کلوتِ لوت

آرم استرانگ وقتي پا به كره ماه گذاشت نمي دانم چه احساسي داشت! زمانيكه بر كلوت لوت پا ميگذاري و دور دست افق را مي نگري و عمق سكوت را با تمام وجود حس ميكني، بيان آن لحظه در توان قلم نگنجد. "گذري بر جاي پاي محمل سواران كوير"(مجله دوستداران شکار و طبیعت شماره 66) بيان احساس نگاهي است كه از اين منظر توصيف گرديده..0

نویسنده : اکبر همدانیان - ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢۱
 

از این ناراحت یا ناراحتیم که بعد از بیش از سی و پنج سال زحمات شبانه روزی در زمینه اجرایی رشته ها پنبه شده؛

مشتی گری هر کشوری به داشته های تجدید پذیر آن است. جنگلها، مراتع، حیات وحش، زمین، آب و آنچه را که به حیات زیستمندان وابسته است منابعی هستند که جداً نیاز به حمایت و حفاظت دارند.

آنچه امروز به واسطه عملکرد نابخردانه و ویرانگرانه بعضی از مدیران وارث آنیم، اضمحلال تمام این منابع است. دیگر از وجود گله های آهو، کل و بز، قوچ و میش و سایر گونه های زیبای دشتها، کوهها، جنگلها، تالابها، رودخانه ها، دریاچه ها و دریاها اثری نیست.

یا به کلی از بین رفته و یا آنچه باقی مانده است بحرانی است.

گوزن زرد- گورخر- خرس سیاه- یوز پلنگ- آهو- جبیر- انواعی از گربه های وحشی- خزندگان و تعداد زیادی از پرندگان از جمله هوبره- سیاه خروس- درنا- زاغ بور و شکاریها همه راه انقراض را در پیش گرفته اند. چرا؟

عامه مردم عاشق طبیعتند. به دامن آن پناه می برند. خستگیهای کاریشان را در آنجا از تن می زدایند. نفس عمیق می کشند. چشمهایشان را به دیدن مناظر جلا می دهند و راز خلقت  را می فهمند.

شعر می گویند. نقاشی می کنند، عکاسی از مناظر طبیعی را دیوانه وار دوست دارند، می نویسند، در مورد: دماوند، سهند و سبلان، رودها، دشتها، شکوفه ها، شقایقها، لاله ها، خرامیدن کبکها و آهوان، هیبت شیران، و درس می گیرند از  پرنده بافنده، گیرنده های قوی خفاش ها، پرواز سرتاسر مانور پرندگان شکاری، و می سازند بر اساس همین الگوها تمامی ابزارشان را. از قوی ترین رادارها گرفته تا غول پیکرترین هواپیماها.

طبیعت با تمامی جلوه های پر راز و رمزش از دیر باز مظهر خلاقیت انسان بوده و می باشد. هرچند که ما با رفتار توهین آمیزمان به ویژه در یک قرن اخیر آن را به تباهی کشانده ایم و از کرده امان نه تنها پشیمان نگشته ایم، این بلکه راه تخریب را ادامه می دهیم. در این میان کشورهایی که ادعای فرهنگ و تمدن می کنند و به آن می بالند برای کاهش این روند جنون آمیز تخریب، تشکیلاتی را ایجاد کرده اند؛ تا ناظر بر اعمال ملت ها باشند و در راه توسعه ملاحظات زیست محیطی را لحاظ نموده و خسران به منابع زیستی را به حداقل ممکن کاهش دهند. این تشکیلات که نامش وزارت یا سازمان محیط زیست است در اکثر کشورهای پیشرفته فعال است. ما نیز بیش از نیم قرن است که مدعی حفاظت و نگهداری طبیعت زیبای کشورمان هستیم. در سالهای اخیر تجاوز و تخریب به اوج خود رسیده و عجیب آنکه از کردارمان متشکریم و در رسانه ها با جراُت تمام از خودمان تعریف می کنیم و یا به دنبال افرادی هستیم که از ما تعریف کنند. چرا؟

تعریف ناصواب و غیر واقع چه سودی دارد؟ بهتر نیست کمی جربزه به خرج دهیم و خودمان را چالش بکشیم و در پی علل ناموفقیت خود باشیم؟ و حقایق را به مردم بیان کنیم؟ به آنها بگوییم که کارآیی نداریم؟ تخصص هم نداریم. دولت هم حمایت نمی کند. انگیزه کار را کشته ایم. منابع زیستی را به تباهی کشانده ایم. اشغال پست کرده ایم.

ایرانیان مردم غیور و با شهامتی بوده اند. حال چرا شهامتمان و غیرتمان را در نابودی منابع به کار بسته ایم و جراُت ابراز واقعیت ها را نداریم. آقای رئیس سازمان یا وزیر محترم لختی به عقب برگردید؛ تا ببینید که بر صندلی که شما اکنون تکیه زده اید چه کسانی تکیه زده بودند و اکنون کجایند. آیا به نیکی از آنان یاد می شود و منشاء اثرات ارزشمندی بوده اند؟ اگر جواب منفی است درنگ جایز نیست چون فرصت جبران خرابیهای گذشته اندک و توان انجام مافات از عهده تان خارج، و تنها راه نجات، اعتراف به ناتوانی و بیان حقایق است.

باشد که ملت بزرگوار ازین صداقت کردار دلخوش و از گناهتان در گذرند.


 
 

Design By : Night Skin