کلوتِ لوت

آرم استرانگ وقتي پا به كره ماه گذاشت نمي دانم چه احساسي داشت! زمانيكه بر كلوت لوت پا ميگذاري و دور دست افق را مي نگري و عمق سكوت را با تمام وجود حس ميكني، بيان آن لحظه در توان قلم نگنجد. "گذري بر جاي پاي محمل سواران كوير"(مجله دوستداران شکار و طبیعت شماره 66) بيان احساس نگاهي است كه از اين منظر توصيف گرديده..0

آنانکه عمری را با عشق به طبیعت سپری کرده اند واز این راه تامین معاش نموده اند محال است که قدمی درراه به هم زدن چهره طبیعی مناطق و اکوسیستمها بر دارند حتی اگر در سخت ترین شرایط مادی قرار گیرند . پیوند با طبیعت برای آنانکه عاشق طبیعتند پیمانی است نا گسستنی .هرجا که دخالت انسان و اشتهای سیری نا پذیرش موجب تخریب زمین گشته و زخمهای عمیقش چهره زیبای طبیعت را دگرگون ساخته بوم شناسان را نگران و عامه مردم را از این عمل ناپسند ناراحت و عصبی نموده است .خروش سیلابها - خشک شدن تالابها ودریاچه ها - انباشت باطله های معدن - خشک شدن بوته زارها و جنگلها - آلودگی منابع آبی (رودخانه ها - دریاچه ها - برکه ها وتالابها ) آلودگی شدید هوا - آلودگی صدا وصد ها ناهنجاری دیگر که امروز گریبانگیر قاره ها _ کشور ها و استانهای کره زمین است همه و همه حاصل سهل انگاری و عدم ملاحظاتی است که بشر برای بدست آوردن در آمد اقتصادی بیشتر سبب گردیده . علیرغم اعتراضهای جدی تشکلهای زیست محیطی و گوشزد کردن مخاطرات ناشی از تخریب های هولناک از طریق رسانه همچنان شاهد انقراض گونه ها و از بین رفتن ذخائر ژنتیکی و بروز بیماریهای صعب العلاج بواسطه عدم رعایت ملاحظات محیط زیست بوده و هستیم.نسل امروز به شدت در حال خالی کردن منابع کره مسکون است .برای آیندگان ونیاز های آتی بشروقعی قائل نبوده ونیستیم .در کشور ایران طی چند دهه گذشته چنان با سرعت در حال تخلیه و برداشت منابع هستیم که گویا آیندگانی وجود ندارند ویا اگر هم هستند نیازی به منابع ندارند. این طرز تفکر از کجا سرچشمه گرفته وبا کدام منطقی قابل توجیه است نمیدانم ! وسعت جنگلهای شمال نسبت به یک قرن پیش قابل گفتن نیست مراتع از حییز انتفاع ساقط ،بیش از نیمی از تالابها و برکه ها و دریاچه ها خشک شده اند دریای خزر و خلیج فارس بشدت آلوده اند اکثر گونه های شاخص و بارز مثل یوز - گوزن زرد - خرس سیاه - جبیر - آهو - مرال - شوکا - گورخر - انواع گربه های شنی پالاس، جنگلی، دشتی ،سیاه گوش و...درمخاطره جدی هستند .هوای تهران و هفت استان کشور بشدت آلوده است ،ترافیک و ازدحام خودرو بیداد کرده است بیماریهای ناشی از این مسائل قابل وصف نیست .راستی کجا میرویم؟دنبال چه هستیم ؟آرامشمان را در مقابل چه قیمتی از دست داده ایم؟آمار افسردگی در بین جوانها رقم وحشتناکی را نشان میدهد .جوانانیکه امید های آینده کشورند و مدیریت آینده ایران باید بدست آنان  سپرده شود . اینهمه نابسامانی و اختلال حاصل ندانم کاریهای نسل ا مروز است .باید کاری کرد و چاره ای اندیشید تا ازاین بحران جدی خلاص شویم .امروزه کشور های صنعتی و پیشرفته دارای منابع زیستی غنی و مطلوبتری هستند چرا که صاحبان صنعت و واحد های تولیدی نسبت به احیا و بهسازی طبیعتشان مجدانه سرمایه گذاری و تلاش میکنند .به همان نسبتی که در برداشت و تخریب منابع سهیمند سعی دارند تا جنگلها و مراتعشان را حفاظت و حراست نمایند .این یک فرهنگ زیست محیطی است که در این کشورها نهادینه شده و به آن عمل میشود.متاسفانه در ایران برای نمونه نمیتوان مثال زد که فلان کارخانه یا معدن در مقابل تخریب و یا آلودگی ناشی از فعالیت هزینه ای برای ترمیم طبیعت در نظر گرفته و پرداخت نماید .آمار معادن و کارخانجات را دقیقا نمیدانم لیکن بخوبی میدانیم که اگر این واحد های صنعتی درصد ناچیزی از سودشان را صرف بهسازی طبیعت میکردند هرگز نگران تخریب منابع زیستی امان نبودیم .معادن سنگ آهن بافق و چادرملو ، معادن اورانیوم ، معادن سرب و روی ، فسفات ،سنگهای تزئینی ، خاکهای صنعتی و صدها معدن دیگر وکارخانجات بزرگ فولاد ، گندله سازی ،کاشی ،کوره های آجر سفالی ، ماشین سازی وشیشه یزد را به یک قطب صنعتی مبدل ساخته .کدام یک از این معادن و کارخانه ها با این حجم تخریب و تولید آلودگی برای طبیعت شهرشان دل سوزانده و برای جبران منابع از دست رفته سرمایه گذاری کرده اند ؟بطور یقین مثالی برای گفتن نیست!باید کاری کرد وهمتی بخرج داد تا از طریق مدیریت های مردمی همانگونه که در همزیستی با کویربه دنیا نشان داده ایم که سخت کوش ترین انسانهای زمینیم ودر راه آبادانی شهرمان اعم از جاده ، مدرسه ،مسجد ، بیمارستان ، دانشگاه وسایر کارهای خدماتی نسبت به سایر استانها حرف اول را زده و خواهیم زد از مناطق ، اکسیستمها و زیستمندان استانمان نیز حراست ،حفاظت و حمایت کنیم.سرمایه داران یزدی میتوانندواز هزینه آن باکی ندارند .نقشه راه را تهیه و پا در رکاب به امید فردائی بهتر و ایرانی آباد تر.

