به وصف منطقه پرداختیم.

 

 

برگردیم به درخت خشک بنه که اینک مکان مقدس و زیارتگاه معتبری برای اهالی مهدی آباد – بهادران و کریم آباد شد. در مسیر رودخانه ای که به سنگاب لای چوب بندی منتهی می شود در لبه یک مسیل فصلی یک درخت بنه خشک قرار داشت.

بعضی اوقات که ازین مسیر رفت وآمد می کردم تکه های پارچه رنگی را که به شاخه های خشک بنه گره خورده بود را می دیدم.

چندی است که رفت و آمد به منطقه را دوباره شروع کردم . به یاد گذشته این مسیر را رفتم ودیدم.

 

 اطاقی کوچک با سقف گنبدی شکل که سفیدی ایزوگام پشت بامش از فاصله ای دور نظرم را جلب کرد. از همکارم پرسیدم آن ساختمان را اداره ایجاد کرده؟ او گفت: خیر آنجا زیارتگاه دوازده امام است!

 

 

بنه خشک را در وسط اطاق با سقف گنبدی و دیوارهای کاشیکاری شده قرار داده بودند و مقدار زیادی هم مردم معقتد به شاخه های این بنه دخیل بسته بودند.کمی دورتر از بنه محبوس شده اطاق بزرگتری ساخته اند که در آن وسایلی از قبیل گاز و مقداری ظرف و کاسه و ایجاد یک آب انبار و یک دستشویی بدون سقف مجموعه ایست که بر اساس عقاید مردم منطقه مهدی آباد بهادران ایجاد شده ومردم در فصل بهار واعتدال هوا به زیارت می آیند و بعضی ها هم گفته اند که حاجاتشان روا شده و درجه اعتقادشان بیشتر.

حالا گوشه ای از منطقه حفاظت شده کالمند بهادران تبدیل به امامزاده ای شده که متعلق به یک امام

نیست بلکه مربوط به هر 12 امام است که ازینجا گذر و این مکان را به قدومشان مقدس ساخته اند.

 

 

مطمئنا این اعتقاد مردم موجب خواهد شد تا پوشش گیاهی منطقه ودرختان خوش اندام بنه ، کسور ، انجیر و بادام از تعارض در امان باشند. یادم آمد زمانیکه بر سر تربت شیخ ابوالحسن خرقانی رفته بودم جمله زیبایی بر بالای محراب آرامگاهش نوشته بود:

 

«هر که در این سرای درآید ، نانش دهید و از ایمانش نپرسید ، چون هر کس به نزد باریتعالی به جانی ارزد ، البته که به نزد بولحسن به نانی ارزد». اگرچه ربطی به مطلب نداشت ولی عجیب توصیه جهان شمولی است که ما بدان توجه نمی کنیم.

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱۸ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ توسط اکبر همدانیان نظرات () |

« طبق قانون وقتی منطقه ای با اخذ موافقت های لازم در دستور کار شورای عالی سازمان محیط زیست قرار می گیرد پس از تصویب نهائی و اعلام آگهی در روزنامه رسمی کشور وپس از گذشت ده روز می بایست مقررات لحاظ شده در قانون به مرحله اجرا گذارده شود. محدوده تعیین شده را قرمز کردیم وبه اداره کل صنایع و معادن اصفهان و یزد فرستادیم. طبق توافقات به عمل آمده بر روی محدوده قرمز شده نمی بایست پروانه اکتشاف صادر شود. لیکن سازمان صنایع ومعادن اصفهان در طی رد وبدل کردن مکاتبات تعدادی پروانه اکتشاف صادر نمود که بناچار موضوع به وزارت صنایع ومعادن منعکس شد تا از ادامه این ناهماهنگی جلوگیری شود.علت اصلی آن بود که بخشی از محدوده انتخابی در حوزه تقسیمات کشوری اصفهان قرار داشت. محیط زیست نائین – نماینده مردم نائین در مجلس – محیط زیست اصفهان بعد از اطلاع از اینکه قسمتی از محدوده پارک ملی سیاه کوه در حوزه اصفهان است شروع به فعالیت نمودند در نتیجه این مکاتبات و مراجعات جلسه ای در دفتر زیستگاههای تهران تشکیل شد. دو نفر از اصفهان – من و آقای حسینی از یزد – مدیرکل نظارت و بازرسی – مدیرکل دفتر حیات وحش – مدیرکل دفتر حقوقی حضور داشتند. نهایتا بعد از یک نشست دو ساعته تصمیم بر این شد: «به لحاظ این که استان یزد در حفاظت منطقه نقش موثری داشته و کلیه مراحل انتخاب تا تصویب را پیگیری نموده لذا مدیریت منطقه به استان یزد محول می گردد. در صورتی که اصفهان اصرار بر جدایی حوزه تقسیمات کشوری دارد می بایست محدوده جدیدی را معرفی نماید تا در صورت طی مراحل قانونی اگر شورایعالی به تفاهم رسید تصویب نماید.»

