بحران نگران کننده یوز پلنگ ایران در زیستگاههای استان یزد

 

       سه قلاده یوز نر آخرین بازمانده یوزپلنگها در زیستگاههای استان یزد

دریک کلام اگر خواسته باشیم راجع به وضعیت یوز در استان یزد صحبت کنیم تنها در یک جمله باید بنویسیم یا بگوئیم که به بقایش امیدی نیست .

واما بهتر است برای اینکه دوستان و علاقمندان از روند فعالیتهای استان یزد مطلع باشند تاریخچه کوتاهی  از روند حفاظت و اقدامات صورت گرفته هرچند مختصراشاره ای داشته باشم . درسال 1363-1365 منطقه ای بوسعت 900000 – 1000000 هکتار از شمال شرقی ترین نقطه یزد همجوار با منطقه نو درهنگ رفسنجان تا رباط پشت بادام بعنوان منطقه شکار ممنوع انتخاب شد.این محدوده شامل منطقه کوه بافق – آریز – دره انجیر و نیباز – کوههای ناتک ،تاشک ،اسکمبیلو و کوههای پرویز و قسمتهائی از رباط پشت بادام را دربر میگرفت. بعد از آن اولین گزارش منطقه حفاظت شده کوه بافق توسط مرحوم مهندس آشتیانی و اینجانب تهیه شد تا برای ارتقاء سطح حفاظت به سازمان ارسال شود. سپس ازمیان این محدوده سه منطقه انتخاب شد . 1-منطقه حفاظت شده کوه بافق 2- پناهگاه حیات وحش دره انجیر و نی باز3- منطقه شکارممنوع آریز و مابقی بعلت تعارضات جدی (فعالیتهای معدنی انرژی اتمی)آزاد اعلام شد.بعد از به تصویب رساندن این سه منطقه ، منطقه سیاه کوه اردکان را در سال 77ازمحل ده درصد سازمان جنگلها و مراتع به حفاظت شده تبدیل و سپس محدوده ای از آن به پارک ملی ارتقاء سطح داده شد. درحقیقت یک کریدور زیستی از منطقه بافق – آریز – دره انجیر و نی باز و پارک ملی سیاه کوه ایجاد شد .

علیرغم گزارش نادرست و غیر کارشناسانه ای که توسط دو تن از کارشناسان اعزامی از سوی سازمان مبنی براینکه مناطق پیشنهادی استان یزد (دره انجیر – کوه بافق و آریز)هیچگونه قابلیت اکولوژیکی و بیولوژیکی نداشته و تنها در مدت پنج روز مأموریت تنها دوحلقه افعی شاخدار و چند عدد موش دوپا موجود دیگری مشاهده نگردید.(گزارش درآرشیو اداره کل موجود است )اداره کل محیط زیست استان یزد در مقام دفاع برآمد و گزارش را مغرضانه تلقی و تلاش نمود تا مناطق پیشنهادی برای تصویب به شورایعالی راه یابدو در نهایت مناطق پیشنهادی مصوب و در روزنامه رسمی کشور درج ومنتشر شد.

همانگونه که مستحضرند پروژه یوزپلنگ آسیائی از شهریور 1380بمدت چهارسال فعالیت خودرا آغاز نمود.وپس از ارزیابیهای کارشناسانه با حضور تعدادی از کارشناسان مؤسسه W.c.S تعداد پنج زیستگاه منتخب جهت اجرائی نمودن اهداف پروژه انتخاب شد که از آن جمله: پارک ملی کویر – پارک ملی و منطقه حفاظت شده توران – منطقه حفاظت شده کوه بافق _ پناهگاه حیات وحش دره انجیر و نی باز – پناهگاه حیات وحش نایبندان . تلاش استانهای یزد – سمنان و تهران منطبق بر اهداف سند پروژه به جد آغاز که با تنظیم پروتوکلهائی که برای سرشماری طعمه ها و کاشتن دوربین های تله ای در زیستگاههای منتخب منجر به نتایج مطلوبی گردید ونهایتاً جمعیت یوز پلنگ ایران را براساس اطلاعات جمع آوری شده در دهه 80 بین 100- 65 قلاده تخمین زده شد و راهکارهای نجات گونه نیز با جمع بندی نقطه نظرات کارشناسی به زیستگاههای منتخب ابلاغ گردید ازمیان این جمعیت تخمین زده شده ، طبق بررسیهای بعمل آمده از تصاویر یوزها تعداد 49 قلاده در استان یزد به غیر از نایبندان طبس که مدتی به یزد ملحق گردیده بود قطعی است . اطلاعات در آرشیو اداره کل استان موجوداست.این 49 قلاده دارای گستره وسیعی بودند که در کریدور زیستی بافق – آریز – دره انجیر و سیاه کوه در رفت و آمد بودند.زیبا ترین عکسی که روزنامه های خارج آنرا درصفحه اول چاپ نمودند تصویریک خانواده مشتمل بر پنج قلاده یوز (سه توله و پدر و مادر)در منطقه دره انجیر و نی باز بودکه این موارد امید زیادی را درنجات و بقاء یوز در دل دوستداران حیات وحش ایجاد نمود . اینک پس از گذشت ده /10 سال در مدت سه سال گذشته تنها 3 قلاده یوز در عکسها مشاهده که هر سه قلاده نر هستند و در کریدور زیستی درحال تردد.بنظر میرسد سن یوزپلنگها نیز بالاست ،متأسفانه این سه قلاده تنها موجودی یوزپلنگهای استان یزد است. درتوران و پارک ملی نیز آمار دلگرم کننده ای وجود ندارد. بنا براین وجود سه یوز نر جای هیچگونه امیدواری برای نجات و بقاء یوز را نوید نمیدهد.

پیشنهاد استان مبنی بر فنس کشی محدوده ای معادل 30-20هزار هکتار در پناهگاه حیات وحش دره انجیر و نی باز است تا درصورت عملیاتی شدن این پیشنهاد بتوان نسبت به تکثیر نیمه طبیعی آن در محدوده حصار اقدام مثبتی در راه نجات گونه برداشت.جلسه کاری این پیشنهاد فردا در سازمان تشکیل خواهد شد.با امعان نظر به اینکه از سال 1382 تا سال1386 بنده بعنوان مدیر یا قائم مقام پروژه ملی یوز پلنگ آسیائی فعالیت داشته ام در سالهای اخیر هیچگونه مصاحبه ای با نشریات کشوری و استانی نداشته ام و نخواهم داشت .بدون تردید اگر این وضعیت ادامه یابد و سازمان اقدام جدی در این زمینه ننماید انقراض یوز ایران بطور حتم قطعی است و ایران یکی دیگر از گونه های ارزشمند خانواده گربه سانان را از دست خواهد داد. اظهار نظرکارشناسی و گفتن حقایق از نظر مدیران ستادی کارپسندیده ای نیست .امیدواریم مسؤلین از دلسوزان استانها حمایت کنند تاوضعیت حیات وحش ایران ازاین بحران نجات یابد . باهم دعا میکنیم.

/ 1 نظر / 18 بازدید
انسان و طبيعت

سلام استاد و دوست گرامي خودم جناب آقاي اكبر همدانيان مطالب جالب خسته نباشيد استفاده نمودم خدا رحمت كنه مهندس آشتياني همون نبود سال 50 سازمان افسر وظيفه بود