کلوتِ لوت

آرم استرانگ وقتي پا به كره ماه گذاشت نمي دانم چه احساسي داشت! زمانيكه بر كلوت لوت پا ميگذاري و دور دست افق را مي نگري و عمق سكوت را با تمام وجود حس ميكني، بيان آن لحظه در توان قلم نگنجد. "گذري بر جاي پاي محمل سواران كوير"(مجله دوستداران شکار و طبیعت شماره 66) بيان احساس نگاهي است كه از اين منظر توصيف گرديده..0

نویسنده : اکبر همدانیان - ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱٢
 

"آیا فیس بوک جای مناسبی برای ایجاد ارتباط نسل جدید با نسل قدیم است" ؟

مدت کوتاهی است که فراغت بالی دست داد تا من هم که سن و سالی ازمان گذشته ورد پای زمان در چهره امان بویژه موی سرمان کاملا هویداست کنجکاو شوم وسری به صفحه فیس بوک که این روز ها نقل مجلس جوانهاست بزنم .برای شروع لازم بود از جوانها راهنمایی بگیرم.در ابتدا با تعجب پرسیدند برای چه میخواهید وارد فیس بوک شوید ؟گفتم دوری بزنیم وببینیم دراین صفحه چه میگذرد که اینقدر جوان ها را مجذوب خود ساخته !ابتدا گفتند باید فیلتر شکن داشته باشید ،پرسیدم چرا ؟مگر چه مواردی در آنجا وجود دارد که آن را فیلتر کرده اند ؟جواب درستی نشنیدم. خلاصه هزینه ای پرداختیم وفیلتر شکن تهیه شد.گام به گام جلو رفتیم وکم کم راه افتادیم. دیدم رد پایی از هم سن و سالان خود نمیبینم ،یعنی 99در صد افرادی که در این صفحه فعالند جوان ها هستند. فکری به ذهنم خطور کرد که یا باید تماشاگر صحنه باشم ویا اگر میل به اظهار نظر کردن دارم می بایست نکاتی را در چارچوب کلاس سنی وشخصیتی رعایت کنم.

آلبوم های قدیم وجدید را ورق زدم ،از بیابان ، مسافرت ها ،مناظر وطبیعتی که 35سال با آن عجین بودم وخلاصه آنچه را که در سه دهه گذشته طی کرده ام را به صفحه فیس بوک منتقل کنم.ابتدا از عکسها و در کنار آن مطالب کوتاه در حد معرفی مکانها وجاهائی که شاید برای جوان ها تازگی داشته باشد وبخواهند با توجه به فرصت وزمانی که در اختیار دارند بروند وببینند گذاشتم.چند روز پیش یکی از کانال های تلویزیون خارجی گفت موسسه ای آموزشی اقدام به آموزش افراد بالای شصت سال نموده تا آنها را تشویق کند به صفحه فیس بوک بیاورد واز این راه ارتباط بین پدران و مادران را با فرزندان ،نوه ها ونتیجه ها وقشر جوان را میسر سازد.با چند نفر از این افراد هم مصاحبه کرده بود که هر کدام نظر خاص خودشان را داده بودند ،بعضی ها موافق وعده ای هم مخالف وتعدادی هم با ارائه راهکار وبا قید وشرط پذیرفته بودند.

بهر حال این برنامه آموزشی در کشور های پیشرفته درحال اجراست و هزینه ای هم بابت آموزش وراه اندازی نخواهند گرفت.ذکر این نکته ضروری است که همه افرادی که دارای کامپیوتر هستند امکان استفاده از صفحه فیس بوک را ندارند. بنا براین آمار این محدویت چقدر است را نمیدانم ولی با هر مصیبتی که باشد جوان ها اگر عزم کنند که کاری را انجام دهند حتما موفق خواهند شد و تردیدی در آن نیست.الان مدت چند ماهی است که من هم به فیس بوک عادت کردم واز اینکه میتوانم جملات ،مطالب ،اظهارنظرها ،عکس ها ،کامنت ها،وهنرنمائیهای دوستان را بخوانم هم خوشحال وهم بد حال ام.برآن شدم تا با قلم ناتوانم مطلبی را تهیه کنم واز جوانها بخواهم که بخوانند ونظر بدهند.خوشبختانه فیس بوک این مزیت را داراست که وقتی مطلبی را می نویسی سانسور وقیچی در کار نیست مگر آنکه نویسنده خود بخواهد خود سانسوری کند.

