کلوتِ لوت

آرم استرانگ وقتي پا به كره ماه گذاشت نمي دانم چه احساسي داشت! زمانيكه بر كلوت لوت پا ميگذاري و دور دست افق را مي نگري و عمق سكوت را با تمام وجود حس ميكني، بيان آن لحظه در توان قلم نگنجد. "گذري بر جاي پاي محمل سواران كوير"(مجله دوستداران شکار و طبیعت شماره 66) بيان احساس نگاهي است كه از اين منظر توصيف گرديده..0

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/۸ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ توسط اکبر همدانیان نظرات () |

غربت زمین         

 

بیست و یکمین هفته کتاب ایران با لوگوی زمین و بی توجه به زمین

جهان هنوز کتابخانه های تخت سلیمان- تخت جمشید و جندی شاپور را که بزرگترین کتابخانه های جهان باستان است را فراموش نکرده است و این ادعائی است مستند بر تمدن 2500 ساله ایران.

مروری بر آمار روز در باره کتابخوان ها و میزان مطالعه ایرانیان در مقایسه با کشورهای پیشرفته جهان ناامیدکننده و تأسف بار است. آمار نشان می دهد که کشورهای در حال توسعه 80% جمعیت کره مسکون را تشکیل می دهند اما کمتر از 30% کتابهای جهان را تولید می کنند و این در حالی است که کشورهای توسعه یافته 20% جمعیت جهان را شامل می شوند لیکن 70% کتابهای جهان را تولید می نمایند. در آمار آمده است که از هر 10 ایرانی در طول یکسال تنها یک نفر یک جلد کتاب خریداری می کند که آنهم درسی یا کمک درسی است. یا هر ایرانی در 1892 روز (حدود پنج سال) تنها یک کتاب می خواند. از همه ناامید کننده تر اینکه سرانه مطالعه در ایران را هفت دقیقه تخمین زده اند که اگر آمار مربوط به محصلین و دانشجویان را از آن کم کنیم چیزی حدود 2 دقیقه در روز باقی میماند. این 2 دقیقه شامل قرآن – ادعیه و اوراد و کتابهای مذهبی  و روزنامه ها را نیز در بر می گیرد. نمیدانم مسئولین چه تدابیری برای ارتقاء سطح مطالعه و بالا بردن آمار سرانه کشور تدارک دیده اند. در جائی تعریف مطالعه را اینطور بیان کرده اند. با مطالعه این امکان برایمان فراهم می گردد که بتوانیم بیننده رابطه پیچیده یک انسان با انسان های دیگر، انسان با محیط و طبیعت و انسان با خودش باشیم. بیست و یکمین هفته کتاب گذشت. امسال لوگوی هفته کتاب کره مسکون بود. کره ای که زخمهای ناسوری از انسان بر گرده خود دارد و هر روز این زخمها عمیقتر و دلخراش تر از دیروز است. علیرغم مهربانیهای زمین و نعمتهای بیشماری که به ما ارزانی داشته تا لحظات زندگی امان را در کمال آرامش و مشاهده زیبائیهایش بگذرانیم، متأسفانه رفتار ما با زمین ناخوش آیند و دور از ادب و اخلاق است. همه انسانها که اقوام مختلفی را در سراسر کره مسکون تشکیل می دهند مدعی فرهنگ، ادب، تمدن و اخلاقند و هر قومی تاریخ اقوام گذشته اش را برای اثبات این خصوصیات آرمانی به رخ اقوام دیگر خواهد کشید لیکن در عمل هیچ! سموم کشنده آلودگیهای آب، خاک، هوا و صدا، استخراج معادن- احداث جاده ها، ریلها، فرودگاهها، آسمانخراش ها و ساخت و سازه های ناهمگون- استفاده از سلاحهای مخرب و هولناک از هر نوع، دستکاری طبیعت و دخالت در شکل زمین و در یک کلام تمام عملیاتی را که انسان بعنوان طراح، مهندس و معمار و مخترع در جهت راحتی خود به مرحله اجرا گذارده چهره این کره زیبا و فیروزه ای رنگ را مبدل به صورت زخم خورده ای نموده که مملو از دملهای چرکی، آبله و چین