 

 

 

لازم به ذکر است که نمونه اینگونه مناطق در سطح کشور زیاد است.بعنوان مثال بخشی از پارک ملی گلستان در حوزه تقسیمات کشوری سمنان و خراسان واقع است ولی مدیریت آن با اداره کل محیط زیست گلستان است. یا منطقه خوشیلاق در استان سمنان بخشی از آن در حوزه تقسیمات کشوری گلستان (گرگان و گنبد سابق) قرار دارد لیکن مدیریت آن با شاهرود است. علیرغم همه مخالفت های انجام شده و ادامه آن آنهم  بعد از گذشت بیش از یک دهه که از تصویب آن می گذرد منطقه دارای ارزش های زیستی فوق العاده ایست منطقه سیاه کوه علاوه بر مناظر وچشم اندازهای زیبای خاص مناطق کویری می تواند یکی از جذاب ترین مناطق گردشگری از دیدگاه اکوتوریسم باشد.تنوع گیاهی و جانوری عاری از تعارضات انسانی بجز معادنیکه در حال حاضر اکثرا غیر فعالند ویک نفر شتردار نائینی مشکل  خاص دیگری ندارد. کوه های قاسم وزیر – معراجی – یار علی و سیاه کوه عمده ترین ارتفاعات منطقه را تشکیل می دهند و کل و بز – قوچ و میش – جبیر – پلنگ – یوزپلنگ – کاراکال – هوبره – زاغ بور و انواع دیگری از پرندگان – پستانداران وخزندگان موجب غنای سیاه کوه گردیده می تواند به عنوان یک پایگاه تحقیقاتی و پژوهشی مورد استفاده محققین و پژوهشگران باشد.

 

منابع آبی منطقه اگرچه محدود است لیکن وجود بعضی چشمه های دائمی به ویژه در قاسم وزیر – یار علی - معراجی و سبزه چاه آب مورد نیاز وحوش را تامین کند. ضمنا ساخت پنج آب انبار و منبع سیار کمک بسیار ارزنده ایست در جهت تامین کمبود آب وحوش. در حال حاضر پایگاه مامورین حفاظتی در دومکان تدارک دیده شده.

 

از ساختمان های متروکه معدن واقع در معدن که بازسازی گردیده وجای بسار آرامی برای استراحت و رصد ستارگان در شب است و ایستگاه کوچک دیگری در دامنه شرقی معراجی احداث گردیده که آن هم مکان مناسبی برای حفاظت و کنترل منطقه است. البته ساختمان اصلی برای بخش اداری پارک واستراحت پرسنل در دامنه شمالی آب انبار چهل تغار در نظر گرفته شده که در سال جاری بنای آن شروع و به اتمام خواهد رسید.

 

حضور فعال و مستمر مامورین اجرایی موجب شده تا سطح تخلفات منطقه به پایینترین حد برسد. گرچه نیروی انسانی و وسایط نقلیه موتوری نیاز اولیه این منطقه زیباست لیکن در حال حاضر به علت محدودیت های اداری و مالی چاره ای جز تلاش بیشتر به نظر نمی رسد.

 

نائینی ها و اصفهانیها باید خوشحال باشند از اینکه منطقه سیاه کوه در اثر تلاش همکاران محیط زیست در حال احیاست و آنان می توانند این سرمایه گذاری حفاظتی را به جای سیاه کوه در مناطق دیگر به کار برند.چون هدف کلی حفاظت از زیستگاه ها و گونه ها و ذخائر ژنتیک است. بنابراین مرز سیاسی یا تقسیمات کشوری نمیتواند در این اهداف جهانی دخیل باشد . بازدید از منطقه برای تمام علاقمندان و دوستداران با انجام هماهنگی بلامانع است.

 

طبق تعریف اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی (I.U.C.N) مناطق تحت مدیریت اعم از پارک های ملی – پناهگاه های حیات وحش – مناطق حفاظت شده و آثار طبیعی ملی را که نشان دهنده اکوسیستم های خاصی به عنوان الگو در هر کشوری است بر اساس معیار انتخاب و اهداف مدیریت بگونه ای تعریف شده اند تا انسان ها بتوانند در چارچوب این تعاریف ازین مناطق بهره برداری های علمی ، آموزشی ، پژوهشی و تفرجگاهی را دارا باشند. بنابراین بروز هرگونه اختلاف می تواند در انجام رسالت مهمی که بر عهده سازمان است ایجاد شبهه نموده و دست آویزی برای بیگانگان باشد.