آنچه مایه دل نگرانی وناراحتی من شد این مسئله بود :جملات ناامید کننده،امید به زندگی درحد پائین،سرخوردگی،نگران بودن از آینده،وجود استرس و اضطراب البته در مقابل این افراد تعدادی از جوانها پر شور، منتقد،بی پروا،شاعر،هنرمند در تمامی زمینه ها که به انسان دلگرمی وقوت قلب میدهدبه چشم میخورد.آن چنان شفاف وبی پرده اظهار نظر کرده اند که خواننده لذت میبرد ومتوجه میشود که نسل جوان عجب ژرف اندیش ومتفکر وبا علم روز همراه است.وهمین نقطه قوت فیس بوک را دارای اعتباری میکند که میطلبد تا دامنه استفاده از آن گسترش یابد چون جائی است برای تبادل افکار،تعالی اندیشه،دست یابی به آخرین فن آوریهاوابتکارات جدید.دراینجا میتوان خیلی از مسائل فرهنگی ،آموزشی،پژوهشی،اجتماعی،تمدن کشورهاوسرزمین ها،مقایسه حکومت هاوآزادی عمل ها،رسیدن به آمال وآرزوهای رویایی وخلاصه کلام عجب میدان بازی برای خودنمائی وبروز دادن قابلیت هاست!آرمان گرائی در خون آن ها موج میزند،سازندگی و دست یابی به موفقیت هادراولویت اول قرار دارند.ملت ها هستند که سرنوشت سازند.بنا براین ازگفته های ناامید کننده بپرهیزیم وباعشق به زندگی و زنده بودن ثابت کنیم که ما دارای هدف هستیم ،ناملایمات و مشکلات را پشت سر میگذاریم.چشم امید ملت ایران به نسل جوان است.توجه به علم وبها دادن به نخبه ها ودر اختیار گذاشتن امکانات ضروری برای آن هاوجلوگیری ازفرارمغز ها همه وهمه از اهداف آرمانی یک جامعه است.مابزرگانی چون خیام،مولوی،ذکریا رازی،ابوعلی سینا،سعدی،حافظ،واز همه مهمترپیش قراولانی همچون فارابی را که مسیرراتعریف کرده اند و همه به نوع دوستی،آداب ورسوم،تربیت،مهرورزیدن،کمک به هم نوع وآشتی وفراراز جنگ وخون ریزی توصیه کرده اند،چرا باید تئوری های آنان را نادیده انگاریم وبه آنها بها ندهیم؟تلاش کنیم در صفحه فیس بوک فضائی آزاد برای اظهار وجود خلق کنیم تا با رغبت وشادمانی از اینکه زنده هستیم وزندگی میکنیم سرزنده وشاداب باشیم.دنیا میدان ابراز عقاید واندیشه هاست،مردم اند که با دیدن وخواندن انتخاب میکنند.هیچکس حق القائ عقیده به کسی را نخواهد داشت و این میسر نمیشود مگر به همت وتلاش شما.

ناگفته نماندکه دست یابی به هر هدفی نیازمند تلاش خستگی نا پذیری است تا به هدف دست یافت.ساده ترین مثل کوهنورد است ،باید شیب تند کوه را به قصد قله طی کند و قله را فتح نخواهد کرد مگر با خستگی ،عرق ریختن،وتلاش مستمر.با آرزوی رسیدن به قله اهداف.

در کوهنوردی رسم بر این است که مجرب ها بعنوان راهنما بلد راهند.جان کلام واصل سوال من اینجاست؟

آیا میتوان برای راه بلد از وجود مسن ترها استفاده نمود؟آنان که سرد وگرم روزگار را تجربه کرده وبا ناملایمات یا سازش ویا مبارزه کرده اند. آنان که دل نگران آینده فرزندان خود هستند.چگونه میتوان آنان را به صفحه فیس بوک هدایت کرد؟آیا کار عبثی است ویا نیاز به حوصله جوانها وآموزش گام به گام آنان دارد.ما دلمان میخواهد که همراه وهمدل و مونس هم باشیم. بیائیم تفاوت سن را از میان برداریم ومهربانانه در کنار هم باشیم . به امید فردائی پر از نشاط ،شادمانی وامید به آینده.


 
 

Design By : Night Skin