کلوتِ لوت

آرم استرانگ وقتي پا به كره ماه گذاشت نمي دانم چه احساسي داشت! زمانيكه بر كلوت لوت پا ميگذاري و دور دست افق را مي نگري و عمق سكوت را با تمام وجود حس ميكني، بيان آن لحظه در توان قلم نگنجد. "گذري بر جاي پاي محمل سواران كوير"(مجله دوستداران شکار و طبیعت شماره 66) بيان احساس نگاهي است كه از اين منظر توصيف گرديده..0

نویسنده : اکبر همدانیان - ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٢
 

 

 

 

عشق و علاقه 35 ساله ام به طبیعت مجابم کرد تا به پیشنهاد همکاری با پروژه یور تحت عنوان کارشناس حفاظت تن در دهم. هرچند که آینده خوبی را پیش بینی نمی کردم. البته پس از گذشت 8ماه پیش بینی ام درست از آب درامد و عطایش را به لقایش بخشیدیم و گفتیم: ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان

حاصل بیش از 10٠روز سرکشی به مناطق و تماس با همکاران زحمتکش را در گزارش زیر می توانید بخوانید و خود قضاوت کنید که چه کسانی با چه مشکلاتی زحمت می کشند و چه افرادی بهره می برند و همه چیز را به اسم خود رقم می زنند. اگرچه عمر اینگونه کردارها دوامی ندارد لکن تحملش طاقت فرسا و در کشتن انگیزه ها عاملی است مهم.

بخوانید!!!...

همانگونه که مستحضرند سند پروژه برای 4سال از شهریور 1380 لغایت شهریور 1384 تدوین گردیده که اینک نهمین سال خود را به علت تقاضای تمدید پشت سر می گذارد. اینک لازم است تا دستاورد حاصل از گذشت این مدت نسبتا طولانی را بررسی تا نتایج به دست آمده ارزیابی و مشخص گردد.

علی رغم اینکه در سند پروژه هیچکونه اعتباری برای به کارگیری نیروی انسانی در نظر گرفته نشده بود معذلک تعدادی نیروی حفاظتی با کمک استانهای یزد و سمنان جذب که سهمیه استان یزد جمعا 16نفر می باشد.

آنچه در بررسی های صورت گرفته در زیستگاههای منتخب توسط مسئولین و پرسنل اجرایی در جلسات هماهنگی سالهای شروع پروژه برآن اتفاق نظر بود کمبود نیروی حفاظتی و ارتقاء سطح حفاظت بود.بر اساس این فرضیه بود که تعدادی نیروی کمکی به کار گرفته شد وتا سال 84 پرداخت حق الزحمه این افراد از محل اعتبارات پروژه پرداخت می شد. در سال 84 پرداخت حق الزحمه افراد از محل پروژه قطع و با کمک مسئولین وقت سازمان مقرر شد بودجه مورد نیاز از محل طرح تنوع زیستی پرداخت گردد.

در اواخر سال 1381سه دستگاه پیکاب از محل اعتبارات پروژه خریداری که یک دستگاه در تهران و دو دستگاه دیگر یکی به توران و دیگری به استان یزد تحویل گردید.

شاخص ترین مواردی که در ارائه فعالیتهای پروژه به آن اشاره می گردد تنها دو مورد ذکر شده در بالاست.

به طور یقین حفاظت از زیستگاهها و مناطق از جمله وظایف ادارات کل استانهاست و مدیران وقت در این راستا تمام همّ خود را مصروف ارتقاء سطح حفاظت مناطق و زیستگاهها داشته و می دارند.