 

                                

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۱٦ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ توسط اکبر همدانیان نظرات () |

جناب آقای مهندس سید حسین سادات موسوی

مدیر کل محترم حفاظت محیط زیست استان یزد

موضوع :اعلام عدم همکاری در شرکت معادن مس تفت

با سلام احتراماً به استحضار می رساند اینجانب اکبرهمدانیان از ابتدای سال 1390 بعنوان مشاور بخش  محیط طبیعی طرح معادن مس تفت دعوت به همکاری شدم.

همانگونه که مستحضرند ارزیابی زیست محیطی معدن مس دره زرشک توسط شرکت آمایشگران محیط صورت گرفته و در جلسه کمیته ارزیابی  مطرح گردید ومقررشد با توجه به حساسیت منابع آبی در منطقه نسبت به مطالعات تکمیلی در این بخش اقدام تا در کمیته بعدی تصمیم گیری شود.صرف نظر از مسائل فنی طرح و حساسیت ایجاد شده در منطقه از نظر اثرات سوء احتمالی در آینده و مطالعات صورت گرفته توسط اساتید فن و صاحب نظران لذا هر گونه اظهار نظر کارشناسی در این زمینه از چارچوب شرح وظایف اینجانب (مشاور محیط طبیعی طرح) خارج و منوط به تصمیم گیری و اظهار نظر دفاتر ذیربط سازمان حفاظت محیط زیست و سایر ارگانهای مرتبط می باشد.

از آنجائیکه در مطالعه ارزیابی زیست محیطی طرح معدن مس دره زرشک  مبلغی بابت احیاء و بازسازی محیط طبیعی منطقه لحاظ گردیده و می بایست این اعتبار مبتنی بر تغییرات بوجود آمده در سیمای طبیعی منطقه (Change detection) و در چارچوب برنامه ریزی تدوین شده در بخش محیط طبیعی هزینه  گردد لذا به مدیریت طرح معادن مس تفت برنامه عملکرد کوتاه مدت و بلند مدت در 15 مورد کتباً اعلام گردید.

شایان ذکر است که مواردیکه نیاز به طرح داشت نیز به مرحله اجرا گذارده شد و طرحهای تهیه شده به مدیریت پروژه تحویل گردیده است. اینک پس از گذشت بیست ماه بدلیل عدم پاسخ و اظهار نظرقطعی از سوی معاونت بخش محیط انسانی سازمان لذا هیچگونه اقدامی در بخش محیط  طبیعی صورت نپذیرفته.با امعان نظر به موارد ذکر شده لذا از ابتدای سال 1391 اینجانب هیچگونه همکاری با شرکت معادن مس تفت نداشته و در حال حاظر نیز با توجه به شرایط موجود بستری در زمینه اجرای طرحهای بهسازی محیط از سوی شرکت مس تفت متصور نمی باشد. مراتب جهت استحضار و هر گونه اقدام اعلام میگردد.