 

به امید آنکه همه مسئولین لشکری وکشوری قدر منابع زیستی را بدانند و با طبیعت رفتاری احترام آمیز و در خور شان وفرهنگ ایران زمین داشته باشند. به امید آن روز ...

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱۸ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ توسط اکبر همدانیان نظرات () |

 

امروز جمعه مورخ ١۵/۵/٨٩ ساعت ١ بعد از ظهر جواد شکوهی محیط بان سیاهکوه موفق شد تا مادر و سه توله یوز را در منطقه پارک ملی سیاهکوه اردکان بین قاسم وزیر و چهل تغار در حالیکه در زیر سایه درخت تاغ استراحت میکردند را مشاهده نماید و ازین فرصت استفاده کرده و از شمایل زیبایشان عکس و فیلم تهیه نماید و بدین سان آرامش و امنیت منطقه را که از مهمترین فاکتورهای حفاظت از زیستگاههاست را به اثبات برسانند.

 

همگی خسته نباشند. ازین خبر مرتضی عزیزی سرپرست پارک که در آموزشکده محیط زیست کرج مشغول گذراندن دوره محیط داری است بلند هــــورا کشید.

براستی این خوشحالی برای چیست؟!

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٥ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ توسط اکبر همدانیان نظرات () |

 

چه شد که سیاهکوه اردکان به لیست مناطق چهارگانه پیوست.

سالهای 76 و 77 برای سومین بار جهت ادامه خدمت در سازمان حفاظت محیط زیست به یزد آمدم و به عنوان معاون فنی اداره کل شروع به کار کردم. یک روز دکتر اقبالی که از اهالی احمد آباد اردکان بود دوربین به دست وارد اتاق کارم شد و راجع به سیاهکوه از من سوالاتی کرد. از جمله اینکه چقدر با منطقه سیاهکوه اردکان آشنا هستم.

در جواب به او گفتم که چندین بار به آن منطقه رفته ام و در سالهای 63 و  64 نیز موفق به دستگیری متخلفین شکار شده ام.منطقه سیاهکوه که قبل از حفاظت مورد هجوم شکارچیان انارک، نائین و اردکان بود و به علت بعد مسافت و کمبود امکانات (نیروی انسانی- خودرو و موتور سیکلت) امکان حفاظت آن ضعیف بود. دکتر اقبالی گفت من به این منطقه علاقه خاصی دارم  و یادآور خاطرات جوانی من است. (البته به کمک شرکت سروش فیلمی هم ازین منطقه به یاد گذشته که با شتر به منطقه می رفتند و برای اهالی اردکان هیزم حمل میکردند تهیه کرده بود که هزینه سنگینی هم پرداخت کرده بود البته چند باری هم از تلویزیون پخش شد) می خواهم که این منطقه را با مجوز سازمان و هزینه شخصی مدیریت  کنم. در جواب به او گفتم در خواست کتبی خود را همراه با طرح مورد نظرت به اداره تحویل بده تا موضوع طی  مراحل اداری پیگیری شود.

دکتر در کوتاهترین زمان این پیشنهاد را عملی کرد.

البته در خلال آماده شدن مدارک از منطقه مرتبا بازدید شد.

مقامات محلی از جمله فرماندار – امام جمعه و جمع دیگری از همراهان ایشان که از دوستان دکتر بودند همگی مسئولین اداره کل را تشویق میکردند تا واگزاری منطقه به دکتر اقبالی برای حفاظت و مدیریت عملی گردد.

نهایتا طرح به اداره کل تسلیم شد اما برای طی مراحل اداری نیاز به نظریه کارشناسی داشت. طرح دکتر را به دفتر زیستگاهها – نظارت و بازرسی و دفتر حیات وحش و دفتر حقوقی ارسال نمودیم لیکن نظریه کارشناسی در چند خط زیر خلاصه شد.

 "با توجه به خصوصیات اکولوژیک و بیولوژیک منطقه و اینکه منطقه مذکور فاقد هرکونه تعارضات انسانی است و   تنها  یک معدن متروکه غیر فعال در آن قرار دارد و چند سالی است که از تردد کاروان قاچاقچیان خبری نیست    پیشنهاد می شود منطقه سیاهکوه اردکان با حدود و ثغوری که بعدا اعلام میگردد جزء مناطق چهارگانه سازمان   درآید و صیانت و حفاظت از آن همچون سایر مناطق تحت مدیریت بر عهده سازمان حفاظت محیط زیست قرار گیرد."