نظر به اینکه گونه یوزپلنگ آسیایی در خطر انقراض بوده لذا توجه ویژه ای به اینگونه معطوف و استانهای یزد سمنان- خراسان-اصفهان و کرمان تلاش نموده اند تا مستندات قابل قبولی برای اثبات وجود اینگونه در جلسات سمینارها و همایشها ارائه نمایند. محیط بانان زحمت کشی که از پرسنل ثابت سازمان هستند نیز با تلاش و پشتکار خستگی ناپذیر در راستای ایجاد امنیت و آرامش در مناطق از هیچ کوششی دریغ نورزیده و با کار شبانه روزی و بدون هرگونه چشم داشت در جهت ارتقاء کیفیت مطلوب حفاظت گام برداشته و با گرفتن عکس فیلم- رد پا نیم خورده سرگین و سایر آثار دیگر وجود این گونه ارزشمند را به اثبات رسانده اند.

تمام این تلاشها متاسفانه در بعضی موارد به جای تشویق و خسته نباشید مواجهه با برخوردهای سردی شده اند که دور از انتظار بوده و در نهایت موجب کاهش انگیزه کاری گردیده است.

به طور کلی محیط بانان تحت نظر مدیریت اداره کل و معاونین و سایر رده های اجرایی خود در هر استان خدمت می نمایند و از اینکه فرد دیگری به آنان امر و نهی کند به شدت ناراحت و در روحیه کاری آنان تاثیر منفی خواهد گذاشت.

در بررسی های به عمل آمده اکثر نیروهای اجرایی که برای گرد همایی یا تشکیل کارگاهها از استانهای یوزخیز شرکت کرده اند بر این باورند که زحمات پرسنل اجرایی یزد نادیده گرفته شده و افرادی در صددند تا کیفیت مناطق استان یزد را نامطلوب جلوه دهند.استقلال مدیریت هر استان اگر با آمد و رفت کارشناسان سازمان مرکزی بنا به هر دلیل خدشه دار گردد و با دخالتهای بی مورد افراد اجرایی مورد بازخواست قرار گیرند و یا از کار آنان توسط افراد غیر مسئول ایراد گرفته شود و یا بدون هماهنگی مدیر کل و معاونین رفت و آمدی در واحدها صورت گیرد موجب خواهد شد تا سیستم مدیریت متزلزل و سلسله مراتب اداری مختل گردد.

در حال حاضر وقتی به عملکرد پروژه یوز نگاه می کنیم بایستی به این نکات توجه کنیم.

1-    استان از قبال این پروژه چه نفعی می برد؟

2- چه تجهیزاتی و آموزش هایی ناشی از اجرای این پروژه نصیب استان گردیده؟

3-  آیا در اخذ مدارک تحصیلی و یا اموزش های کوتاه مدت پرسنل پروژه چه نقشی را ایفا نموده؟

4- از محل اعتبارات پروژه برای استان چه اقداماتی صورت گرفته؟ و منافع آن چه بوده؟

5-  مهم ترین شاخص هایی که در قبال این پروژه به استان تعلق گرفته چیست؟

        بدون شک جواب هر پنج سوال مطرح شده کاملا مشخص است که منفی است و هیچ نفع و سودی ازین پروژه نه تنها عاید استان نشده بلکه در موارد متعددی موجب دلسردی و از دست دادن انگیزه کاری پرسنل گردیده که پرداختن به آن از حوصله این گزارش خارج می باشد. برای اینکه بتوانیم قضاوت بی طرفانه ای داشته باشیم می بایست به مواردی که توسط پروژه در استان ها و زیستگاههای منتخب صورت گرفته بپردازیم.

1-  دوربین گذاری : تمام زحمت دوربین گذاری توسط محیط بانان انجام می شود که در بعضی مواقع آنان را از انجام کارهای اصلی خود باز می دارد. در قبال این کار اضافه و وقت زیادی که برای انجام این کار صرف می گردد استان یا محیط بانان چه نفعی می برند؟ نه تنها هیچگونه سودی عایدشان نمی شود بلکه بعضی مواقع می بایست مورد بازخواست هم قرار گیرند. حال اگر یکی ازین عکس هایی که خودشان گرفته اند در جایی استفاده کنند آنوقت است که غوغایی به پا خواهد شد تماشایی!