                                                    باتشکر                                                                          

     اکبر همدانیان

جناب آقای مهندس علی اکبر صالحی

مدیر عامل محترم شرکت ماد کیمیا فرآیند پیرو نامه شماره 43 مورخ20/4/91 جهت استحضار و اقدام مقتضی

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۱٦ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ توسط اکبر همدانیان نظرات () |

 

روز عرفه وشب عید قربان است

پیام ها و تلفن های تبریک سیل آساست و فردا دید و بازدید ها . همه برای هم آرزوی بهترینها را دارند وشیرینی و شربت میل میکنند .در سفارشات دینی آمده است که خاطر یکدیگر را مکدر نکنیم از فتنه و فساد و دروغ وقتل و غارت و مال حرام و خلاصه کلام انبوهی سفارشات و تاکید ها که ای آدم پرهیز کن و از بدی ها احتراز .

این سفارشات فقط شامل نوع آدمی نیست که هر جانداری را شامل میشود . اذیت و آزار حیوانات در تمام ادیان الهی عمل نکوهیده ایست .در کتاب سیاست نامه آمده است که وقتی زنجیر عدل انوشیروان به دارالحکومه آویزان شد تا هفت سال صدائی شنیده نشد .روزی صدای زنجیر بلند و نگهبانان سراسیمه دویدند تا ببینند چه کسی مورد تظلم واقع شده وبه دادخواهی آمده است .با تعجب دیدند الاغی رنجور ونحیف و زخمی از شدت آزار حشرات و رهائی از گزیدگی نیش آنها خود را به زنجیر میمالد . انوشیروان پرسید چه کسی بود ؟گفتند قربان خری است با این اوصاف .دستور داد صاحب خر را پیدا کنید .

صاحب خر گازری بود از اهالی شهر ،اورا به نزد سلطان آوردند .انوشیروان پرسید چند سال از این خر استفاده نمودی ؟گفت قبله عالم بیست سال .گفت واکنون چرا رهایش کردی ؟گفت سنش زیاد و کارآئیش تمام است .دستورداد شلاقش بزنند و حکم کرد تا پایان عمر الاغ باید به او رسیدگی کنی وآنرا خوب مواظبت نمائی .گازر دست بر چشم نهاد و چنین کرد که سلطان گفته بود.

چهار سال است که سه راس گورخر ماده ازیزد به بیرجند منتقل و بدون داشتن جنس نر  در حصاری محبوسند و بشرح ایضا دو راس گور ماده به دستور رئیس سازمان به درونه منتقل ودر حصار کوچک دیگری بدون جنس نر محبوسند.

این طرح انتقال با چه هدف و توجیه کارشناسی صورت گرفته نمیدانم .شاید در بلند مدت ماده گور ها تخم گذار شوند واز این تنهائی و غربت نجات یابند .اذیت حیوانات آنهم توسط متولیان حیات وحش تعجب بر انگیز است .هیچکس هم به فکر این گونه در معرض بحران نیست .چوب حراجی به گور های یزد زدند و تقیسم آنها بعد از 15سال زحمت تمام رشته هارا پنبه کرد .

6راس کرمان – 6راس ابرکوه – 3راس بیرجند – دو راس درونه و مابقی هم درحال تقسیم . قرار بر این بود که یزد مرکز تحقیقات گور ایران باشد آنکه نشد هیچ آزار و اذیت این گونه نجیب ودر معرض خطر انقراض حیرت آنان که با خصوصیات رفتاری این گونه آشنا هستند را بر انگیخته .نمیدانم خودشان میفهمند که چه میکنند؟ البته اگر صحت داشته باشد و آقای دکتر ......مشاور پروژه گورخر باشد وامصیبتا !!

وقتی ماریتا یوز ماده باقیمانده از سه قلاده یوز بافق به تهران (پردیسان)منتقل شد 9 سال تک وتنها در حصار تنگی ماند تا همزمان با زلزله بم تلف شد. رئیس مرکز تحقیقات وتکثیر یوز شارجه گفت من حاضرم 2قلاده یوز نر با هزینه خودم به ایران بیاورم تا ببینیم آیا جفت گیری انجام میشود یا خیر؟ اگر جفت گیری انجام شد و توله ای بدنیا آمد برای حفظ خلوص ژنتیکی یوز ایران توله را خواهم برد .هیچ یک از مسولین سازمان جوابی به این پیشنهاد ندادند. چرا با گونه های شاخص وبارز حیات وحش کشورمان چنین رفتار ناپسند وغیر کارشناسانه ای داریم ؟ جواب این چرا وخیلی از چرا های دیگر را هیچکس پاسخگو نیست .عادت کرده ایم که فقط عرصه دار میدان باشیم .تقصیر با کیست؟

بجز خودمان هیچ کس !!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٥ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ توسط اکبر همدانیان نظرات () |


Design By : Night Skin