و چروکهای زشت و زننده است که هیچ بیننده ای رغبت به دیدن آن نمی نماید. آن آسمان آبی، آبهای نیلگون- چشمه سارها و رودخانه های زلال، جنگلهای انبوه، بوته زارها و مراتع زیبا، کوههای سر به فلک کشیده همراه با انبوهی از پستانداران بزرگ و کوچک، پرندگان زیبا و خوش آواز با آنهمه تنوع سحرآمیز دیگر خبری نیست. شعار همه مسئولین در سراسر تنها کره قابل زیست یعنی زمین حفظ محیط زیست و ملاحظات زیست محیطی است لیکن در عمل هیچ، ایران کشوری با این تنوع اقلیمی و با وجود اکوسیستهای متنوعش همیشه در بین سایر کشورهای آسیائی و دیگر قاره ها زبان زد عام و خاص بوده است و اینک از آنهمه زیبائی چیز زیادی باقی نمانده. نابودی جنگلها، فقر مراتع، گسترش بیابان، کاهش هولناک جمعیت حیات وحش هر روز چهره ایران را زشت تر می نمایاند. در هفته کتاب اثری از کتابهای مربوط به طبیعت- حیات وحش- حفاظت از تالابها، آب بندانها و رودخانه ها- جلوگیری از آلودگیهائی که امروز برای کلان شهرهای ایران یک تهدید جدی است و خلاصه آنچه را که انسان را از مرگ زودرس و استرس های زیان آور می رهاند به چشم نمی خورد. سالهاست برای هوای تهران نتوانسته اند کاری انجام دهند تنها راه کارشان انتظار است تا باران ببارد و یا باد بوزد تا کمی از حالت خفقان بیرون آیند. رودخانه ها یا خشک شده اند یا مملو از انواع آلودگیها هستند، تالابها که زمانی در ردیف تالابهای بین الملل بودند امروز یا خشکیده اند و یا نفسهای آخر را میکشند. دیگر از جنگلهای صنعتی به معنای واقعی در گیلان و مازندران و سلسله جبال زاگرس خبری نیست. یک قرن از انقراض شیر ایران ونیم قرن از انقراض ببرمازندران و اینک یوز ایران در لبه تیغ تیز انقراض قرار دارند. گورخر- گوزن زرد- آهو- جبیر - چیناکارا هم میروند تا آخرینها باشند. هوبره- میش مرغ- زنگوله بال- گیلانشاه- درنای سفید- زاغ بور و... آنها نیز گویا پروازشان به آخر رسیده. فرض کنیم لوگوی یوزپلنگ را بر پیراهن ورزشکاران ایران و یا خارجی ببینیم آیا بنظر شما این یک قدم اساسی است در راه نجات! البته منکر آن نیستم که توجه مجامع ایران و جهان را نسبت به یک هشدار جدی خود گامی در راه تنویر افکار عموم خواهد بود لیکن تا زمانی که قادر به حفاظت نباشیم و نتوانیم اولین مایحتاج گونه در حال انقراض امان یعنی طعمه (غذا)، آب و امنیت آن را تأمین کنیم، امیدی به نجات گونه و یا به تعویق انداختن زمان انقراض نیست . در هفته کتاب امسال لوگوی زمین را شاهد بودیم. باید برای این زمین زخم خورده و بیماری که در طی یک قرن اخیر مهلک ترین آسیب ها را بخود دیده فکری اساسی کنیم وگرنه زندگی بدون دیدن چشم اندازها و زیبائیهای طبیعیت و خوردن خوراکیهای اصیل و نفس کشیدن در هوای سمّی برای انسان چه لذتی دارد!

بیائیم با طبیعت مان مهربان، مؤدب و خوش اخلاق و خوش رفتار باشیم. برای طبیعت امان بنویسیم همانطور که شیخ اجل سعدی علیه الرحمه وصف طبیعت سحرانگیز زمان حیاتش را اینگونه زیبا و ماندگار نوشت: فراش باد صبارا گفته تا فرش زمردین بگسترد و دایه ابر بهاری را فرموده تا نبات نبات در مهد زمین بپرورد.

 

      با تشکر

اکبر همدانیان

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/۸ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ توسط اکبر همدانیان نظرات () |


Design By : Night Skin