2-  برگذاری کارگاهها: مسئولین منطقه را دعوت می کنند بعضی وقتها هم بدون هماهنگی مدیریت اداره کل چند روزی (حداقل 48 ساعت) منطقه بی سرپرست است که بماند. در این  کارگاه چه عاید پرسنل و مسئولین منطقه شده؟ من سوال کرده و می دانم استدعا دارد شما نیز بپرسید و نفع این کارگاه را مشخص کنید. چه اساتیدی در کارگاه چه مواردی را به محیط بانان آموخته اند؟ جدا جای تعجب است! و چه هزینه ای بر پروژه تحمیل گردیده؟

3-  همایش یوز برای تشکر از پرسنل و ارائه عملکرد: تعدادی از مسئولین مناطق مهم استان برای شرکت دعوت می شوند. چه به آنها داده شد و چگونه از انان تجلیل به عمل آمد؟ من شنیدم که از مدیر کل سمنان که فقط چهار ماه از خدمت ایشان در این استان می گذرد تجلیل شد. یزد هم بماند برای بعد. ضمناً از محیط بان نایین هم که گویا پوستر یوز را توزیع کرده تجلیل شد. محیط بانان یزد که از کمترین فاصله موفق به گرفتن بهترین و واضح ترین عکس از یوز شده اند یا حداقل 40 تا 50 باب آب انبار ساخته اند، سرکشی به دوربین ها و دوربین گذاری بیشترین وقتشان را گرفته و موارد بسیار عدیده دیگر نه تنها موستوجب تشویق نگردیده اند، که با نا ملایمات رفتاری نیز مواجه بوده اند.

4-  آمار گیری و تخمین جمعیت: تعدادی از پرسنل مناطق در یک منطقه جمع می شوند تا ظرف یک روز تخمین جمعیت بزنند. روش چیست؟ درصد خطا چقدر است؟ زمان کافیست؟ فصل مناسب است؟ هدف از آمار چیست؟ وقتی در رسانه ها اعلام می کنند که جمعیت یوز به 120 قلاده رسیده است این رقم از کجا استخراج شده است؟ با چه روشی؟ چه زمانی؟ و با چه درصد خطایی؟ بهتر است که واقع بین تر باشیم و بگذاریم مسئولین و متولیان سازمان با واقعیت ها آشنا شوند.

5- عملکرد اقتصادی، اجتماعی با جوامع محلی بیرون و دورن زیستگاههای منتخب: اوائل پروژه قرار شد صندوق سبزی تشکیل دهند و با کمک بخشداران و دهداران برای جوامع محلی  کاری کنیم که برای حفاظت یوز مفید و جوامع محلی نیز از اقدامات صندوق بهره مند شوند. اعتبار آن چگونه هزینه شد و چه کسانی منشاء اثر بوده اند. در هر حال هرکس بهره مند شده جوامع محلی بهره ای نبرده اند!

نتیجه گیری: همانگونه که اختصارا شرح داده شد موارد ذکر شده که زیر بنای فعالیتهای پروژه یوز را تشکیل می دهد نه نفعی برای یوز داشته و نه برای پرسنل و استان. تنها دستاورد آن مانور پروژه در رسانه ها و در مقابل مسئولین سازمان و متولیان امر بوده است که زحمات طاقت فرسای محیط بانان سخت کوش را به نام خودشان رقم بزنند و عجیب تر آنکه مسئولین محترم سازمان نیز تحت تاثیر گزارشات و سخنرانی ها چندین بار پروژه را برای فعالیتها و خلاقیت ها تشویق کرده اند که تعجب محیط بانان منطقه را به دنبال داشت.