پس از ارسال این نظریه محدوده منطقه توسط اینجانب و با همکاری رئیس محیط زیست وقت اردکان (فرهاد افخمی) و چند نفر راهنمای محلی از جمله سید جلال هاشمی نسب، قاضی و همکارم سید حسین سادات موسوی تعیین و بر روی نقشه 25000/1 پیاده شد. خوشبختانه با ارتباطات خوبی که با دفاتر مرکزی سازمان داشتیم به ویژه آقایان نصیر صادقی (دفتر زیستگاهها)، آیت اللهی (دفتر حیات وحش)، دبیری (حقوقی) و ابولفضل تهرانی (نظارت و بازرسی)  به محض ارسال گزارش پایه به دفاتر مذکور در کمترین زمان ممکن بازدید از منطقه توسط دفاتر زیستگاهها و حیات وحش صورت گرفت و پس از تایید اولیه محدوده تعیین شد توسط کارشناس دفتر زیستگاهها (G.P.S) نهایی و از محل 10 درصد جنگلها در دستور کار شورای عالی قرار گرفت.

استعداد منطقه توام با حفاظت مطلوب محیط بانان موجب شد تا دست متخلفان از سیاهکوه کوتاه و در عرض مدت کوتاهی جمعیت حیات وحش به طور چشمگیری افزایش یابد. در سال 82 اداره کل با توجه به جمعیت کل و بز و قوچ و میش اقدام به صدور پروانه ویژه کرد و رکوردهای قابل توجهی از کل و قوچ از منطقه برداشت شد. اگرچه در سالهای 85 تا 87 منطقه به علت صدور پروانه ویژه و عدم نظارت جدی به شدت ضربه خورد لیکن در حال حاضر از امنیت و آرامش مناسبی برخوردار است. ضمنا ساخت چند آب انبار در لای عقدایی، قاسم وزیر، معراجی، ریزاب خرما، چهل تغار، چشمه تیهو کمبود آب وحوش منطقه را جبران نمود و اخیرا نیز به علت خشکسالی در بخشهایی از منطقه علوفه نیز توزیع گردیده.

ادامه دارد...

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱۳ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ توسط اکبر همدانیان نظرات () |

 

 

 

 

سیاهکوه بر میراث ملی آغوش باز کرده است...

 

 

   

 

 در میان دشت فراخ و پهناور اردکان، نائین، انارک و یزد، سیاهکوه اردکان قد برافراشته و خودنمایی می کند.

با چرده سیاهش انسانهای کنجکاو اطرافش را وسوسه می کند تا علی رغم دور بودن و وسعت بیابان رنج راه بر تن هموار کنند و به تماشایش بیایند و چه سخاوتمندانه از آنها پذیرایی میکند. سالهای زیادی آنچه راکه در طی هزاران هزار سال در خود اندوخته بود بی هیچ منتی واگزار کرد و آنچه باقی ماند تونلها و گودالهای به جا مانده از زخم تیشه های کارگران برای استخراج مواد معدنی و در طول همین سالها که قریب یک قرن از آن می گذرد همه کارگران خسته از کار طاقت فرسای معدن بخش عمده قوت روزانه شان را از جانوران منطقه تأمین می کردند.

و اینک اگرچه سیاهکوه از زخمهای خورده بر پیکرش از ابهتش کاسته نشد لکن چهره زیبای طبیعیش همچون زخم ناسوری باقی ماند.

معدن با تمام شدن ذخیره تعطیل شد و اینک تمام ساختمانهای مخروبه نشان از رد پای تخریب انسان بر پیکر طبیعت و رفتار ناشایست و غیر معقول زیاده خواهان است.

از آنهمه حیات خبری نیست! زنجیره غذایی طبیعت در حال گسستن و سیاهکوه مقاومت میکند. انگشت سبابه بر پیشانی و فکر احیاء منطقه توسط عاشقان طبیعت قوت میگیرد و سیاهکوه پس از طی مراحل قانونی در لیست مناطق چهارگانه قرار میگیرد و اینک پس از گذشت ١٠ سال که از زمان حفاظت می گذرد  حضور یک قلاده یوز مادر با سه توله اش در نزدیک آب انبار ۴٠ تغار تمام خستگی این سالهای پر فراز ونشیب  را از تن محیط بانان میزداید ،

و اینک؛

برای بزرگداشت این موفقیت نوشیدن یک پیاله چای داغ در این هوای گرم مرداد، نشسته بر جای پای یوز و توله هایش چقدر به من و همراهانم چسبید.

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۳ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ توسط اکبر همدانیان نظرات () |


Design By : Night Skin