وقتی که ارتباط متولیان و مسئولین سازمان با مناطق و پرسنل برقرار نباشد و از نزدیک با واقعیت ها روبرو نشوند و یا افرادیکه به نمایندگی از سوی آنان به مناطق اعزام میشوند حقایق را بازگو نکنند جز این انتظاری نیست. وجداناً کارگاه اخیری که در عباس آباد نایین تشکیل شد را مورد ارزیابی قرار دهید. سه دستگاه ماشین از یزد به همراه مسدولین مناطق بافق اردکان دره انجیر سیاهکوه کالمند به عباس آباد عزیمت نمود. سوخت استهلاک فوق العاده ماموریت و بقیه هزینه ها را محاسبه کرده و از شرکت کنندگان سوال کنید چه چیزی آموختند و چه اساتیدی افاضه فیض نمودند و خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل...

تقـاضـا: حفاظت و حراست از گونه ها از وظائف واحدهاست. قرار نیست که با آمدن بعضی از افراد و گفتن حرف های تکراری و وعده های خالی از حقیقت و برگزاری حرکات نمایشی تحت عنوان کارگاه آموزشی یا ورک شاپ اتفاق غیر منتظره ای رخ دهد. البته برگزاری بعضی از ورک شاپها و پرزنت های بعضی از اساتید صاحب علم و تجربه از ضروریات اجتناب ناپذیر است لیکن باید به این امر واقف باشیم که محیط بانان امروز آگاه تر و فهمیده تر از آنند که نفهمند در اطرافشان چه میگذرد.

جناب آقای صدوق معاونت محترم محیط طبیعی استدعا دارد نسبت به مواردی که در گزارش نهایی آمده است بررسی و تحقیق نموده تا واقعیت ها کاملا واضح و روشن گردد.

لازم به تذکر است که اینجانب در مدت کوتاهی که با پروژه همکاری داشتم به مناطق عزیمت و با علاقه قلبی و دیرینه ای که به کارم داشتم به همراه برادران زحمتکش محیط بان از مناطق بازدید و با شنیدن مشکلات و موانع سر راهشان سعی نمودم تا با ارائه راه حل های مناسب آنان را به کار و وظیفه شان دلگرم سازم. امید است خداوند قادر متعال به تمام زحمت کشان عرصه طبیعت و مواهب خدادادی طول عمر با عزت عطا فرماید.

نکته:شاخص ترین استان ها از نظر ارائه مستندات یوز زیستگاههای استان یزد است، چرا؟

1- ماریتا تنها یوز موجود در پارک پردیسان که تعداد زیادی مشاهده کننده داشت ، در تنهایی تلف شد در حالیکه هیچگونه کار تحقیقاتی بر روی آن انجام نشد و حتی تلاشی هم برای جفت شدن آن و نجاتش از تنهایی صورت نگرفت؛ از استان یزد بود.

2-  عکس واضح خانواده پنج قلاده ای یوز که به عنوان عکس منتخب، مدتها در سایت BBC و عنوان اکثر مجله ها و روزنامه های خارج و داخل کشور قرار گرفت، از استان یزد بود.

3- بیشترین جمعیت یوزپلنگ به استناد تلفات مشاهدات و عکسها و آثار بدست آمده مربوط به استان یزد است.

4- انجام تله متری و تحقیق در مورد دست یابی به گستره زیستی یوزپلنگ و پلنگ برای اولین بار در ایران و در استان یزد انجام شد.

با این تفاسیر هرگز از یزد به عنوان یک زیستگاه مطلوب یاد نشد و محیط بانان شرکایی و جواد شکوهی که از کمترین فاصله موفق به تهیه بهترین عکس و فیلم شده اند در حد زدن کف و فرستادن صلوات تجلیل نگردید.بهتر نیست که استان یزد همانطوری که تا کنون نقشش را در حفاظت ایفا نموده و نیازی به کمک نداشته اینک نیز بدون خیال وجود پروژه یوز کارش را انجام دهد.

 


 
 

Design By : Night Skin